به قلم دکتر مهدیه شادمانی دکتری روابط بین الملل. هیئت علمی دانشگاه

در میان تحلیلهای گوناگون از دکترین امنیتی و سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، یک راهبرد بنیادین کمتر بهدرستی فهم و تبیین شده است: راهبرد «بازدارندگی همهجانبه» با هدف دور ساختن سایه شوم جنگ از سر ملت. برخلاف تصور رایج، امام شهید هیچگاه طالب و متمایل به جنگ نبودند؛ بلکه تمام همتشان، چه با تهدید و سیاست مقتدرانه و چه با انعطافهای مدبرانه در مقاطع گوناگون، مصروف جلوگیری از وقوع جنگ علیه ایران میشد.
این راهبرد بر یک محور استوار و روشن قرار داشت: رساندن قدرت ایران به سطوحی بازدارنده که دشمن جرأت تهدید، تحریم و تهاجم نداشته باشد. این تفکر نه یک شعار مقطعی، بلکه گفتمانی جاری در تمام اجزا و شئون جامعه بود که در سه حوزه کلیدی اقتصاد، فرهنگ و نظامیگری تبلور مییافت.
استحکام درونی بهمثابه دژ دفاعی
امام شهید بهکرات تأکید میکردند که ضعف داخلی، مجوز تحریم بیرونی است. نگاه ایشان به مقوله اقتصاد مقاومتی، فراتر از یک تدبیر موقت، یک راهبرد تمدنی بود: چنان در اقتصاد قوی شویم که دشمن اگر هم اراده کند، نتواند ما را تحریم کند. بارها هشدار دادند که «چون ما در برخی موارد ضعیف هستیم، دشمن همانجا را تحریم میکند.» در این منطق، تحریم بیش و پیش از آنکه فشاری خارجی باشد، نمودی از کمکاری و نقص داخلی است. از همین رو، استحکام اقتصادی، نخستین و حیاتیترین لایه از راهبرد دورسازی جنگ محسوب میشد؛ ملتی که نان و دارویش وابسته نباشد، در مذاکره و معرکه ناچار به التماس نمیشود.
در بُعد فرهنگی نیز، امام شهید فرهنگ شرقی-ایرانی-اسلامی را دژی مستحکم میدانستند. اگر این فرهنگ بالنده، خودباور و روزآمد باشد، فرهنگ مهاجم غربی توان نفوذ و آسیبرسانی نخواهد داشت. به باور ایشان، شکست در جنگ نرم، مقدمه شکست در عرصههای سختتر است؛ چرا که تهاجم فرهنگی، سپاه دشمن را بدون شلیک یک گلوله تا قلب پایتخت پیش میراند. صیانت از هویت فرهنگی، بخش جداییناپذیر بازدارندگی همهجانبه بود.
و در حوزه نظامی، اصل روشن بود: قدرت نظامی بازدارنده، چتر امنیت کشور است. اگر ایران به چنان توانمندی دست یابد که هزینه هر ماجراجویی را برای متجاوز سنگین و فراتر از تصور سازد، دشمن هرگز جرأت حمله نخواهد کرد. این دکترین که امروز مبنای اقتدار دفاعی کشور است، ریشه در همان اندیشه بلندی دارد که امنیت را نه در التماس به قدرتهای جهانی، بلکه در بازوان توانمند فرزندان ملت جستوجو میکند.
نه جنگطلب، نه تسلیمطلب
در نظام اندیشهای امام شهید، «تسلیم» مفهومی بیگانه و مطرود است. اما این نفی تسلیم، به معنای طلب جنگ نیست. ما به تعبیر دقیق ایشان، نه جنگطلبیم و نه تسلیمطلب. اگر جنگی تحمیل شود و دشمن در حق ایران ظلم کند، باید ایستاد و دشمن را از کرده خود پشیمان ساخت. به بیانی روشنتر، ما استاد نواختن سمفونی جنگیم؛ با آن زندگی میکنیم، از دل بحرانها فرصت میآفرینیم و درسها میدهیم و درسها میگیریم.
اما این توانمندی و استادی در میدان رزم، هرگز به معنای رغبت به جنگ نبود. امام شهید بهخوبی آگاه بودند که جنگ، افزون بر خسارتهای انسانی جبرانناپذیر، فرصتهای توسعه را میسوزاند، زیرساختها را ویران میکند و معیشت ملت را در تنگنایی شدید قرار میدهد. به همین دلیل، تمام همت و تدبیرشان را با بهرهگیری از اقتدار و ظرفیتهای منطقهای و مواضع حکیمانه و غرّا، برای دور کردن سایه جنگ از سر مردم ایران به کار میگرفتند.
میان این دو رویکرد – آمادگی کامل برای دفاع و اجتناب قاطعانه از آغازگری – نه تنها هیچ تعارضی وجود ندارد، بلکه همپوشانی کامل دارند. این همان «قدرت صلحآفرین» است؛ قدرتی که آنچنان مهیب و آماده است که اساساً اجازه وقوع جنگ را نمیدهد و معادله را پیش از شکلگیری بحران، به سود امنیت ملی تغییر میدهد.
دیپلماسی مقتدرانه، نه التماسآمیز
شخصیتهایی که در دو جنگ اخیر منطقهای صراحتاً این رویکرد را نمایندگی کردند، در حقیقت در امتداد همین راهبرد انقلابی حرکت میکردند. شهید لاریجانی از آن جمله بود که تلاش خالصانه برای دور ساختن سایه جنگ از کشور را رسالت خود میدانست و در این مسیر از هیچ کوششی دریغ نکرد.
بر این اساس، اگر متولیان پروندههای امنیتی و دفاعی ایران، اتاق فکرهای جنگ، شوراهای عالی امنیت ملی و تیمهای مذاکرهکننده، همتشان را بر دور ساختن سایه جنگ از ایران متمرکز کنند، نه تنها نباید آماج سرزنش و تهمت قرار گیرند، بلکه شایسته تقدیر و تشجیعاند. این راهبرد، منفعلانه و محافظهکارانه نیست؛ بلکه دقیقاً در نقطه مقابل، اقدامی انقلابی، پیشرو و برگرفته از عمق راهبردی بنیانگذار جمهوری اسلامی است. انقلابی بودن این رویکرد در آن است که با تکیه بر توان داخلی و قدرت بازدارنده، ابتکار عمل را از دشمن میگیرد و صحنه را به گونهای مدیریت میکند که جنگ به نفع ملت ایران اساساً رخ ندهد.
البته این اهتمام زمانی مطلوب و منطبق بر سیره امام شهید است که با اقتدار کامل همراه باشد و سیگنال قدرت و آمادگی صددرصدی برای جنگ و دفاع به دشمن مخابره شود. اگر این تلاش آلوده به التماس و چربزبانی ضعیفانه گردد، نه تنها تأمینکننده منافع ملی ایران نخواهد بود، بلکه از مسیر نورانی امام شهید نیز فاصله دارد. شرط توفیق این راهبرد بزرگ، آن است که دشمن بداند پشت میز مذاکره، ملتی ایستاده است که سینهاش از آمادگی رزمی و ایمان جهادی آکنده، اما دلش با صلح شرافتمندانه و پایدار است. این است رمز ماندگاری و سربلندی ایران اسلامی در گذر از طوفانها.