یادداشت تحلیلی | امیر میثم نیک فر

انتصاب سردار سرلشکر محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی را نمیتوان در چارچوب یک جابهجایی مرسوم مدیریتی تحلیل کرد. این انتصاب، بازگشت یک استراتژیست نهادساز و معمار امنیتی به مهمترین نهاد تصمیمگیری امنیتی کشور است؛ شخصیتی که از بنیانگذاری اطلاعات نوین ایران تا طراحی سند چشمانداز ۲۰ ساله و نظریهپردازی در حوزه اقتصاد مقاومتی، پیوسته در مرز میان امنیت، اقتصاد و حکمرانی حرکت کرده است. در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران با تهدیدات ترکیبی، نفوذ امنیتی، جنگ اقتصادی و پروژههای براندازی نرم روبهروست، دبیری رضایی بر شورای عالی امنیت ملی را باید نقطه آغاز گذار از «مدیریت بحران» به «مدیریت موازنه» دانست.
۱. نهادسازی در دل بحران؛ از اطلاعات سپاه تا فرماندهی کل
محسن رضایی در اردیبهشتماه ۱۳۵۸ و با نظر مستقیم امام خمینی (ره)، واحد اطلاعات سپاه پاسداران را بنیان نهاد. این اقدام در خلأ ناشی از فروپاشی ساواک، نخستین گام برای ایجاد یک دستگاه اطلاعاتی منسجم در جمهوری اسلامی بود و رضایی را به نخستین فرمانده امنیتی پس از انقلاب تبدیل کرد. تجربه دو ساله او در ریاست این واحد، زمینهساز شکلگیری یکی از موفقترین مراکز تأمین امنیت در سالهای نخست انقلاب شد.
اما نقطه عطف کارنامه او، فرماندهی کل سپاه از شهریور ۱۳۶۰ بود. رضایی در ۲۷ سالگی، سازمان رزم سپاه را از ساختاری هیأتی و غیرحرفهای به یک ارتش منسجم و چندوجهی تبدیل کرد. طراحی نیروهای پنجگانه، لشکرها و تیپهای رزمی و سازماندهی نیروهای داوطلب مردمی در قالب سپاه و بسیج، از ابتکارات بیبدیل او در تاریخ نهادسازی جمهوری اسلامی محسوب میشود. این تجربه نشان داد که میتوان در بحبوحه جنگ، نهادهایی با معماری نوین و کارآمد بنا کرد؛ الگویی که امروز نیز میتواند برای بازسازی ساختارهای امنیتی و اقتصادی کشور به کار گرفته شود.
۲. نبوغ در کشف سرمایه انسانی و آیندهنگری ژئوپلیتیک
یکی از برجستهترین ویژگیهای رضایی، توانایی او در شناسایی استعدادهای گمنام و پرورش فرماندهان بزرگ است. فرماندهانی چون شهید حسن باقری، احمد متوسلیان، مهدی باکری، حسین خرازی، مهدی زینالدین، احمد کاظمی و قاسم سلیمانی، همگی در ساختار فرماندهی طراحیشده توسط او رشد کردند و به بلوغ رسیدند. قاسم سلیمانی بارها اذعان کرده بود که «محسن رضایی حق بزرگی به گردن همه ما دارد». این ظرفیت در دوره جدید میتواند به معنای روی کار آمدن نسل تازهای از مدیران امنیتی-اقتصادی باشد که درک همزمانی از میدان و دیپلماسی دارند.
آیندهنگری ژئوپلیتیک رضایی اما شاید مهمترین شاخصه راهبردی او باشد. او در سال ۱۳۶۰ و در جمع فرماندهان، پیشبینی کرد که آمریکا پس از جنگ، دو اقدام علیه ایران انجام خواهد داد: «نخست، ایران را محاصره اقتصادی میکند و دوم، اعراب را به جای اسرائیل روبهروی ما قرار میدهد.» این پیشبینی که در دستنوشتههای شهید حسن باقری ثبت شده، امروز در قالب تحریمهای همهجانبه و شکلگیری محورهای عربی-غربی علیه منافع ایران بهطور کامل تحقق یافته است. همین عمق تحلیل، رضایی را از یک فرمانده نظامی صرف به یک استراتژیست ژئوپلیتیک ارتقا داده است.
۳. پیوند امنیت و اقتصاد؛ از چشمانداز ۲۰ ساله تا فدرالیسم اقتصادی
رضایی برخلاف بسیاری از چهرههای امنیتی، خود را در حوزه نظامی محدود نکرد و با ورود به عرصه سیاستگذاری کلان، به یکی از مهمترین نظریهپردازان پیوند امنیت و اقتصاد در ایران تبدیل شد. او معتقد است «قدرت دفاعی بدون اقتصاد قدرتمند و تابآور پایدار نمیماند و اقتصاد نیز بدون امنیت و ثبات امکان رشد و پیشرفت ندارد.» این نگاه، بنیان فکری راهبرد جدید او در شورای عالی امنیت ملی را تشکیل میدهد.
تدوین سند چشمانداز ۲۰ ساله جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ به پیشنهاد رضایی، یکی از مهمترین ابزارهای تفکر راهبردی بلندمدت در کشور محسوب میشود. او همچنین با طرح «فدرالیسم اقتصادی»، به دنبال تمرکززدایی از اقتصاد، واگذاری اختیارات به استانها، افزایش گردش پول و قدرتمند کردن پول ملی است. در منظومه فکری رضایی، امنیت نه بهمثابه محدودیت، بلکه بهعنوان بستری برای توسعه و پیشرفت تعریف میشود؛ رویکردی که او از آن با عنوان «سالمسازی امنیتی» یاد میکند.
۴. افق دبیری شورای عالی امنیت ملی؛ سه راهبرد کلان
با توجه به کارنامه و منظومه فکری رضایی، میتوان انتظار داشت که دوره جدید دبیری شورای عالی امنیت ملی با مجموعهای از اقدامات هماهنگ و چندلایه همراه باشد. مهمترین این راهبردها عبارتاند از:
الف) بازپیرایی ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی: رضایی بهعنوان نخستین فرمانده امنیتی پس از انقلاب، تجربه مستقیمی در شناسایی و خنثیسازی شبکههای نفوذ دارد. با توجه به ترورهای امنیتی سالهای اخیر که عمدتاً ناشی از نفوذ اطلاعاتی بوده است، او احتمالاً طرحی جامع برای پالایش و بازطراحی ساختارهای اطلاعاتی در دستور کار قرار خواهد داد. تجربه موفق او در تبدیل سپاه از یک نهاد هیأتی به یک ارتش منسجم، میتواند در ترمیم خلأهای امنیتی فعلی به کار گرفته شود.
ب) مقابله با جنگ ترکیبی و تهدیدات نرم: رضایی بهعنوان طراح عملیاتهای غیرکلاسیک و پارتیزانی در دوران دفاع مقدس، درک عمیقی از ماهیت جنگهای نامنظم و براندازی نرم دارد. او فعالیت گروههای تجزیهطلب و اپوزیسیون را نه صرفاً تهدید امنیتی، بلکه بخشی از یک جنگ ترکیبی با ابعاد سیاسی، رسانهای و اقتصادی میبیند. راهبرد او در این حوزه احتمالاً بر پدافند غیرعامل در فضای مجازی، مقابله با جنگ شناختی و جبههسازی اقتصادی در مناطق حساس بهمنظور خشکاندن ریشههای نارضایتی متمرکز خواهد بود.
ج) ایجاد «سازمان رزم اقتصادی»: از آنجا که نفوذ دشمن بهشدت بر بدنه اقتصادی کشور متمرکز است، رضایی احتمالاً نهادی تخصصی برای مقابله با نفوذ و فساد در اقتصاد تعریف خواهد کرد. این نهاد میتواند همزمان به پالایش ساختارهای اقتصادی، افزایش گردش پول و مقاومسازی اقتصاد در برابر تحریمها بپردازد؛ اقدامی که حلقه مفقوده اتصال امنیت و اقتصاد را تکمیل میکند.
نتیجهگیری؛ عبور از بحران به موازنه
انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی را باید یک بازآرایی راهبردی در نظام حکمرانی ایران دانست. او با کارنامهای که از جنگ سخت تا جنگ اقتصادی را دربرمیگیرد، مأموریت یافته است تا معماری جدیدی از امنیت و اقتصاد را طراحی کند؛ معماریای که در آن، امنیت سکوی جهش اقتصادی و اقتصاد مقاومتی، پشتوانهای برای اقتدار امنیتی پایدار باشد.
گذار مورد نظر رضایی، حرکت از «مدیریت بحران» که واکنشی و مقطعی است به «مدیریت موازنه» است که فعالانه و پیشدستانه به دنبال ایجاد توازن میان قدرت دفاعی و قدرت اقتصادی است. در این افق، امنیت ملی نه صرفاً بهمعنای مقابله با تهدیدات، بلکه بهمعنای طراحی آیندهای قدرتمند برای ایران در دوران گذار به نظم نوین منطقهای و جهانی تعریف میشود. موفقیت این پروژه، سرنوشتسازترین متغیر در حکمرانی ایران طی سالهای آینده خواهد بود.
انتهای پیام/