سيد محی الدین حسینی ارسنجانی
روزنامه نگار
شعار ملی شدن تولید و خودکفایی در کاغذ از جمله شعارهای دولت سیزدهم در سال نخست کاری خود بود که البته محقق نشد و کاغذ در بازار گران و گران تر شد و همچنان بخش اعظمی از کاغذ مورد نیاز کشورمان از خارج تامین شده و میشود.البته دولت نسبت به این مساله بی تفاوت نبوده و اراده اش بر این است که با ارائه تسهیلات به تولیدکنندگان کاغذ، تلاشهایی در جهت خودکفایی در این حوزه داشته باشد تا در نتیجه،صنعت نشر بتواند بهتر از قبل فعالیت کند.اما دستهایی پیدا و پنهان که همانا مافیای کاغذند اجازه تصمیمات جدی به دولت را نداده و البته وزارت ارشاد نیز باید در این زمینه جدی تر عمل و مطالبه نماید.بسیاری از ناشران، فعالیتهای خود در طول سال را بر اساس میزان درآمد خود از نمایشگاه کتاب برنامه ریزی میکنند اما برگزار نشدن طولانی این رویداد مهم فرهنگی در سالهای اخیر یا نمایشگاههای فصلی در بسیاری از استانها و مناطق کشور موجبات نگرانی بسیاری از فعالان حوزه نشر و چاپ کتاب در ایران را فراهم آورده است.یکی از اقدامات مهم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت سیزدهم بایستی اقدام به تامین نیاز کافی ناشران به کاغذ باشد.یادم هست چند صد تن از کاغذهای مورد نیاز ناشرین و چاپخانه داران طی چند سال در سازمان گمرک مانده بود و بعد با پیگیریهای خود ناشران آزاد شد. دولت وعده داده که تا پایان سال ۱۴۰۴ بتواند به خودکفایی در موضوع کاغذ برسد،اما به دلیل عدم حمایت کافی از سرمایه گذاران این بخش و رها شدن ناشران و بی برنامگیهای این حوزه، مشکلات ناشران،شرکتهای پخش،کتابفروشان،مولفان،مترجمان و…هنوز رفع نشده و صنعت چاپ و نشر ایران به دلیل کهنگی تجهیزات و فرسودگی امکانات و عدم اعتماد کافی فعالان نشر به مسئولان امورشان رو به فنا و نابودی است.دولت حتی برای فروشگاههای عرضه کتاب و کتاب فروشیها برنامه جامعی ندارد تا مردم به استقبال از طرحهای جذاب فرهنگی ناشرین و کتابفروشان بروند. برنامه هایی که میتواند باعث رونق فروشگاه های کتاب شود.چنانچه برنامه های جدیدی برای حمایت از فروشگاهها و کتابفروشیها در اولویت و دستور کار دولت قرار گیرد شاهد رونق بازار خرید کتاب و کتابخوانی خواهیم شد.بعد از نوسانات ارزی و افزایش عجیب قیمت دلار،تولید کاغذ ملی اهمیت و قیمت زیادی پیدا کرد.دولت هم نتوانست با این وضع با یارانه دولتی نیاز ناشران به کاغذ را تامین کند و این روند موجب افزایش قیمت کاغذ، کتاب و در کل سختتر شدن دسترسی مردم به کتاب و کاهش سرانه مطالعه و فعالیت عادی و روزمره ناشران شد.متاسفانه اقدامات برای راهاندازی کارخانه های کاغذسازی در ایران با جدیت ادامه پیدا نکرد.برخی از افراد دولت گفته اند از راه جنگلهای دست کاشت یا بازیافت کاغذ،به تولید کاغذ داخلی اقدام میکنیم که البته چنین چیزی نشدنی و در حد حرف و شعار است. دولت باید از ارائه کاغذ به ناشر نماها خودداری کند.ناشر نماها،افرادی هستند که با شناسایی آثار پرفروش ناشران،اقدام به کپیبرداری، چاپ و فروش این دست از آثار میکنند.از سال ۱۳۴۸ قانون حمایت از مولفان، مصنفان و هنرمندان در ایران به تصویب رسیده اما در حد همان چند خط و نوشته باقی مانده و نمیتواند مانع چند بار ترجمه شدن یک کتاب در ایران شود.ناشرنماها از این مساله استفاده کرده اند و با ایجاد تغییرات کوچک در متن آثار ترجمه شده، با استفاده از نام افرادی که حضور حقیقی ندارد یا افرادی مانند اعضای خانوادهشان که لزوما مترجم نیستند و صرفا برای اینکه نام مترجم کتاب تغییر کرده باشد، کتاب را با نام مترجم جدید منتشر میکنند.اتفاق تاسف بار این بوده و هست که گاهی این دست از ناشران هم میتوانستند از کاغذ با یارانه دولتی استفاده کنند.در مسیر ملی شدن تولید کاغذ در ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها است و وزارتخانه های دیگر از جمله وزارت “اقتصاد” و “صمت: باید در این مسیر به کمک ارشاد امده و با ارائه تسهیلات به راهاندازی کارخانههای تولید کاغذ کمک کنند تا به حداکثر ظرفیت تولید کاغذ برسیم و مشکل گرانی و نظم در توزیع کاغذ به ناشران واقعی رفع گردد.