حسرت «نیروی تراز» در اقتصاد بیمار؛ تأملی اقتصادی بر گریه‌های امیرالمؤمنین (ع)

 دکتر سیدوفا مشکوة | سردبیر اقتصادی ایران ریپورتس


در میانه غوغای شاخص‌های تورمی و نوسانات بازارهای دارایی، گاهی باید دست از تحلیل نمودارها کشید و در جست‌وجوی پاسخ یک پرسش بنیادین به سراغ میراث مکتوب تاریخ تمدن اسلامی رفت: چرا نظام‌های اجتماعی و اقتصادیِ به ظاهر قدرتمند، از درون می‌پوسند و فرو می‌ریزند؟

پاسخ را نه در کتب اقتصاد کلان، که در یک فراز مظلوم از نهج‌البلاغه یافته‌ام؛ درست آنجا که علی (ع) دست به ریش می‌برد و برای شش ویژگی نیروی انسانیِ ازدست‌رفته می‌گرید. در ادبیات علم اقتصاد، ما از «منابع انسانی» (Human Resources) حرف می‌زنیم، اما امیر مؤمنان از «برادران» می‌گوید. تفاوت از زمین تا آسمان است. منبع، مصرف می‌شود و تمام، اما «برادر تراز»، موتور محرکه تمدن است که بود و نبودش، سرنوشت یک نظام اقتصادی را تعیین می‌کند. بگذارید این منظومه شش‌گانه را از منظر یک تحلیلگر اقتصادی کالبدشکافی کنم:

۱. نرخ بهره‌وری در سایه «حکمیت قرآن»
حضرت می‌فرماید: «قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند». ترجمه اقتصادی این گزاره یعنی: مدیریت بر اساس نصوص متقن به جای تصمیم‌گیری بر مبنای داده‌های جهت‌دار غربی. امروز تورم، محصول ناترازی در نظام پولی و مالی است. اما ریشه ناترازی چیست؟ ریشه در آنجاست که «قضاوت» اقتصادی ما بر اساس سلایق حزبی و نسخه‌های صندوق بین‌المللی پول انجام می‌شود، نه بر اساس اصل قرآنی «عدالت» و «تحریم ربا». یاران علی (ع) سواد خواندن داشتند، اما شجاعت «حکم کردن» نیز داشتند. اقتصاد ایران از فقدان این شجاعت در حذف رانت‌های ضدّ قرآنی رنج می‌برد.

۲. از اندیشه واجبات تا عملیات اجرایی (رفع شکاف شناخت-عمل)
«در واجبات الهی اندیشیده و آن‌ها را برپا داشتند». این یعنی تعادل میان «اتاق فکر» و «میدان عمل». در نظام اداری ما چه بلایی سر مفهوم «واجب» آمده است؟ ما سال‌هاست برای «واجبات اقتصادی» مانند «مهار تورم» و «شفافیت» سند می‌نویسیم و همایش می‌گذاریم (مرحله اندیشه)، اما در مرحله برپا داشتن، منافع ذی‌نفعان مانع می‌شود. یاران علی، دچار «فلج تحلیلی» و «بازی سمینار» نشدند. شکاف بین دانستن و عمل کردن در اقتصاد امروز ما، همان مصیبتی است که علی (ع) فقدان آن را گریه می‌کرد.

۳. نابودی بدعت‌های اقتصادی و احیای سنت‌های مالی
«سنت‌ها را زنده و بدعت‌ها را نابود کردند». تلخ‌ترین بخش تحلیل اقتصادی بنده همینجاست. ما در نظام بانکی و بودجه‌ریزی، چنان با بدعت‌های غلط (مانند خلق پول بی‌پشتوانه، نظام یارانه‌ای ناکارآمد، یا بنگاه‌داری مخرب بانک‌ها) خو گرفته‌ایم که جرأت نابودی‌شان را از دست داده‌ایم. در مقابل، سنت‌های اصیل اقتصادی اسلام مانند «قرض‌الحسنه»، «وقف مولد»، و «مشارکت واقعی در تولید» در محاق مانده‌اند. تراز علوی می‌گوید تا بدعت را جراحی نکنی، سنت زنده نمی‌شود. تا وقتی جراحی اقتصادی با بی‌حسی سیاسی انجام می‌شود، شاخص فلاکت پایین نخواهد آمد.

۴. پذیرش دعوت جهاد اقتصادی؛ خروج از رفاه‌زدگی
«دعوت جهاد را پذیرفتند». اقتصاد مقاومتی، یک «دعوت به جهاد» بود. اما پاسخ به این دعوت، خرید تضمینی محصول نیست، «جانبازی» می‌خواهد. فعال اقتصادی تراز از نگاه علی (ع)، کسی نیست که با کمترین ریسک، بیشترین سود را ببرد؛ بلکه کسی است که با پذیرش ریسک تحریم، چرخ تولید را به گردش درمی‌آورد. حسرت امروز ما، کارآفرینانی نیستند که در پی رانت ارز ترجیحی‌اند؛ حسرت ما «عمّارهای اقتصاد»اند که آگاهانه وارد میدان شده بودند و سرمایه‌شان را فدای استقلال اقتصادی کشور کردند.

۵. سرمایه اجتماعی؛ اعتماد به رهبری
«به رهبر خود اطمینان داشتند». در علم اقتصاد توسعه، «اعتماد» (Trust) یک متغیر ثروت‌آفرین است. وقتی رهبری نظام، شفاف و صریح از موانع می‌گوید، اطمینان به این رهبری باید به یک جهش تولید منجر شود. بی‌اعتمادی پنهان به سیاست‌های بالادستی، منجر به خروج سرمایه‌ها به سمت بازارهای سفته‌بازانه می‌شود. اگر امروز نقدینگی به جای هدایت به تولید، در تالار شیشه‌ای بورس و بازار دلار سرگردان است، بخش بزرگی از آن ناشی از شکاف اعتماد میان فعال اقتصادی و نهاد حاکمیت است که باید ترمیم شود.

۶. انضباط مالی و تبعیت تشکیلاتی
«و از او پیروی کردند». اتّباع آگاهانه، نقطه مقابل هرج‌ومرج اقتصادی و قانون‌گریزی است. کشوری که فعالانش به جای پیروی از سیاست‌های پولی، به دنبال دور زدن قوانین مالیاتی و ارزی باشند، هرگز روی آرامش اقتصادی نخواهد دید.

سخن پایانی | معمای «نرخ جایگزینی»
امیرالمؤمنین گریست؛ نه به خاطر کمبود نیروی انسانی، که به دلیل بحران در «نرخ جایگزینی» (Replacement Rate) نیروهای تراز. امروز در اقتصاد ایران، ما از کمبود پول، منابع طبیعی و یا حتی فناوری رنج نمی‌بریم؛ رنج ما از کمبود «برادرانی» است که این ۶ شاخصه را یکجا داشته باشند. تا زمانیکه دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیلانی تربیت کنند که اقتصاد می‌دانند اما اهل ریسک جهادی نیستند، یا مدیرانی که وفادارند اما اهل فکر و اندیشه واجبات اقتصادی نیستند، گریه‌های علی (ع) برای اقتصاد ایران نیز تمدید خواهد شد.

راه علاج، بازگشت به ترازنامه خطبه ۱۸۲ نهج‌البلاغه برای استخدام و ارزیابی مدیران اقتصادی کشور است؛ معیاری که در آن، سود و زیان دنیوی معنایی ندارد و تنها «حق» است که قیمت‌گذاری می‌شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.