وقتی زبان قدرت جایگزین زبان دیپلماسی می‌شود

به قلم سیروس سجادیان

گروه رسانه‌ای نورنیوز‎ | ‎✓ چگونه مذاکرات جمعه را به امر ملی پیوند بزنیم؟  🔹 موفقیت مذاکرات آینده، در گرو پیوند قدرت بازدارندگی، انسجام ملی و  بهره‌گیری از حافظه...‎ | Instagram


امروز با یک مدل پلیس خوب و پلیس بد در سطح عالی مواجهیم؛ جایی که ترامپ با تهدیدات تند و خارج از چارچوب، نقش پلیس بد و معاونش وَنس نقش تسهیل‌کننده و پلیس خوب را ایفا می‌کند.
در مذاکرات سوئیس شاهد تضاد در مدیریت بحران بودیم؛ آمریکا هم‌زمان از دو مسیر کاملاً متفاوت و متضاد در حال پیشروی است:

۱. مسیر دیپلماتیک (ونس): تلاش برای شروعی تازه و پیشبرد مذاکرات فنی در محیط آرام سوئیس.
۲. مسیر تهدید (ترامپ): استفاده از زبان رکیک، تهدید به نابودی کشور ایران و بازگشت به بمباران.

این تضاد آشکار نشان می‌دهد که آمریکا قصد ندارد یک توافق مبتنی بر اعتماد متقابل ایجاد کند، بلکه می‌خواهد از ترس به عنوان ابزار فشار برای رسیدن به خواسته‌هایش به‌ویژه «بازگشایی تنگه هرمز» و تأمین آتش‌بس در لبنان استفاده کند.
اینگونه تضادها با این رویکرد، پیامدهای بسیار خطرناکی را به دنبال دارد؛ از جمله:

۱. ایجاد بحران اعتماد شدید و لرزان شدن توافق
وقتی یک طرف در حال مذاکره برای صلح است، اما رئیس‌جمهور همان کشور در تماس‌های تلفنی تهدید می‌کند که «کشورتان را نابود می‌کنم»، هرگونه توافقی که حاصل شود – حتی یک نقشهٔ راه ۶۰ روزه – بر پایهٔ اجبار و ترس شکل می‌گیرد، نه بر مبنای رضایت و تعهد. پیامد چنین توافقاتی بسیار شکننده است و با کوچک‌ترین تضاد یا حتی یک پست جدید در فضای مجازی از سوی ترامپ، ممکن است به سرعت فرو بپاشد.

۲. افزایش ریسک جنگ تصادفی
عباراتی نظیر «نابود کردن با شدت» و تهدید به بازگشت به بمباران، در فضای نظامی به حالت آماده‌باش حداکثری در طرف مقابل منجر می‌شود. وقتی نیروهای مسلح قهرمان ایران نیز اعلام می‌کنند که آمادهٔ پاسخ هستند، هرگونه اشتباه محاسباتی کوچک یا یک درگیری محدود می‌تواند به دلیل فضای متشنج حاکم، به سرعت به یک جنگ فراگیر تبدیل شود؛ چرا که هر دو طرف در وضعیت دفاع تهاجمی قرار دارند.

۳. تبدیل نقشهٔ راه به ابزار خرید زمان
با وجود فضای تهدید و ارعاب، یک نقشهٔ راه ۶۰ روزه امضا شده است. اما با توجه به سابقه و رفتار ترامپ، این ۶۰ روز ممکن است نه برای رسیدن به صلح، بلکه برای بهینه‌سازی موقعیت نظامی و لجستیکی استفاده شود؛ آمریکا می‌تواند از این فرصت برای اعمال فشار بیشتر یا جابه‌جایی نیروها بهره ببرد. در این سناریو، صلح نه یک هدف غایی، بلکه یک توقف کوتاه برای بازسازی قدرت و بهبود مواضع میدانی است.

پرواضح است که ما با یک آتش‌بس مسلح و پرتنش روبه‌رو هستیم. پیامد منفی و اصلی این رویکرد آن است که زبان قدرت به‌طور کامل جایگزین زبان دیپلماسی شده است. توافق ۶۰ روزه در این فضای متشنج، بیش از آنکه به یک پل صلح شباهت داشته باشد، به یک بمب ساعتی می‌ماند؛ بگونه‌ای که هر لحظه ممکن است یک اظهارنظر تند و غیردیپلماتیک از سوی ترامپ، تمام دستاوردهای فنی و دیپلماتیک را به خاکستر تبدیل کند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.