به قلم دکتر سیدوفا مشکوة

پایان جنگ تحمیلی «رمضان» در حالی فرا رسید که اقتصاد ایران از یک سو با حجم وسیع تخریب های فیزیکی و از سوی دیگر با انباشتی از بحران های ساختاری دست به گریبان است. بررسی های میدانی خبرگزاری ایران ریپورتس نشان میدهد خانوارهای ایرانی در دوره پساجنگ با سه بحران همزمان مواجه شده اند: کاهش شدید قدرت خرید، از دست رفتن منابع درآمدی و نااطمینانی نسبت به آینده اقتصادی.
۱. اقتصاد جنگ زده؛ از حجم خسارت ها تا کسری بودجه
برآوردهای اولیه دولت نشان میدهد جنگ ۴۰ روزه حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد ایران وارد کرده است. در این میان بیش از ۱۰۱ هزار واحد مسکونی و تجاری در ۲۴ استان کشور آسیب دیده و دستکم ۳۳ هزار واحد تنها در استان تهران خسارت دیده است. به گفته رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، تاکنون ۱۲۲ هزار واحد خسارت دیده در سطح کشور ارزیابی شده است.
اما آنچه اقتصاددانان را بیش از حجم تخریب ها نگران کرده، وضعیت شاخصهای کلان اقتصادی پیش از پایان جنگ است. بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول، رشد اقتصادی ایران از منفی ۱.۵ به منفی ۶.۱ درصد کاهش یافته، نرخ بیکاری از ۸ به ۹.۲ درصد افزایش یافته و نرخ تورم از حدود ۵۱ به حدود ۶۹ درصد رسیده است که نشان دهنده عمیقتر شدن رکود تورمی.
۲. خانوار در دام تورم: وقتی نان ۸۲ درصد گران میشود
واقعیت تلخ اقتصاد پساجنگ را میتوان در سفره مردم جستوجو کرد. مرکز آمار ایران از نرخ تورم نقطه ای ۴۱.۲ درصد در ماه های پایانی جنگ خبر داده است؛ اما این رقم در گروه مواد خوراکی به مراتب فاجعه بارتر است. تورم نقطه ای نان و غلات به رقم هشداردهنده ۸۲ درصد رسیده است. به گزارش فروشگاههای آنلاین در روزهای جنگ، مردم بیشتر به خرید اقلام خوراکی با ماندگاری بالا روی آورده اند و کالاهای غیرضروری به طور کامل از سبد خانوار حذف شده اند.
صندوق بین المللی پول نیز برآورد کرده است که ارزش واقعی درآمد خانوارهای ایرانی ۳۱ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است. در تهران، میانگین درآمد ماهانه کارمندان و کارگران ماهر از ۲۵ میلیون تومان (حدود ۱۶۰ دلار) فراتر نمیرود – رقمی که اقتصاددانان میگویند برای تأمین حداقل استاندارد زندگی دستکم دو برابر آن نیاز است.
۳. جهش بیکاری: یک میلیون شغل از دست رفته
جراحات جنگ تنها به خرابی ساختمان ها محدود نمی شود. بازار کار ایران در دوره پساجنگ با موج بیسابقه ای از تعدیل نیرو مواجه شده است. سخنگوی دولت اعلام کرده که بر اساس آمار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، آسیب های ناشی از جنگ منجر به بیکاری بیش از یک میلیون نفر شده است.
برخی منابع آمارهای تلخ تری ارائه میدهند: برآوردها حاکی از آن است که یک میلیون شغل به طور مستقیم و دو میلیون شغل به طور غیرمستقیم از دست رفته و جمعیت زیر خط فقر که پیش از جنگ به بیش از ۴۰ درصد رسیده بود، اکنون وضعیت وخیمتری پیدا کرده است.
یک فعال کارگری در گفتگو با رسانه های بین المللی وضعیت را اینگونه توصیف کرده است: «جنگ از آسمان به بازار کار رسیده است». اخراجها ادامه دارد، افق قراردادهای کاری کوتاهتر شده و هزینه های زندگی با سرعتی به مراتب بالاتر از دستمزدها حرکت میکند.
۴. فقر گسترده: وقتی بیش از ۴۰ درصد جمعیت زیر خط فقر میروند
شاید تلخ ترین آمار مربوط به گسترش فقر باشد. بر اساس ارقامی که نهادهای وابسته به دولت و برخی اقتصاددانان منتشر کرده اند، بیش از ۴۰ درصد جمعیت ایران اکنون زیر خط فقر مطلق زندگی میکنند – رقمی که در پایتخت از ۵۰ درصد فراتر میرود. اقتصاددانان هشدار میدهند نرخ واقعی فقر ممکن است در سطح ملی از ۶۰ درصد عبور کرده باشد .
در همین حال، شکاف طبقاتی عمیق تر از همیشه شده است. فاصله میان افرادی که ماهانه کمتر از ۵۰ میلیون تومان درآمد دارند و کسانی که بیش از ۲۰۰ میلیون تومان دریافت میکنند، به طور چشمگیری افزایش یافته است. طبقه متوسط در حال فرسایش است.
۵. بازسازی بدون پشتوانه: چالش تأمین مالی
دولت برای بازسازی مناطق آسیب دیده روی کاغذ برنامه هایی دارد. برآوردهای اولیه از نیاز به ۴۰ هزار میلیارد تومان اعتبار برای بازسازی واحدهای آسیب دیده در سراسر کشور حکایت دارد که سهم تهران از این رقم ۲۳ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. اما تأمین این منابع در شرایطی که بودجه دولت با کسری دست وپنجه نرم میکند، دور از دسترس به نظر میرسد.
وزارت راه و شهرسازی در گزارشی از طراحی «نظام یکپارچه ارزیابی خسارات» و تشکیل ستادهای بازسازی در ۲۴ استان خبر داده است. بنیاد مسکن انقلاب اسلامی نیز اعلام کرده که تاکنون ۸۲ هزار و ۵۴۲ واحد مسکونی و تجاری توسط کارشناسان این بنیاد ارزیابی شده و ۳۲ هزار و ۹۴۱ واحد تعمیر شده اند. اما مقایسه این اعداد با حجم بیش از ۱۰۰ هزار واحد آسیب دیده نشان میدهد که مسیر بازسازی همچنان طولانی و پرپیچ وخم است.
جمع بندی
اقتصاد خانوارهای ایرانی در دوره پس از جنگ تحمیلی «رمضان» با انباشتی از بحران های به هم پیوسته مواجه است: تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده، تخریب زیرساخت های سکونتی و درماندگی دولت در تأمین مالی بازسازی. واقعیت آن است که جامعه ایران پیش از آغاز جنگ نیز با شاخص های هشداردهنده ای دست به گریبان بود؛ اما جنگ این وضعیت منفی را به طور چشمگیری تشدید کرده است. اقتصاد ایران امروز در فاز «رکود تورمی عمیق» قرار دارد و نرخ تورم واقعی – به ویژه در اقلام خوراکی – بسیاری از خانوارها را در آستانه فروپاشی معیشتی قرار داده است. همزمان، کاهش ۳۱ درصدی ارزش واقعی درآمد خانوارها و افزایش نرخ بیکاری به بیش از یک میلیون نفر، چشم انداز مبهمی برای بهبود شرایط در ماه های پیشرو ترسیم میکند.
«ایران ریپورتس»