نویسنده: سیروس سجادیان

در روزهای پایانی خرداد ۱۴۰۵، طنین توافقی تازه در فضای دیپلماتیک منطقه پیچیده است؛ یادداشت تفاهمی ۱۴ مادهای که در صورت اجرای کامل، میتواند صفحه جدیدی در مناسبات پیچیده ایران و آمریکا بگشاید. این سند که پس از ماهها درگیری و نبردی تمامعیار بر سر تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران پا گرفته، بیش از آنکه یک «توافق نهایی» باشد، نقشه راهی برای بازگشت به شرایط عادی اقتصادی و مهار بحرانهایی است که خاورمیانه را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
مفاد توافق؛ آتشبسی دائمی با چشم انداز اقتصادی
متن پیشنویس ۱۴ مادهای که از کانال رسانههای ایرانی منتشر شده، چارچوبی روشن برای پایان فوری و دائمی جنگ در تمام جبههها از جمله لبنان ترسیم میکند. بر اساس این بندها، ضمن تعهد آمریکا به احترام به حاکمیت ایران و عدم مداخله در امور داخلی، محاصره دریایی علیه ایران ظرف ۳۰ روز لغو و نیروهای نظامی بیگانه از مناطق پیرامونی کشور خارج میشوند. در نقطهای کلیدی، تنگه هرمز با مدیریت ایران برای ناوبری بینالمللی بازگشایی خواهد شد.
در بخش اقتصادی، تعلیق تحریمهای نفتی و پتروشیمی و آزادسازی تدریجی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده در بازه ۶۰ روزه پیشبینی شده است. همچنین ارائه طرحهای بازسازی به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار توسط آمریکا و متحدانش، یکی از مهمترین بندهای این تفاهم به شمار میرود؛ هرچند که دونالد ترامپ شخصاً گزارشها در مورد پرداخت این مبلغ را تکذیب کرده و معاون او، جیدی ونس، آن را به سرمایهگذاری بخش خصوصی وابسته دانسته است.
چالش بزرگ: اسرائیل، بازیگری که خارج از میز مذاکره تصمیم میگیرد
شاید مهمترین نقطه آسیبپذیری این تفاهم، موضع رژیم صهیونیستی باشد. مقامات ارشد اسرائیلی در اقدامی بیسابقه، به صراحت اعلام کردهاند که خود را ملزم به اجرای این توافق نمیدانند و آن را تهدیدی وجودی برای خود تلقی میکنند. ایتامار بن گفیر، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی، با لحنی تند نوشت: «توافق ترامپ ما را ملزم نمیکند… ما طرف این توافق نیستیم». وزیر دارایی این رژیم نیز گفت: «ما باید خودمان مبارزه برای سرنگونی رژیم را با ابزارهای خلاقانه ادامه دهیم».
نکته هشداردهندهتر آنکه حتی مقامات نظامی و اطلاعاتی اسرائیل نیز با این توافق مخالفند. بر اساس گزارشی از جروزالم پست، اکثریت قریببهاتفاق مقامات ارتش و موساد معتقدند توافق فعلی ناکافی است، چرا که تهدیدات موشکی و نیابتی ایران را نادیده گرفته است. این نهادها معتقد بودند حفظ فشار تحریمها میتوانست رژیم ایران را در عرض یک سال سرنگون کند؛ اما ورود منابع مالی جدید این چشمانداز را به تأخیر خواهد انداخت.
تضمین آمریکا؛ وعدهای بر کاغذ یا واقعیتی میدانی؟
پرسش بنیادین آن است که آیا ایران برای مهار اسرائیل در بازه ۶۰ روزه، تضمین عملی از آمریکا دریافت کرده است. با مرور تجربه تاریخی برجام و ساختار قدرت در واشنگتن، پاسخ محتاطانه «خیر» است. آمریکا همواره مدعی ناتوانی در تعیین تکلیف برای اقدامات «دفاعی» یک دولت دیگر بوده است؛ توجیهی دیپلماتیک که به آن اجازه میدهد از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
ساختار داخلی قدرت در آمریکا نیز مزید بر علت است. هیچ رئیسجمهوری در آمریکا توان سیاسی ندارد که رسماً تعهد دهد جلوی اقدامات اسرائیل را میگیرد. انجام چنین کاری به معنای خودکشی سیاسی در برابر لابیهای قدرتمندی چون ایپک است. افزون بر این، بسیاری از تحلیلگران معتقدند واشنگتن در پازلی پنهان از اقدامات ایذایی اسرائیل به عنوان اهرم فشاری غیررسمی علیه ایران استفاده میکند.
حتی اگر در متن توافق ذکری از لزوم خویشتنداری متحدان شده باشد، هیچ سازوکار تنبیهی مؤثری برای آمریکا در صورت نقض عهد توسط متحدش پیشبینی نشده است. جو کنت، رئیس سابق مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، صراحتاً هشدار داده که «اسرائیل از هر فرصتی برای تضعیف توافق استفاده کرده است» و برای تضمین ماندگاری آن، واشنگتن باید کمکهای نظامی و اطلاعاتی خود به تلآویو را قطع کند.
نتیجهگیری: قدرت بازدارندگی، نه کاغذهای دیپلماتیک
با در نظر گرفتن این واقعیات، میتوان نتیجه گرفت که تکیه بر قولهای شفاهی یا حتی کتبی آمریکا برای مهار اسرائیل، ریسکی راهبردی و احتمالاً نافرجام خواهد بود. رژیم صهیونیستی همچنان استراتژی «نبرد در سایه» را دنبال میکند و نگران است که لغو محاصره و سرازیر شدن منابع مالی، موازنه قوا را به نفع ایران تغییر دهد. لذا احتمال انجام عملیاتهای خرابکارانه در تأسیسات یا ترور هدفمند مستشاران، توسط این رژیم بسیار بالا است.
بنابراین، تنها تضمین واقعی برای ایران در این شرایط، نه مفاد روی کاغذ توافق، بلکه قدرت بازدارندگی میدانی خود و نیروهای مقاومت است. حفظ توان پاسخگویی فوری و پرهزینه برای اسرائیل، بهگونهای که هرگونه اخلال در روند توافق را با هزینهای گزاف مواجه سازد، مؤثرترین راهکار برای حفظ دستاوردهای این تفاهم و جلوگیری از فروپاشی زودهنگام آن خواهد بود.