ایران ریپورتس –دکتر سیدوفا مشکوة تحلیلگر اقتصاد بین الملل

در میان هیاهوی پروپاگاندای جنگی و جنجال طبلهای توخالی انتخابات میان دورهای کنگره، سندی از دل برجهای شیشهای فرانکفورت بیرون خزیده که میتوان آن را «اعترافنامه شکست» نامید. خبرگزاری رویترز، این بلندگوی رسانهای وال استریت، ناگزیر شده پرده از گزارش محرمانه و بهغایت تلخ بانک مرکزی اروپا بردارد. در این سند که گویی با جوهر حسرت نگاشته شده، اقتصاددانان یورو به صراحت اعلام کردهاند که ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران، نه تهران که بروکسل را به تختگاه «زخم روانی و اقتصادی مضاعف» بدل کرده است.
بگذارید صریح و بیپرده، آنگونه که شیوه این قلم است، بگویم: غرب در اتاق عملی که خود طراحی کرده، با گلوله سیمین سیاستهای متوهمانه واشنگتن به قتلگاه میرود. این گزارش، نه یک تحلیل اقتصادی خشک، که سنگنبشته فروپاشی روانی قاره سبز است.
۱. «ایست قلبی مصرف»؛ وقتی شهروند اروپایی اعتصاب خرید کرد
دادههای تکاندهنده گزارش نشان میدهد که شهروندان اروپایی – این سربازان خط مقدم اقتصاد سرمایهداری – بلافاصله پس از آغاز حملات ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) دست به اعتصابی خاموش اما فلجکننده زدند. آنها قفسههای فروشگاهها را تحریم کردند، نه از سر اعتراض سیاسی، که از سر «وحشت شرطیشده». این پدیده که در ادبیات روانشناسی اقتصادی به «فلج مصرفی آنی» شهرت دارد، نشان میدهد که اروپاییها برخلاف ژنرالهای پنتاگون، خوب میدانند جنگ با ایران، جنگ با شیرِ اقتصاد انرژی جهان است. آنها پیش از آنکه موشکی به تنگه هرمز اصابت کند، کیف پولهایشان را به پناهگاه بردهاند.
۲. معمای هملتوار تورم: ترسی که از خود تورم بزرگتر است
در بند دوم این اعترافنامه، با پارادوکسی روبرو میشویم که تنها در تئاتر ابزورد تاریخ اقتصاد معنا مییابد. نظرسنجیهای مارس ۲۰۲۶ بانک مرکزی اروپا فریاد میزند که نزدیک به نیمی از اروپاییها «به شدت نگران افزایش قیمتها» هستند. نکته کوبنده اینجاست: این سطح از وحشت تورمی، آخرین بار در ژانویه ۲۰۲۳ تجربه شد، آن هم زمانی که تورم واقعی ۸.۶ درصد بود و اسکناسها در جیب مردم آب میشد. اما امروز؟ امروز تورم واقعی به مراتب پایینتر است، ولی کابوس آن هزاربار وحشتناکتر.
این همان «دروغبزرگی» است که ماشین تبلیغاتی جنگ به خورد اروپاییها داده: آنها تورمی را که هنوز نیامده، با گوشت و پوست خود حس میکنند. و این حس، خود بزرگترین موتور تورمزای آینده خواهد بود. بانک مرکزی اروپا تلویحاً اعتراف میکند که غرب قربانی پروپاگاندای خود شده است.
۳. شبح اوکراین در راهروهای تاریخ؛ وقتی دو زخم یکدیگر را میبوسند
تحلیلگران ECB در بخشی که میتوان آن را «روانکاوی فرویدی ملتهای اروپایی» نامید، فاش میکنند که خاطره بحران انرژی ۲۰۲۲ – آن زمستان تلخ و تاریک بدون گاز روسیه – مانند یک زخم التیامنیافته در ناخودآگاه جمعی اروپا باقی مانده است. اکنون، با آغاز طبلهای جنگ علیه ایران، این خاطره سرکوبشده با خشونتی دوچندان بازگشته است.
بگذارید تصویر را روشن کنم: ترومای اوکراین، ترس از ایران را بزرگنمایی میکند و ترس از ایران، ترومای اوکراین را تازه نگه میدارد. این «چرخه معیوب روانی-تاریخی» شهروندان اروپایی را واداشته تا سناریوهای رکود تورمی دهه ۱۹۷۰ را نه به عنوان یک احتمال، که به مثابه تقدیر محتوم بپذیرند. آنها دیگر مصرفکننده نیستند؛ زندانیان روانیِ جنگی هستند که هزاران کیلومتر آنسوتر در جریان است.
۴. لاگارد و دوراهی شوم: افزایش نرخ بهره برای التیام زخمی که وجود ندارد
و اما تراژدی به اوج خود میرسد، آنجا که کریستین لاگارد، بانوی اول پولی اروپا، در برابر دوراهیای هولناک قرار میگیرد. از یک سو، بهای نفت از سقف روانی ۱۲۰ دلار عقبنشینی کرده و منطق اقتصادی حکم به کاهش یا تثبیت نرخ بهره میدهد. از سوی دیگر، «بانک مرکزی اروپا مجبور خواهد شد نرخ بهره را افزایش دهد» – این جمله را بخوانید، نه از زبان یک تحلیلگر بدبین، که از متن رسمی گزارش ECB.
چرا؟ چون وحشت مردم از تورم، اگر با افزایش نرخ بهره سرکوب نشود، به افزایش دستمزدها، جهش قیمتها، و مارپیچ مرگبار ابرتورمی روانی منجر خواهد شد. لاگارد میداند که با این کار، چوبه دار رشد اقتصادی را محکمتر میکند، وامهای مسکن را به کابوس تبدیل میکند، و کارخانههای آلمان را تعطیل. اما گویا راهی جز قربانی کردن اقتصاد واقعی پای بتِ انتظارات تورمی ندارد. این است وضعیت اسفبار ابرقدرت اقتصادیای که خود را در جنگ نیابتی واشنگتن شریک کرد.
۵. فاتحه فتحالفتوح؛ اروپا، گروگانِ جنگی که انتخاب نکرد
حال بگذارید پرده آخر را با صدای بلند بخوانیم: آنچه در میدان نبرد خاورمیانه میگذرد، یک جنگ نظامی نیست، یک «عملیات خودزنی اقتصادی غرب» است. اروپا که به دنبال مهار ایران، سایه به سایه واشنگتن حرکت کرد، اکنون در تیررس ترکشهای همان جنگی قرار گرفته که نه آغازگرش بود، نه برندهاش، و نه حتی تماشاگر بیطرفش.
هر ناو جنگی آمریکا که در خلیج فارس پهلو میگیرد، نرخ بیکاری را در اسپانیا بالا میبرد. هر بمبی که بر سر زیرساختهای منطقه فرود میآید، اعتماد مصرفکننده را در ایتالیا نابود میکند. و هر بیانیه تهدیدآمیز از واشنگتن، قبض برق را در فرانسه گرانتر میکند. این «شوک مضاعف» اصطلاح فنی گزارش است، اما من آن را «خودکشی مضاعف» مینامم: خودکشی روانی با وحشتافکنی، و خودکشی اقتصادی با تحریم و جنگ.
نتیجه: سنگنبشته تاریخ
جهان در مارس ۲۰۲۶ شاهد صحنهای تراژیک-کمیک است: آمریکا برای فتح ایران به جنگ رفته، اما این اروپاست که روح و روان و اقتصادش فتح میشود – فتحالفتوحی وارونه. بانک مرکزی اروپا در این گزارش، بیآنکه بخواهد، اعتراف کرده که تمدن غرب نه با موشکهای بالستیک، که با زخمهای روانی خودساخته از پا درخواهد آمد.
جنگ علیه ایران یک شوک انرژی نیست؛ یک زلزله روانی-تمدنی است که مرکز لرزهاش در فرانکفورت است، نه تهران. و این، از تلخترین طنزهای تاریخ معاصر است. والسلام علی من اتبع الهدی.
سیدوفا مشکوة – تحلیلگر ارشد مسائل ژئواکونومیک، ایران ریپورتس