عنوان: «صلح مسلح»؛ کالبدشکافی یک تفاهم نه از جنس تسلیم، نه از جنس پیروزی

یادداشت اختصاصی ایران ریپورتس | علیرضا فقیهی‌راد

به عصر «صلح مسلح» خوش آمدید!


سایه سنگین «نه جنگ، نه مذاکره» جای خود را به «مذاکره در سایه جنگ» داده است. تفاهم اولیه‌ای که از دل میدان نبرد اراده‌ها بیرون آمده، نه کاپیتولاسیونی است که جریان سازش طلب انتظارش را داشت و نه فتح الفتوحی که پالس‌های فریبنده آن را جشن پیروزی جا بزنند. این متن یک آتش‌بس دیپلماتیک بر روی ویرانه‌های جنگ ترکیبی است؛ متنی که باید با چشم باز و گلوله در خشاب آن را ورق زد.

در ادامه، کالبدشکافی این تفاهم را بر اساس ۷ محور اصلی که پیشتر ترسیم شد، دقیق‌تر بررسی می‌کنیم:

۱. نه کاپیتولاسیون، نه برجام ۲؛ «شبح ابهام»

این تفاهم در میانه میدان قرار دارد. جریانی اصرار دارد آن را «برجام ۲» بنامد تا از زیر بار انتقادات فرار کند، اما حقیقت این است که سازوکارهای نظارتی و حقوقی آن حتی از برجام هم عقب‌تر است. چرا؟ چون در برجام حداقل یک چارچوب حقوقی سفت‌وسخت (ولو ناعادلانه) وجود داشت، اما اینجا «کلی‌گویی» به قدری زیاد است که متن، شبیه یک یادداشت تفاهم سیاسی شکننده شده است. با این حال، ذلیل‌سازی نظام در آن دیده نمی‌شود؛ پس اتهام «کاپیتولاسیون» نیز سرهم‌بندی سیاسی است. اشکال آن دقیقاً در خاکستری بودنش است؛ جایی که شیطان در کمین جزئیات نشسته است.

۲. شکست دشمن در اهداف ماکزیمالیستی (ثمره مقاومت)

اگر دشمن پای میز مذاکره آمده، نه از سر لطف، که از سر استیصال در میدان است. اهداف اعلامی آمریکا در آغاز جنگ ترکیبی و آشوب‌های داخلی چه بود؟ تغییر رژیم، غنی‌سازی صفر، و برچیدن توان موشکی. در متن تفاهم اولیه، هیچکدام از این اهداف محقق نشده است. دشمن نتوانست ایران را خلع سلاح کند. این دستاورد را باید به حساب «ایده مقاومت» گذاشت، نه میز مذاکره. مذاکره صرفاً صورتحساب شکست دشمن در میدان را امضا کرده است، نه اینکه خود، عامل پیروزی بوده باشد.

۳. حرکت در چارچوب شروط رهبری با چراغ قرمزهای جدی

کلیت متن در چارچوب «لغو تحریم‌ها، نه تعلیق آن» و «راستی‌آزمایی» طراحی شده، اما در مسیر نگارش، دچار «تقلیل» و «نقض» شده است. ابهام‌های جدی در تضاد با راهبرد «اقدام-راستی آزمایی-سپس اقدام» دیده می‌شود. گویی طرف آمریکایی با بازی با کلمات، سعی دارد همان مسیر برجامی «اقدام-وعده-هیچ» را بازتولید کند. اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید ترمز دستی را کشید و اجازه نداد شروط راهبردی رهبری، در پیچ و خم حقوقی گم شود.

۴. تفاهمی که «تفسیربردار» است (تله نرم‌افزاری)

بزرگترین نقطه ضعف متن، کلی‌گویی و تفسیرپذیری افراطی آن است. در یک تفاهم اولیه، کلی‌گویی قابل پذیرش است، اما وقتی ابهام به اصل «لغو تحریم‌ها» و «رفع انسداد اموال» می‌رسد، خطرناک می‌شود. این ابهام، یک فیله برای وکلای حیله‌گر خزانه‌داری آمریکاست. هرجا متن سکوت کرده یا مبهم نوشته شده، در ادامه مسیر، ماشین عهدشکنی OFAC و کنگره آمریکا فعال خواهد شد. نبود دقت حقوقی لازم، مین‌های کارگذاشته‌شده در مسیر توافق نهایی هستند.

۵. درس‌های عبرت گرفته شده و نگرفته از برجام

در برخی بندها، مانند محدودیت‌های هسته‌ای، تجربه برجام دیده می‌شود و سعی شده حق غنی‌سازی حفظ شود. اما متاسفانه در بخش اقتصادی، به‌ویژه پیرامون «رفع انسداد اموال» و «مکانیسم ماشه اقتصادی»، همچنان در مسیر تجربه تلخ برجام قدم برمی‌داریم. همچنان به جای لغو کامل تحریم‌های ثانویه و بانکی، به سراغ معافیت‌ها و مجوزهای موقت (Waiver) رفته‌ایم. این یعنی چوب جادوگری که آمریکا هر شش ماه یک‌بار تمدیدش می‌کرد، باز هم در متن دیده می‌شود. این بزرگترین زنگ خطر برای تکرار چرخه خسارت‌بار گذشته است.

۶. عدم تقارن خطرناک در بهره‌مندی

متن به گونه‌ای هنرمندانه دوخت‌خورده که «ایران می‌تواند اعلام پیروزی کند، اما آمریکا می‌تواند مانع از بهره‌مندی ایران شود». این بازی تکراری واشنگتن است: دادن امتیاز روی کاغذ و بلوکه کردن آن در عمل. این دقیقاً همان ماجرای برجام است که در قالب الفاظ جدید ریخته شده است. شیوه ادامه مذاکرات برای تبدیل این تفاهم به قرارداد اجرایی، از خود تفاهم مهم‌تر است. اگر برای این عدم تقارن فکری نشود، ایران هزینه‌های ملموس (فنی-هسته‌ای) می‌دهد و آمریکا امتیازات ناملموس (کاغذی-توییتری) می‌دهد.

۷. مراقبت از جریان «استحاله در نظم نوین»

از همه اینها مهمتر، پروژه‌ای فراتر از متن است: جریانی در کمین است که از این تفاهم به عنوان پلی برای «عادی‌سازی روابط» و «استحاله ایران در نظم بین‌المللی لیبرالی» استفاده کند. این جریان می‌خواهد ضرورت راهبردی مذاکره را به عادی‌سازی خصومت‌آمیز تبدیل کند. تفاهم، صرفاً یک تاکتیک برای رفع مانع از مسیر پیشرفت است، نه سنگ بنای دوستی با شیطان. باید هوشیار بود که درخت مقاومت، در باغچه کدخدا ریشه ندواند.

🔻 سیاست‌های دوگانه ممنوع:
اکنون نه وقت تخدیر افکار عمومی و کوبیدن بر طبل پیروزی زودهنگام است و نه وقت تخریب و تزریق ناامیدی. باید با منطق «نه شرقی، نه غربی» متن را نقد کرد، اشکالات را فریاد زد و برای ادامه مسیر، قدرت چانه‌زنی را با اتکا به توان داخلی بالا برد.

تنها ضمانت اجرایی حقیقی این تفاهم، نه امضای بایدن یا ترامپ، که قدرت موشکی، عمق راهبردی و اتکا به قدرت ملت ایران است. نبرد ادامه دارد، به خواب نرویم. و پرونده انتقام امام شهیدمان نیز تا تحقق عملی، همچنان گشوده خواهد ماند. شیطان در جزئیات است، مراقب باشیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published.