تحلیل اختصاصی ایران ریپورتس | دکتر سیدوفا مشکوة

جهان در آستانه یکی از سرنوشتسازترین نقاط عطف ژئوپلیتیکی خود، نظارهگر گردهمایی وزیران خارجه بریکس در دهلی نو است. نشستی که در روزهای ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۴ و ۱۵ مه ۲۰۲۶) به ریاست هند برگزار شد، نه یک دیدار تشریفاتی، که آزمونی سخت برای سنجش توانایی «قطب جدید قدرت جهانی» در مدیریت بحرانهای امنیتی برآمده از نظم رو به زوال غرب بود. در قلب این آزمون، جمهوری اسلامی ایران قرار داشت که با دیپلماسیِ قاطعانه، نبضِ نشست را به دست گرفت.
۱. دهلی، صحنه تقابل ارادهها؛ از شکافهای ساختاری تا اجماع محتاطانه
نشست دهلی در حالی زیر سایه سنگین جنگ در غرب آسیا برگزار شد که شکافهای عمیق درون این ائتلاف ۱۱ عضوی بیش از هر زمان دیگری نمایان است. غیبت وانگ یی، وزیر خارجه چین که همزمان با سفر دونالد ترامپ به پکن رخ داد، نماد تناقض راهبردی اعضایی است که میان تعامل با قدرتهای سنتی و وفاداری به متحدان جدید مردد ماندهاند. در مقابل، حضور قدرتمندانه عباس عراقچی و سرگئی لاوروف، وزیران خارجه ایران و روسیه، بلوک اوراسیایی را به محور اصلی مباحث بدل کرد. این تضاد، تصویری از یک «بلوک در حال تکوین» ارائه داد که وحدت آن، نه بر سر آرمانها، که در میانه منافع متضاد اعضایش در حال شکلگیری است.
سوبرامانیام جایشانکار، وزیر خارجه هند، در سخنرانی افتتاحیه خود، به درستی فضای نشست را «مقطع تغییرات شگرف در روابط بینالملل» توصیف کرد و خواهان نقش «سازنده و ثباتبخش» بریکس شد. اما این ثبات، پیش از هر چیز، نیازمند گذر از بحرانی است که قلب تپنده اقتصاد جهانی، یعنی جریان آزاد انرژی از تنگه هرمز را نشانه رفته است.
۲. ابتکار عمل ایرانی؛ از طرح مطالبات تا خنثیسازی اجماع ضد ایرانی
در این فضای ملتهب، دیپلماسی ایران نه از موضع انفعال، که از جایگاه یک «مدعی» به پیش رفت. عراقچی در سخنرانی خود، محورهای زیر را به عنوان خطوط قرمز تهران ترسیم کرد:
- ابطال گفتمان شکستپذیری: او با تأکید بر اینکه «ایران شکستناپذیر است و هر زمان تحت فشار قرار گیرد، نیرومندتر از پیش ظاهر میشود»، روایت غربی از آسیبپذیری ایران را به چالش کشید.
- محکومیت تجاوز و مطالبه اقدام عملی: عراقچی با محکوم کردن «توسعهطلبی غیرقانونی» آمریکا و اسرائیل، از اعضای بریکس خواست تا «برای توقف جنگطلبی، دست به اقدام عملی» بزنند و به «حس برتریطلبی و مصونیت از مجازات» غرب پایان دهند.
- ارائه چهرهای مسئول از خود: در یک مانور هوشمندانه رسانهای، عراقچی در حاشیه نشست تأکید کرد «تنگه هرمز برای تمامی کشتیهای تجاری باز است». این پیام، که مستقیماً نگرانیهای شریک حیاتی ایران یعنی هند را هدف گرفته بود، برگ برندهای برای خنثیسازی ادعاهای غرب مبنی بر تهدید امنیت انرژی از سوی ایران بود.
۳. مثلث ژئواکونومیک؛ نفت، تحریم و مسئولیت هند
اهمیت راهبردی این نشست برای ایران در پیوند خوردن سه مؤلفه کلیدی نهفته است: نفت، تحریم و امنیت آبراهها. هند به عنوان میزبان نشست و سومین واردکننده بزرگ نفت جهان، به شدت نگران تداوم بحران انرژی ناشی از جنگ و اختلال در مسیر تنگه هرمز است. جیشنکر در سخنرانی خود، حفظ جریان آزاد کشتیرانی در این آبراه را برای اقتصاد جهانی «حیاتی» خواند.
در این میان، دیپلماسی ایران توانست برگ برنده ژئواکونومیک خود را به یک اهرم فشار سیاسی مؤثر تبدیل کند. در شرایطی که هند برای جبران کمبود انرژی خود به شدت به نفت روسیه متکی شده است, تهران با ارائه تضمینهای مشروط، عملاً دهلی را به یک میانجیگر فعال در بحران تبدیل کرد. بیجهت نیست که نخستوزیر مودی در حاشیه نشست، دیدارهای جداگانهای با عراقچی و لاوروف داشت تا شاید بتواند این گره را باز کند.
۴. رویارویی با امارات؛ پیامی فراتر از یک اختلاف دوجانبه
یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماتیک ایران در این نشست، به چالش کشیدن آشکار نقش امارات متحده عربی بود. عراقچی، بدون هیچ مماشاتی، ابوظبی را به دلیل ارائه پایگاههای نظامی، حریم هوایی و تسهیلات اطلاعاتی به آمریکا و اسرائیل، «شریک فعال تجاوز» نامید. این صراحت بیسابقه، نه تنها ابوظبی را در موضع تدافعی و انفعالی قرار داد، بلکه پیامی روشن به سایر اعضای بریکس داشت: همراهی با جبهه متجاوز، بدون هزینه نخواهد ماند.
نتیجه این فشار، عملاً فلج شدن روند صدور بیانیه پایانی شد. گزارشها حاکی از آن است که امارات تلاش داشت تا با گنجاندن عباراتی علیه پاسخ نظامی ایران، اجماع را به نفع خود مصادره کند. اما دیپلماسی قاطع ایران، مانع از موفقیت این سناریو شد. اعلام اینکه امارات «مانع نهایی شدن متن» بیانیه شده است، خود یک پیروزی برای تهران محسوب میشود، چرا که عدم صدور بیانیه را به انسداد ناشی از لجاجت ابوظبی تقلیل داد.
۵. روسیه و چین؛ بازیگرانی با اولویتهای متعارض
نشست بریکس، بار دیگر نقش پیچیده مسکو و پکن را به نمایش گذاشت. روسیه، به عنوان همپیمان راهبردی تهران، حضوری پررنگ داشت و لاوروف تلاش کرد تا نشست را به محملی برای مقابله با یکجانبهگرایی غرب بدل کند. اما چین، به عنوان شریک تجاری اصلی ایران و همزمان بازیگر محتاط در برابر واشنگتن، ترجیح داد در سطح پایینتری (سفیر خود) حضور یابد. این اقدام پکن، در کنار میزبانی همزمان از ترامپ، نشان داد که چین هنوز حاضر نیست برای حمایت کامل از تهران، هزینه گسست راهبردی با غرب را بپردازد. این محاسبهگری، تلنگری برای سیاست خارجی ایران بود تا بیش از پیش به عمق اختلاف منافع در میان قدرتهای بزرگ پی ببرد.
۶. بریکس؛ از حاشیه به متن قدرت جهانی و افق نوین ایران
اهمیت این نشست فراتر از بحران کنونی، در بلوغ نهادی بریکس نهفته است. این بلوک که اکنون ۴۹.۵ درصد جمعیت جهان و حدود ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را نمایندگی میکند، آرامآرام در حال گذار از یک باشگاه اقتصادی به یک «قطب ژئوپلیتیکی» است. برای ایران، حضور مؤثر در این ساختارِ در حال تکوین، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت راهبردی است.
بریکس برای ایران، پناهگاهی در برابر طوفان تحریمهای غرب است. این بستر، فرصت تنفس اقتصادی از طریق تجارت با ارزهای ملی، دور زدن تحریمها و تقویت پیوندهای مالی با قدرتهای نوظهور را فراهم میکند. همانگونه که کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه ایران تصریح کرد، بریکس میتواند «بستری برای همکاری برابر، احترام متقابل و دفاع از حقوق ملتها در برابر انحصار، تحریم و سیاست اجبار» باشد. نشست دهلی نشان داد که «جنوب جهانی» دیگر حاضر نیست منفعلانه نظارهگر نظم تحمیلی غرب باشد.
سخن پایانی: دستاوردها و چشمانداز پیش رو
نشست وزرای خارجه بریکس در دهلینو، علیرغم تمام چالشها، یک آزمون موفقیتآمیز برای دیپلماسی ایران در شرایط جنگی بود. عراقچی و تیم همراهش نشان دادند که حتی زیر سنگینترین فشارهای نظامی و اقتصادی، میتوان در بزرگترین مجامع بینالمللی، نبض گفتگوها را در دست گرفت. تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک «بازیگر مسئول ولی غیرقابل انعطاف در برابر زور»، بزرگترین دستاورد این سفر بود.
این نشست، فصل تازهای در دفتر روابط ایران و بریکس گشود. مهمترین نتایج آن عبارت بودند از:
- شکست پروژه انزوای ایران: عضویت فعال و تأثیرگذار ایران در بریکس، ادعای انزوای ایران را بیاعتبار کرد.
- تقویت گفتمان ضد سلطه: دیپلماسی ایران، بریکس را یک گام به محکوم کردن «توسعهطلبی غرب» نزدیکتر کرد.
- تعمیق شکاف در جبهه متخاصم: رویارویی با امارات، ضمن تضعیف یک بازیگر متخاصم، به بقیه اعضا نشان داد که هزینه همدستی با متجاوزان سنگین خواهد بود.
- تضمین امنیت انرژی به مثابه یک اهرم قدرت: ایران با نمایش مسئولیتپذیری خود در قبال شریان حیاتی اقتصاد جهان، برگ برنده خود را تثبیت کرد.
اکنون توپ در زمین قدرتهای نوظهور است. پرسش اصلی این است که آیا آنها میتوانند از بیانیهها فراتر رفته و با اقدام عملی، فاصله خود را با نظم فرسوده و بحرانساز غرب معنادار کنند؟ پاسخ به این پرسش، نه تنها سرنوشت خاورمیانه، بلکه آینده نظم جهانی را رقم خواهد زد.