به قلم دکتر محمود خردمند آیندهپژوه، اقتصاددان و استاد دانشگاه

فصل اول: جنگ روایتها؛ چرا تناقضگویی میکنند؟
تناقض آشکار در ادبیات دیپلماتیک این روزها، از «نهایی شدن قریبالوقوع توافق» در قاموس ترامپ تا «قطعیت نداشتن هیچچیز» در بیان مقامات ایرانی، تصادفی نیست. این دوگانگی، قلب یک نبرد راهبردی برای مدیریت افکار عمومی جهانی است و ریشه در اهداف تاکتیکی عمیقاً متفاوت دو طرف دارد.
آمریکا و ترامپ: عجله برای فروش «پیروزی»
اظهارات مکرر ترامپ مبنی بر «نهایی شدن توافق»، «لغو حملات تلافیجویانه» و گمانهزنیها درباره اعزام معاونش به ژنو برای امضای یک سند، صرفاً یک «نمایش دیپلماتیک» برای مصرف داخلی است. هدف اصلی این بازی رسانهای، خلق یک روایت قهرمانانه و القای این باور به افکار عمومی آمریکا و جهان است که «ترامپ پیروز میدان نبرد بوده و ایران را به زانو درآورده است». نیاز مبرم و حیثیتی کاخ سفید به یک «دستاورد قابل فروش» در آستانه آغاز جامجهانی و در کشاکش تبلیغات انتخابات میاندورهای، ترامپ را به این عجله و هیاهوی رسانهای واداشته است. او نیازمند تیترهای پیروزی است، حتی اگر ماهیت توافق چیز دیگری باشد.
ایران: احتیاط راهبردی برای حفظ دستاوردها
در سوی مقابل، تأکید رسمی و مکرر ایران بر اینکه «هنوز توافقی نهایی نشده» و وجود اختلافات عمیق بر سر تضامین و تعهدات آمریکا، یک تاکتیک هوشمندانه چندلایه است. دستگاه دیپلماسی کشور با این احتیاط راهبردی تلاش میکند:
۱. از خطوط قرمز و شروط دهگانه خود، بهویژه در موضوع غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری و آزادسازی کامل داراییهای بلوکهشده، عقبنشینی نکند.
۲. ابتکار روایتسازی را در دست بگیرد و با لو دادن هوشمندانه جزئیات مطلوب به رسانهها، تصویر یک «پیروزی دیپلماتیک» برای مقاومت را در برابر روایت دروغین «تسلیم» ترامپ خنثیسازی کند.
فصل دوم: کالبدشکافی توافق پیشنهادی؛ آتشبس هوشمندانه یا عقبنشینی تاکتیکی؟
با جمعبندی گزارشهای متعدد، تصویر نسبتاً روشنی از توافق پیشنهادی به دست میآید. این توافق بیش از آنکه یک «پیروزی» برای آمریکا باشد، یک «آتشبس هوشمندانه» و در واقع یک عقبنشینی تاکتیکی تحقیرآمیز برای کاخ سفید است که در لفافه پیروزی پیچیده میشود.
تعهدات ایران (آنچه آمریکا به دنبال آن است)
- بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و توقف مینگذاری در این آبراه استراتژیک.
- تعهد به مذاکره درباره برنامه هستهای (بدون نتیجه قطعی) و پایبندی به NPT با تأکید بر عدم تولید سلاح هستهای.
- توقف حملات به پایگاههای آمریکا و متحدانش (برقراری آتشبس).
- پذیرش نظارت بر نحوه مصرف داراییهای آزادشده (فقط برای کالاهای بشردوستانه).
تعهدات آمریکا (خواستههای ایران)
- آزادسازی پلکانی و مشروط حدود ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران (نیمی پیش از مذاکرات و نیمی در حین آن).
- لغو کامل تحریمهای نفتی و پایان دادن به محاصره دریایی.
- تعیین سازوکاری برای بحث و جبران خسارات جنگ (همان صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی و سرمایهگذاری).
- پایان جنگ در لبنان (آتشبس بین اسرائیل و حزبالله).
آنچه از متن خارج شده است (مهمترین امتیاز راهبردی ایران)
- برنامه موشکی: به درخواست آمریکا و اسرائیل، بحث محدودیت موشکی بهطور کامل از دستور کار خارج شده است.
- محور مقاومت: ایران ملزم به توقف حمایت از گروههای نیابتی خود نشده است.
- اورانیوم غنیشده: موضوع انهدام آن به مذاکرات ۶۰ روزه آینده موکول شده و شرط قبلی آمریکا برای نابودی فوری حذف شده است.
فصل سوم: چرایی شکلگیری توافق؛ دو سوی یک معامله اجباری
۱. از سمت آمریکا: «خروج اجباری» برای نجات جامجهانی و انتخابات
ایالات متحده به لحاظ نظامی در یک بنبست آشکار قرار گرفته و تحلیل رفتن زرادخانهاش یک واقعیت انکارناپذیر است. اما مهمتر از آن، «منافع شخصی ترامپ در جامجهانی» و نیاز مبرم او به کاهش قیمت بنزین برای پیروزی در انتخابات میاندورهای، او را مجبور به پذیرش توافقی کرده است که تحلیلگران اسرائیلی آن را «پیمان تسلیم» و «راهپیمایی حماقت» توصیف کردهاند. این توافق، یک خروج آبرومندانه از جنگی شکستخورده است.
۲. از سمت ایران: «استفاده حداکثری» از پنجره فرصت
ایران به خوبی میداند که این پنجره فرصت (ترس ترامپ از جنگ در بحبوحه جامجهانی) موقتی و زودگذر است. بنابراین، تهران با سختگیری حداکثری و لو دادن جزئیات مطلوب توافق به رسانهها، سعی دارد:
- ابتکار عمل را بهطور کامل در دست بگیرد و ترامپ را در موقعیت «متقاضی» قرار دهد.
- شکاف راهبردی بین آمریکا و اسرائیل را عمیقتر کند.
- دستاوردهای ملموس (آزادسازی پول، غرامت، لغو تحریمها) را پیش از هرگونه تعهد جدی هستهای و موشکی نقد کند.
فصل چهارم: سناریوهای پیش رو؛ تله ۶۰ روزه یا صلح پایدار؟
با توجه به آغاز جامجهانی، تناقضگوییهای فاحش و تحلیل روانشناسانه رفتار ترامپ، چهار سناریوی زیر محتملترین گزینهها هستند:
سناریوی اول: توافق موقت و پلکانی (محتملترین – احتمال ۵۰ درصد)
- شرح: اعلام یک «تفاهمنامه» دو مرحلهای. مرحله اول (فوری) شامل آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی بخشی از داراییها. مرحله دوم (۶۰ روز آینده) شامل مذاکره بر سر مسائل دشوار.
- نتیجه: ترامپ آن را «پیروزی بزرگ» و ایران «پیروزی مقاومت» مینامد. جنگ موقتاً متوقف میشود.
- نکته: این سناریو، مقدمهای حیاتی برای سناریوی دوم (تله ۶۰ روزه) است.
سناریوی دوم: خروج آمریکا پس از جامجهانی (تله ۶۰ روزه) (احتمال ۳۰ درصد)
- شرح: آمریکا برای حفظ امنیت جامجهانی در توافق شرکت میکند، اما بلافاصله پس از پایان مسابقات (۱۹ تیر)، با یک بهانه واهی از توافق خارج شده و حملات گستردهتری را علیه تأسیسات ایران آغاز میکند.
- هدف: مدیریت زمان و فریب تاکتیکی ایران برای حفظ منافع شخصی ترامپ.
- هشدار جدی: این سناریو، بزرگترین تهدید پیش روی ایران است. اگر تهران تضمینهای محکم و وثیقههای غیرقابل بازگشت اخذ نکند، پس از جامجهانی در موقعیتی به مراتب ضعیفتر قرار خواهد گرفت.
سناریوی سوم: انفجار مذاکرات و تشدید مجدد (احتمال ۱۵ درصد)
- شرح: اختلافات لحظه آخری منجر به عدم امضای سند میشود. ترامپ برای حفظ آبروی خود دستور حملات محدود و پرهیاهوی جدید را صادر میکند.
- نتیجه: پایان پنجره فرصت و بازگشت به فاز درگیریهای نظامی.
- نکته: با توجه به نیاز مبرم ترامپ به برگزاری آرام جامجهانی، این سناریو کماحتمالتر است.
سناریوی چهارم: توافق جامع و ناگهانی (احتمال ۵ درصد)
- شرح: امضای توافق جامع با پذیرش عملی تمامی شروط دهگانه ایران توسط آمریکا (از جمله غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری و خروج کامل نیروها).
- نتیجه: یک پیروزی تاریخی برای ایران و شکستی فاحش برای استراتژی آمریکا.
- نکته: با توجه به شخصیت ترامپ و فشار لابی اسرائیل، این سناریو محالترین گزینه است.
فصل پنجم: جمعبندی نهایی و خط پایان
معادله پیش رو پیچیده اما قابل رمزگشایی است:
۱. تناقضگوییها عمدی و بخشی از جنگ روایتهاست: ترامپ برای فروش «پیروزی» به این هیاهو نیاز دارد. ایران نیز برای تثبیت روایت «پیروزی مقاومت»، محتاطانه بازی رسانهای دشمن را خنثی میسازد.
۲. توافق پیشرو، یک «خروج اجباری» برای آمریکاست: آنچه در حال شکلگیری است، نه یک «صلح شرافتمندانه»، بلکه یک «عقبنشینی تاکتیکی» و اجباری برای نجات منافع شخصی ترامپ است.
۳. اسرائیل بازنده اصلی این معادله است: این توافق، برنامه موشکی و شبکه منطقهای ایران را دستنخورده باقی میگذارد و موتور اقتصادی ایران را دوباره روشن میکند. این دقیقاً کابوس راهبردی تلآویو است.
۴. هشدار نهایی: تله ۶۰ روزه را جدی بگیرید: بزرگترین تهدید، سناریوی دوم است. توافق بدون تضمینهای محکم و وثیقههای سنگین، نه یک پیروزی، که یک تله راهبردی مرگبار است. ایران باید با هوشمندی کامل، از این پنجره فرصت برای اخذ تضامین اجرایی قطعی و غیرقابل بازگشت استفاده کند، وگرنه پس از پایان جامجهانی، ممکن است با طوفانی سختتر روبرو شویم.
ما در آستانه یک توافق موقتی و اجباری هستیم که ممکن است آتش جنگ فعلی را موقتاً خاموش کند، اما نبرد واقعی بر سر جزئیات نهایی و آینده برنامه هستهای، تازه در مرحله بعدی آغاز خواهد شد. ایران اکنون در قویترین جایگاه چانهزنی خود قرار دارد؛ جایگاهی که نباید با خوشبینی سادهانگارانه از دست برود.
#توافق #جنگ #تحلیل_راهبردی #جام_جهانی