بازتعریف «جنگ تحمیلی رمضان» و معادلات نوین قدرت در نظام بین‌الملل

خبرگزاری ایران ریپورتس – دکتر مرتضی اشرافی، مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه شیراز

جنگ رمضان و پیامد‌های آن

دکتر مرتضی اشرافی، مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه شیراز، در یادداشتی اختصاصی به تحلیل ابعاد گوناگون «جنگ تحمیلی سوم» علیه ایران پرداخت و آن را نه یک رویداد منفرد، بلکه بازتابی از تغییرات عمیق در ساختار قدرت جهانی و مرحله‌ای جدید از تقابل هیبریدی قدرت‌های غربی با جمهوری اسلامی ارزیابی کرد. وی تأکید دارد که استراتژی نهایی ایران، تعیین تکلیف جنگ است، نه ماندن در یک آتش‌بس شکننده.

به گزارش ایران ریپورتس، دکتر اشرافی با اشاره به نام‌گذاری این دوره تحت عنوان «جنگ تحمیلی رمضان»، آن را بازتاب‌دهنده مجموعه‌ای از روندهای پیچیده ژئوپلیتیکی، اقتصادی و شناختی دانست که در بستر نظام بین‌الملل معاصر علیه ایران شکل گرفته است. وی جنگ تحمیلی سوم را تقابلی تعریف کرد که در آن، دولت تروریستی آمریکا و متحدانش به جای نبردهای کلاسیک، ترکیبی از جنگ اقتصادی، سایبری، رسانه‌ای و تهدیدات نظامی محدود را به کار گرفته‌اند.

ابعاد چهارگانه جنگ مدرن
دکتر اشرافی در تشریح ابعاد این نبرد، به چهار حوزه کلیدی اشاره کرد:

۱. جبهه اقتصادی: تحریم‌ها به‌عنوان ابزار اصلی فشار با هدف ایجاد نارضایتی داخلی طراحی شده‌اند. اما به گفته این تحلیلگر، این راهبرد نتیجه معکوس داشته و به «اثر بازگشتی فشار» منجر شده است؛ پدیده‌ای که در نهایت به تقویت ظرفیت‌های داخلی و خودکفایی صنعتی و فناورانه ایران انجامید.

۲. جبهه رسانه‌ای و شناختی: در عصر اطلاعات، جنگ‌ها در ذهن‌ها شکل می‌گیرند. وی تصریح کرد که جنگ شناختی صرفاً به معنای دروغ‌پراکنی نیست، بلکه فرآیندی پیچیده از تولید، برجسته‌سازی و حذف اطلاعات برای شکل‌دهی به ادراک مخاطب است. او با انتقاد از استانداردهای دوگانه غرب خاطرنشان کرد که اقدام نظامی آمریکا در فاصله هزاران کیلومتری از مرزهایش، از منظر حقوق بین‌الملل می‌تواند نقض حاکمیت تلقی شود، اما در بازنمایی رسانه‌ای با مفاهیمی چون «حفظ امنیت جهانی» توجیه می‌گردد.

۳. جبهه امنیتی و نظامی: با اشاره به پایان نبرد مستقیم ۴۰ روزه و برقراری آتش‌بس، دکتر اشرافی هشدار داد که تداوم حضور نظامی آمریکا و ادعای محاصره تنگه هرمز، نشانه‌هایی از تداوم تهدیدات آتی از سوی متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی است. با این حال، وی تأکید کرد که هزینه‌های سنگین جنگ مستقیم، طرفین را از ورود مجدد به آن بازداشته و راهبردها به سمت بازدارندگی رفته است. مدیر اندیشکده راهبردی شیراز تصریح کرد که ایران با تأکید بر حق مشروع دفاع سرزمینی و کنترل تنگه هرمز، قائل به تعیین تکلیف نهایی جنگ است و آتش‌بس شکننده فعلی را پایان ماجرا نمی‌داند؛ رویکردی که به دلیل شکست‌های مفتضحانه میدانی، برای آمریکا که به دنبال خروج پیروزمندانه از بحران است، قابل پذیرش نیست.

افق پیش رو در نظم چندقطبی
این تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی، آینده این تقابل را در گرو گذار نظام بین‌الملل از نظم تک‌قطبی به چندقطبی ارزیابی کرد و افزود: ظهور قدرت‌های نوظهور، فضای مانور بیشتری برای ایران ایجاد کرده است. وی راهبرد موفقیت‌آمیز را بهره‌برداری از این گذار، تقویت اقتصاد داخلی، توسعه روابط با کشورهای غیرغربی و مهم‌تر از همه، حفظ انسجام داخلی عنوان کرد.

دکتر اشرافی در پایان ابراز امیدواری کرد که با توکل به خداوند، تکیه بر عقلانیت و پشتوانه عظیم ملی و نیروهای مقتدر نظامی، جمهوری اسلامی ایران بتواند از این مرحله حساس عبور کرده و به سوی آینده‌ای باثبات‌تر حرکت کند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.