به قلم: دکتر مجتبی زارعی، رئیس کمیته قدرت ملّی و جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی

جهان امروز عرصه نبرد روایتهاست. در شرایطی که استیلای جنگهای شناختی بر جنگهای فیزیکی سایه افکنده و دو سوی نبرد در دوران سکوت آتش، خود را برای مراحل بعدی آماده میکنند، هر کلمهای که از تریبون رسمی نظام صادر میشود، وزنی معادل یک موشک نقطهزن دارد. با این مقدمه، ضروری میدانم تذکاری خیرخواهانه و در عین حال انتقادی را متوجه نهاد ریاستجمهوری و مشخصاً دفتر رئیسجمهور سازم.
اخیراً شاهد اظهاراتی از سوی رئیسجمهور محترم بودیم که تحلیل آن نیازمند تفکیک ساحت فردی از ساحت راهبردی است. آنجا که دکتر پزشکیان میگوید: “من خودم هم نمیدانستم کجا دارم میآیم. یکباره من را به اینجا آوردند… پروتکلها را با ما عملیاتی نکنید… اگر بخواهیم قایم شویم اصلاً چرا میجنگیم”، بیتردید بُعد شهادتطلبی شخص ایشان را به نمایش میگذارد؛ روحیهای که از شجاعان میدان و پای لانچرها کم ندارد و فضیلتی بزرگ محسوب میشود.
اما مسأله دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. وقتی همین مقام عالیرتبه در ادامه سخن، از طبیعت جنگ و گرانی سخن میگوید و سپس بحث را به سمت ممنوعیت خدا خواهی و خرما خواهی همزمان و ضرورت مذاکره سوق میدهد، گویا تعجیل در کاربرد واژگان و قرائت نشدن سخنرانی از روی متن، کلماتی را تولید میکند که میتواند طمع جنایتکاران و خونخواران عالم را برانگیزد.
من هرگز رئیسجمهوری را که بیتوجه به تهدیدات موشکی و تروریستی بارها تا سرحد شهادت در مقابل آدمخواران آمریکایی-صهیونی ایستاده، متهم به ترس نمیکنم. اما کیست که نداند سخنرانیها و توییتها بخشی از جنگ کنونی است؛ همانطور که پیامهای رئیسجمهور وحشی آمریکا و نتانیاهوی آدمخوار را بخشی از شلیکها به قدرت ادراکی ایرانیان میدانم.
نکته نگرانکنندهتر آنجاست که آقای رئیسجمهور دولتی را اداره میکند که طی دو نوبت، حین مذاکره با آمریکای جنایتکار مورد حمله و تجاوز واقع شده است. خود ایشان دریافته که بیشترین تلاشها برای عدم وقوع جنگ را امام شهید به کار بسته بود و خلف صالحش نیز چنین است. اما راستی کیست که در ایران و جهان نداند واشنگتنِ جنایتکار در پی مذاکره نیست، بلکه تسلیم بیقید و شرط و ذلت ایرانیان را طلب میکند؟
با وجود این مصائب و خیانتهای مکرر به صنعت مذاکره، جریان امامتِ امت و فقاهتِ حکیمانه، کی و کجا راه مذاکره شرافتمندانه و توأم با اقتدار را بسته است؟ مذاکره بخشی از جنگ است، اما سهو لسان و بیدقتی در تولید و انتخاب واژگان که این روزها به اندازه موشکها و بلکه بالاتر از آن قیمت دارد، چهبسا دشمنان وحشی را به خطای محاسباتی خواهد کشانید. هرچند شرارتشان را منکوب خواهیم کرد، اما ایرانیان از اثر وضعی این خطای محاسباتی حتماً به زحمت خواهند افتاد.
برنامهریزیهای دفتر رئیسجمهور در دوران ماقبل جنگ تحمیلی توانسته بود تقریباً خُلق ضد پروتکلی رئیسجمهور صادق را به نظم درآورد. اما امروز و در سایه الزامات جنگ شناختی، این کار اهمیتی دوچندان یافته است. از این رو از ملازمان نزدیک رئیسجمهور انتظار میرود در این میانه بعثت قدسی ایرانیان و ضرورت مخابره صدای واحد ملّی، از ایفای وظایف خطیر خود کوتاهی نکرده و برنامهها و دیدارهای ضروری را صرفاً بر ایراد سخنرانیهای مکتوب متمرکز فرمایند.
هرچند خطای فاحش در انتقال برخی واژگان به رسانه ملّی، کوتاهی معاونت ارتباطات دفتر رئیسجمهور را نیز مسجّل میکند و این مجموعه کمتوجهیها در شرایط حساس کنونی، قطعاً قابل اغماض نیست.
#اصولگرایی_اصلاحطلبانه
#سیاست_فطرت
دکتر مجتبی زارعی
رئیس کمیته قدرت ملّی و جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملّی و سیاست خارجی