خبرگزاری ایران ریپورتس – گروه معارف و اندیشه

جهان معاصر در تب و تاب فتح قلههای مادی، از حقیقتی غفلت کرده که امام علی (ع) در فشردهترین و کوبندهترین شکل ممکن به تصویر کشیده است: یک گام کوچک بهسوی ابدیت، از هزاران فرسخ دویدن در مسیر فنا، پیش است.
به گزارش ایران ریپورتس، شاید بتوان ادعا کرد یکی از تکاندهندهترین و در عین حال امیدآفرینترین جملاتی که از گنجینه پربار نهجالبلاغه به دست ما رسیده، حکمتی است که بهتنهایی قادر است نظام ارزشگذاری انسان مدرن را زیر و رو کند. این کلام، که کمتر در محافل عمومی مورد مداقه قرار گرفته، با قلم تشبیهی بینظیر خود، مرز میان «موفقیت» و «فریبخوردگی» را جابهجا میکند.
حکمت مورد اشاره، چنین است:
«وَ مَا الْمَغْرُورُ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الدُّنْيَا بِأَعْلَى هِمَّتِهِ كَالآخَرِ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الآخِرَةِ بِأَدْنَى سُهْمَتِهِ»
ترجمه: «و مغروری که با نهایت همت و تلاش خود، دنیا را به چنگ آورده، همانند آن دیگری نیست که به کمترین نصیب از آخرت دست یافته باشد.»
و در شرح این گوهر علوی آمده است: «چه شوم است سرنوشت کسانی که بالاترین همت و تلاش خود را برای دستیافتن به متاع ناپایدار و زودگذر دنیا به کار میگیرند و چه زیباست سرنوشت کسانی که با تلاش و کوشش و همت خود سهمی از سعادت اخروی پیدا کردهاند، هر چند این سهم کوچک باشد.»
کالبدشکافی یک تشبیه ویرانگر
برای درک عمق این جمله، ضروری است به سراغ واژگان آن برویم. امام (ع) از تعبیر «المغرور» استفاده میکند؛ واژهای که از ریشه «غرر» به معنای فریب و نیرنگ است. نکته ظریف در اینجاست که فاعلِ فریب، خودِ «دنیا»ست و شخص مورد نظر، «فریبخورده»ای است که حتی متوجه عمق مصیبت خود نیست. او گمان میکند «ظَفِرَ» (پیروز شده)، اما این پیروزی در حقیقت، یک شکست تمامعیار است.
در سوی دیگر، «الآخَر» قرار دارد؛ انسانی که شاید در نگاه سطحی، دستاورد چشمگیری نداشته باشد، اما «بِأَدْنَى سُهْمَتِهِ» (با کمترین سهم خود) از آخرت بهره برده است. تعبیر «سهمت» که میتواند به معنای «بهره» یا حتی «تیری» باشد که به قرعه به نام کسی میافتد، حکایت از عنایت و رحمت الهی دارد. یعنی این شخص حتی اگر تنها به اندازه یک تیر قرعه، از خوان گسترده رحمت حق نصیب برده باشد، از آن فاتح مغرور، جلوتر است.
چرا جهان امروز بیش از هر زمان دیگر به این کلام نیازمند است؟
عصر ما، عصر «فومو» (ترس از عقبماندن) و رقابتهای فرساینده برای کسب جایگاههای اجتماعی، اقتصادی و حتی مجازی است. انسان مدرن، تمام «همت» خود را – که سرمایهای محدود و پایانپذیر است – در طبق اخلاص میگذارد تا به «اعلی» مراتب دنیوی برسد: پستهای بالاتر، ثروت بیشتر، شهرت افزونتر.
حجتالاسلام دکتر امیرحسین صادقی، پژوهشگر حوزه اخلاق و روانشناسی دین، در گفتوگو با ایران ریپورتس تصریح میکند: «این کلام امیرالمؤمنین (ع) یک بمب روانشناختی است. بسیاری از مراجعان ما که از افسردگی و اضطراب ناشی از مقایسههای اجتماعی رنج میبرند، دقیقاً در دام “مغرورِ ظافر به دنیا” افتادهاند. امام (ع) به ما میگوید که شاخص ارزشگذاری تو اشتباه است. حتی یک نماز ساده با حضور قلب، تو را در جدول امتیازات هستی، بالاتر از سلبریتیها و میلیاردرهایی قرار میدهد که تمام عمر خود را صرف انباشت ثروت کردهاند.»
وی میافزاید: «تعبیر “أدنی سهمت” از این جهت امیدبخش است که راه را برای همگان باز میگذارد. لازم نیست عارف یا زاهد تمامعیاری باشی؛ همان “کمترین سهم” – که میتواند یک کار خیر کوچک، یک دل شکسته را به دست آوردن، یا یک گناه را ترک کردن باشد – تو را به جایگاهی میرساند که فرسنگها از فاتحان مغرور دنیا فراتر است.»
نگاه تطبیقی: دنیا به مثابه سراب، آخرت به مثابه حقیقت
در ادبیات عرفانی و اخلاقی اسلام، همواره بر این نکته تأکید شده که «دنیا» فینفسه مذموم نیست، بلکه «دلبستگی به دنیا» و «غفلت از آخرت» عامل سقوط انسان است. اما در این حکمت، امام (ع) گامی فراتر مینهد و یک مقایسه مستقیم ریاضیگونه انجام میدهد: اعلی (بالاترین) در محور دنیا < ادنی (پایینترین) در محور آخرت.
این یک نابرابری قطعی و تخلّفناپذیر در نظام ارزشی الهی است. گویی امام (ع) به ما میگوید: اگر تمام دنیا را با تمام قوا فتح کنی، اما از آخرت غافل باشی، در ترازوی حقیقت، از کسی که با یک قدم سست و لرزان بهسوی خدا آمده، سبکتری.
بازخوانی تاریخی: این کلام در چه بستری صادر شد؟
اگرچه تاریخ دقیق صدور این حکمت مشخص نیست، اما فضای کلی نهجالبلاغه نشان میدهد که امام (ع) در برابر گروههای مختلفی موضعگیری میکرد: دنیاپرستانی که برای رسیدن به خلافت و غنایم جنگی، از هیچ جنایتی فروگذار نبودند، و زاهدان و پارسایانی که در کنار ایشان، زندگی ساده و آخرتمحور را برگزیده بودند. این حکمت، تیری است بهسوی آنان که معاویه را «فاتح» میپنداشتند و خود را در کنار علی (ع) «بازنده»، غافل از اینکه معادله، وارونه است.
پیامدهای عملی این جهانبینی در زندگی روزمره
اگر این کلام را نه بهعنوان یک جمله زیبا، که بهعنوان یک راهنمای عملی بپذیریم، سبک زندگی ما دگرگون خواهد شد:
۱. بازتعریف موفقیت: موفقیت، دیگر به معنای رسیدن به «اعلی همت» در دنیا نیست، بلکه به معنای کسب «ادنی سهمت» از آخرت است. این یعنی یک معلم فداکار، یک کارگر ساده که لقمه حلال بر سر سفره میبرد، یا یک مادر که فرزندان صالح تربیت میکند، از ثروتمندترین و مشهورترین چهرههایی که عمر خود را صرف دنیا کردهاند، موفقترند.
۲. کاهش اضطراب: وقتی بدانیم که حتی اندک اعمال صالح ما ارزشی بینهایت دارد، دیگر خود را در رقابتهای بیپایان دنیوی فرسوده نخواهیم کرد.
۳. جهتدهی به همت: «همت» سرمایه گرانبهای وجود ماست. این کلام به ما هشدار میدهد که این سرمایه را کجا خرج میکنیم. اگر «اعلی همت» خود را صرف دنیا کنیم، مغرور و زیانکاریم؛ اما اگر همین همت را صرف کسب رضایت الهی کنیم، هرچند به «ادنی» سطح برسیم، رستگاریم.
واکنشها در فضای مجازی
پس از انتشار اولیه این کلام در کانالهای پرمخاطب، کاربران بسیاری با هشتگ #ادنی_سهمت به بازنشر و تفسیر آن پرداختند. یکی از کاربران نوشت: «این جمله یعنی آرام باش. لازم نیست در این دنیا اول باشی. کافی است در صف آخرت ایستاده باشی، حتی اگر آخرین نفر باشی.» دیگری تأکید کرد: «این روایت، انحصار موفقیت در ثروت و شهرت را میشکند. آدمهای معمولی که زندگی شرافتمندانهای دارند، قهرمانان واقعیاند.»
سخن پایانی: حماسه ناجیان خاموش
در پایان، باید گفت که این کلام امیرالمؤمنین (ع) از جنس «بشارت» و «هشدار» توأمان است: بشارت برای آنان که خود را در میدان مسابقه دنیا «وامانده» میپندارند و نمیدانند که در مسیر آخرت، «ادنی سهمت» آنان، آنها را از «اعلی همت» فاتحان مغرور پیش انداخته است؛ و هشداری است کوبنده برای آنان که سرمست از پیروزیهای دنیوی، بر اریکههای فریب تکیه زدهاند، غافل از اینکه در ترازوی حقیقت، وزن یک «لا اله الا الله» خالصانه، از تمام قصرها و عنوانهایشان سنگینتر است.