به قلم دکتر سیدوفا مشکوة
بازارهای جهانی در سهضربهٔ همزمان
در دو ماه گذشته (اواخر فوریه تا اواخر آوریل ۲۰۲۶)، بازارهای مالی جهانی پیچیدهترین و شدیدترین دورۀ نوسان در سالهای اخیر را تجربه کردهاند. یک درگیری نظامی در خاورمیانه – که با تقابل نظامی کامل میان آمریکا و ایران آغاز شد – از طریق زنجیرۀ انتقال «قیمت انرژی → تورم → سیاست نرخ بهره» با سرعت و شدتی بیسابقه به سراسر جهان گسترش یافت. از یک سو، قیمت نفت جهش کرد، دادههای تورم فراتر از انتظار افزایش یافت، انتظارات کاهش نرخ بهره فدرال رزرو به شدت کاهش پیدا کرد و فشار «رکود تورمی» بر اقتصاد جهانی سنگینی میکند. از سوی دیگر، سهام آمریکا به لطف بخش فناوری و هوش مصنوعی بارها به رکوردهای جدید دست یافته است – تصویری به ظاهر متناقض.
نقطه آغاز این آشفتگیها به اواخر فوریه ۲۰۲۶ بازمیگردد: با شروع درگیری نظامی تمامعیار آمریکا و ایران، تنگۀ هرمز عملاً بسته شد و زنجیرۀ تأمین انرژی جهان آسیب جدی دید. در دو ماه بعد، دولت ترامپ دو بار حملۀ نظامی به تأسیسات انرژی ایران را به تعویق انداخت و چندین دور مذاکره در پاکستان بدون دستیابی به پیشرفت واقعی به پایان رسید. اکنون مناقشۀ آمریکا و ایران وارد هفته نهم شده و بازارهای سرمایه جهانی میان «حق بیمۀ جنگ» و «انتظار کاهش نرخ بهره» در نوسان است.
در این مقاله، وضعیت بازارهای مالی دو ماه گذشته را از چهار منظر بررسی میکنیم: چشمانداز کلان اقتصاد جهانی، تحولات بازار آمریکا، فروپاشی فاجعهبار بازار ایران، و عملکرد مقاوم بازار چین.
۲. چشمانداز کلان جهانی: سایۀ رکود تورمی، تغییر مسیر سیاست پولی
الف) درگیری آمریکا و ایران و بسته شدن تنگۀ هرمز
هستۀ اصلی تناقضات بازارهای جهانی در دو ماه گذشته، بسته شدن تنگۀ هرمز توسط ایران و تحریمهای متقابل آمریکا است. این تنگه پیش از درگیری حدود یکپنجم حملات نفتی جهان را عبور میداد، اما اکنون تقریباً به کلی متوقف شده است. جدیدترین دادههای کشتیرانی نشان میدهد در ۲۴ ساعت گذشته تنها ۵ فروند کشتی از آن منطقه عبور کردهاند، در حالی که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۳۰ فروند تردد داشتند. ایران تردد را شدیداً محدود کرده و آمریکا صادرات نفت ایران را مسدود ساخته است؛ دو طرف در یک بنبست پرهزینه گرفتار شدهاند.
تأثیر بر بازار انرژی جهان فوری بود. نفت برنت پس از آغاز درگیری به سرعت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرد و در ۲۶ مارس به ۱۰۸/۰۱ دلار در هر بشکه رسید. نفت WTI در همان روز ۹۴/۴۸ دلار بسته شد. در هفته منتهی به ۲۴ آوریل، برنت ۱۶/۵۴ درصد دیگر افزایش یافت و به ۱۰۵/۳۳ دلار رسید و WTI با رشد ۱۴/۳۰ درصدی در ۹۴/۳۰ دلار ایستاد – نشانهای از تشدید انتظارات برای تداوم درگیری.
ب) جهش فراتر از انتظار تورم مارس آمریکا
افزایش قیمت نفت به سرعت در دادههای تورم آمریکا نمایان شد. در ۱۰ آوریل ۲۰۲۶، اداره آمار کار آمریکا گزارش شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) مارس را منتشر کرد که نشان میداد تورم بسیار فراتر از انتظار جهش کرده است. CPI مارس نسبت به ماه قبل ۰/۹ درصد افزایش یافت – به مراتب بالاتر از ۰/۳ درصد فوریه – و بزرگترین افزایش ماهانه از ژوئن ۲۰۲۲ بود. نرخ سالانه به ۳/۳ درصد رسید که نسبت به ۲/۴ درصد فوریه جهشی آشکار داشت.
بررسی اقلام نشان میدهد ضربه به شدت در بخش انرژی متمرکز بوده است: شاخص انرژی ماهانه ۱۰/۹ درصد جهش کرد که بزرگترین افزایش از سپتامبر ۲۰۰۵ است. قیمت بنزین ۲۱/۲ درصد نسبت به ماه قبل افزایش یافت (بزرگترین رکورد از زمان شروع این سری در ۱۹۶۷) و نزدیک به ۷۰ درصد از افزایش کل CPI ماهانه را به خود اختصاص داد. قیمت نفت کوره ۳۰/۷ درصد جهش کرد. در مقابل، CPI هسته (بدون غذا و انرژی) فقط ۰/۲ درصد ماهانه و ۲/۶ درصد سالانه افزایش داشت که همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو است. این یعنی فشار تورمی عمدتاً ناشی از شوک عرضه انرژی است نه تورم فراگیر.
ج) کاهش شدید انتظارات کاهش نرخ بهره: از ۲ تا ۳ بار به حداکثر یک بار
پس از انتشار گزارش CPI مارس، انتظارات از سیاست پولی فدرال رزرو عمیقاً تغییر کرد. ابزار رصد فدرال رزروِ سیامای نشان میدهد معاملهگران به طور کامل عدم تغییر نرخ در جلسات آوریل و می را قیمتگذاری کردهاند و انتظارات کاهش نرخ در کل سال از ۲ تا ۳ بار به حداکثر یک بار کاهش یافته و اولین کاهش نرخ به بعد از سپتامبر ۲۰۲۶ موکول شده است.
انتظارات نهادی نیز به سمت موضع شاهینوار تغییر کرده است. تیم تحقیقات جهانی جیپیمورگان در گزارش ۱۸ آوریل خود پیشبینی کرد فدرال رزرو در تمام سال ۲۰۲۶ نرخ بهره را بدون تغییر نگه میدارد و حرکت بعدی سیاستی به احتمال زیاد افزایش ۲۵ واحدی در سهماهه سوم ۲۰۲۷ خواهد بود تا کاهش نرخ. مایکل فرولی، اقتصاددان ارشد آمریکایی جیپیمورگان گفت: «با تورم بالا و ریزش انتظارات تورمی، مقامات فدرال رزرو به شدت از شوق خود برای کاهش نرخ کاستهاند.»
جروم پاول، رئیس فعلی فدرال رزرو، نشست ۲۹-۳۰ آوریل را به عنوان آخرین نشست خود ریاست خواهد کرد و انتظار میرود محدوده هدف نرخ وجوه فدرال در ۳/۵۰ تا ۳/۷۵ درصد بدون تغییر بماند. جیپیمورگان همچنین اشاره کرد که فدرال رزرو ممکن است تنها در صورتی بحث کاهش نرخ را از سر بگیرد که بازار کار به شدت تضعیف شود یا شوک انرژی آسیب جدی به اقتصاد وارد کند.
جالب توجه اینکه شاخص اولیۀ اعتماد مصرفکننده دانشگاه میشیگان برای آوریل به ۴۷/۶ رسید که پایینترین رکورد تاریخ است. دلیل اصلی بدبینی مصرفکنندگان، افزایش مداوم قیمتها و عدم قطعیت ناشی از تعرفههایی است که از سال قبل توسط ترامپ اعمال شده. پیشبینی فدرال رزرو آتلانتا نشان میدهد رشد حقیقی تولید ناخالص داخلی سهماهه اول ۲۰۲۶ تنها ۱/۳ درصد خواهد بود – بسیار پایینتر از میانگین حدود ۲/۷ درصدی دهه گذشته. خطر «رکود تورمی» (رکود اقتصادی + تورم بالا) در اثر شوک نفتی در حال تبدیل از پیشبینی به واقعیت است.
۳. بازار آمریکا: «معجزۀ فناوری» در میان یخ و آتش
الف) مرور بازار سهام آمریکا: بازگشت Vشکل و واگرایی ساختاری
نگاهی به عملکرد بازار سهام آمریکا در دو ماه گذشته، فاز اول (اواخر فوریه تا اواخر مارس) را با سقوط وحشتآلود رقم زد. در ۲۶ مارس، سه شاخص اصلی آمریکا به شدت سقوط کردند: داو جونز ۱/۰۱٪ به ۴۵۹۶۰/۱۱ واحد، اساندپی ۵۰۰ ۱/۷۴٪ به ۶۴۷۷/۱۶ واحد و نزدک ۲/۳۸٪ به ۲۱۴۰۸/۰۸ واحد رسید. سهام فناوری ضربه سختی خورد: فیسبوک (متا) نزدیک ۸٪، AMD بیش از ۷٪ و انویدیا بیش از ۴٪ سقوط کردند. نزدک نسبت به رکورد اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۱۱٪ کاهش یافت و وارد محدودۀ اصلاح فنی شد – این شدیدترین سقوط از زمان سیاست تعرفهای «روز آزادی» در آوریل ۲۰۲۵ بود.
اما پس از ورود به آوریل، جو بازار به تدریج معکوس شد. با تداوم روایت هوش مصنوعی و نشانههای گاه و بیگاه کاهش تنش دیپلماتیک، سهام آمریکا جهش قدرتمندی را آغاز کرد. تا هفته منتهی به ۲۵ آوریل، اساندپی ۵۰۰ از ۳۰ مارس حدود ۱۳٪ و نزدک بیش از ۱۹٪ رشد کرده بود. در پایان معاملات ۲۴ آوریل، اساندپی ۵۰۰ به ۷۱۶۵/۰۸ واحد (۰/۸۰٪ رشد هفتگی) و نزدک به ۲۴۸۳۶/۶۰ واحد (۱/۶۳٪ رشد هفتگی) رسید – هر دو رکورد تاریخی جدید در ساعات معاملاتی. بازار آمریکا الگوی عجیبی را نشان داد: «درگیری ژئوپلیتیک تشدید میشود، سهام صعود میکند».
اما واگرایی شدید درون بازار سهام آمریکا را نباید نادیده گرفت. با وجود اینکه اساندپی و نزدک پیاپی رکورد میزنند، داو جونز در ۲۴ آوریل در ۴۹۲۳۰/۷۱ واحد بسته شد که در آن هفته ۰/۴۴٪ کاهش داشت. این یعنی رشد اخیر بازار سهام آمریکا به شدت در چند شرکت بزرگ فناوری – به ویژه در حوزۀ محاسبات هوش مصنوعی و نیمههادیها – متمرکز شده، در حالی که بخشهای سنتی صنعت، انرژی و مالی همچنان تحت فشار عدم قطعیتهای کلان قرار دارند. آنتونی ساگلیمبن، استراتژیست ارشد بازار در آمریپرایز اعتراف کرد: «در مدت کوتاهی پیشرفت زیادی کردهایم، هفتۀ آینده برای تأیید این روند کلیدی است.»
ب) سهام فناوری: روایت هوش مصنوعی به تنهایی پناهگاه امن
قوت سهام فناوری توضیح میدهد که چرا بازار آمریکا در سایۀ جنگ توانست رکورد بزند. با توسعۀ قوی تقاضا برای سختافزارهای محاسباتی هوش مصنوعی، زنجیرۀ صنعتی مربوط به ماژولهای نوری و حافظه همچنان پیشتاز بودهاند. شاخص نیکی ۲۲۵ ژاپن از ابتدای سال ۱۶/۹٪ رشد کرده و پیشتاز بازارهای جهانی است. شاخص تیاسایکس کانادا ۸/۴٪ و فوتسی ۱۰۰ بریتانیا ۶/۸٪ رشد داشتهاند که همگی نشاندهندۀ بازار گاوی ساختاری به رهبری فناوری است. تقاضای قوی برای تراشهها و سختافزار هوش مصنوعی به یک محرک مشترک برای سهام فناوری جهان تبدیل شده است. در هفته گذشته، شاخص تایوان با ۵/۷۸٪ رشد هفتگی پیشتاز بود، کوسپی کره جنوبی ۴/۵۸٪، نیکی ۲۲۵ ژاپن ۲/۱۲٪ و شاخص هوشیمینگ ویتنام ۱/۹۹٪ رشد کردند – همگی ناشی از همین محرک مشترک تقاضای سختافزار هوش مصنوعی.
اما در پشت صحنۀ افزایش ۱/۶۳٪ی نزدک در ۲۴ آوریل، شکنندگی بزرگی نهفته است. سقوط شدید اواخر مارس به خوبی نشان داد که سهام فناوری در برابر عدم قطعیتهای کلان بسیار حساس است. مایکروسافت، گوگل (آلفابت) و انویدیا با فشار ارزیابی مواجهاند؛ اگر روایت کلان از «رشد» به «رکود» تغییر کند، بخش فناوری اولین جایی خواهد بود که ضربه میخورد.
ج) طلا: پناهگاه امن دیگر نمیدرخشد
حرکت قیمت طلا سرنخ دیگری از جریان سرمایه در جهان ارائه میدهد. از مارس ۲۰۲۶، طلا چهار هفته پیاپی صعود کرد و مجموعاً نزدیک ۳۰٪ رشد نمود و به بالای ۴۸۳۲ دلار در هر اونس رسید. اما در آخرین چرخۀ بازار، رکورد «پنج هفته صعود متوالی» رسماً پایان یافت. در هفته منتهی به ۲۴ آوریل، طلای نقدی در ۴۷۰۸/۷۹ دلار بسته شد که ۲/۵۱٪ کاهش هفتگی داشت – اولین قطع شدن روند صعودی پنج هفتهای.
در حال حاضر، طلا رابطۀ «واگرایی نزدیک» با سهام آمریکا و شاخص دلار دارد. وقتی سهام آمریکا قوی میشود و دلار برمیگردد، طلا سقوط میکند. وقتی سهام آمریکا ضعیف میشود و دلار عقب مینشیند، طلا صعود میکند. این بازتاب تعادل مجدد پویای سرمایه بین «ریسکپذیری» و «پناهجویی» است. در کوتاه مدت، طلا تحت تأثیر دو نیروی متضاد است: از یک سو تشدید متناوب درگیری ژئوپلیتیک (پشتیبانی از پناهجویی)، از سوی دیگر پیشخور کردن کاهش نرخ بهره توسط بازار و بازگشت شاخص دلار (فشار بر قیمت طلا).
د) شاخص دلار و قیمت نفت: رابطۀ واگرا
شاخص دلار پس از شروع درگیری ابتدا قوی شد و از ۹۹ واحد گذشت، اما سپس در محدودۀ ۱۰۵/۵ نوسان کرده است. از یک سو، جو (پناهجویی) ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک از دلار حمایت میکند. از سوی دیگر، کسری بودجه رو به رشد و نگرانی از اعتبار بلندمدت آمریکا، مانع افزایش بیشتر دلار میشود. پس از انتشار CPI مارس، بازده اوراق خزانهداری کوتاه مدت افزایش اندکی داشت و شاخص دلار قویتر شد که فشار آشکاری بر طلا و داراییهای حساس به نرخ بهره وارد کرد.
در مقابل، قیمت نفت مقاومت شگفتانگیزی نشان داده است – حتی پس از خبر تعویق حملات نظامی توسط ترامپ، قیمت نفت فقط اندکی عقب نشست و به سرعت بازگشت. سهم تسویۀ تجارت نفت خاورمیانه با چین به یوآن از ۴۱٪ فراتر رفته و از یورو پیشی گرفته و به دومین ارز بزرگ تسویۀ نفت جهان تبدیل شده است – تغییری عمیق در سیستم تسویۀ تجارت انرژی جهان.
۴. بازار ایران: فروپاشی ارز و پاک شدن یکشبه ثروت ذخیرهشده
اگر سایر بازارهای جهان فقط نوسان قیمت را تجربه کردهاند، بازار ایران در دو ماه گذشته یک فروپاشی سیستمیک اقتصادی را پشت سر گذاشته است – از نظر شدت در تاریخ مالی مدرن کمنظیر.
الف) سقوط نرخ ارز: از ۴۲ هزار به ۱/۷ میلیون
در ابتدای سال ۲۰۲۶، ریال ایران سقوط فاجعهباری را آغاز کرد. تا اوایل مارس، نرخ رسمی از ۴۲,۰۰۰ ریال به ازای هر دلار به ۱,۳۱۴,۹۰۰ ریال سقوط کرد – یعنی طی تنها کمی بیش از دو ماه بیش از ۳۰ برابر کاهش یافت (۳,۰۰۰٪ کاهش). در همین حال، نرخ بازار آزاد بسیار بدتر بود – از ۱/۷ میلیون ریال عبور کرد که بیش از ۴۰ برابر نرخ رسمی است. تا اواسط آوریل، ریال بیشتر تضعیف شد و به ۱/۴۳ میلیون ریال در هر دلار رسید – پایینترین رکورد تاریخی. یعنی از سطح ۴۲,۰۰۰ در دسامبر ۲۰۲۵، قدرت خرید واقعی ریال تنها در چند ماه بیش از ۹۷٪ تبخیر شده است.
به زبان ساده: خانواده ایرانی که در آستانۀ سال ۲۰۲۶ دههزار دلار معادل ریال داشت، تا اوایل مارس ارزش این پسانداز تنها حدود ۳,۰۰۰ دلار بود. اعتبار پولی ایران عملاً به طور کامل فروپاشیده است.
ب) ابرتورم: قیمت مواد غذایی دو برابر و بیشتر
سقوط ارز و ابرتورم دو روی یک سکه هستند. در فوریه، نرخ تورم رسمی به ۶۸/۱٪ رسید و نرخ تورم مواد غذایی به ۱۱۰٪ – شدیدترین حالت از زمان جنگ جهانی دوم. جزئیات: نان و غلات ۱۴۲٪، گوشت ۱۱۷٪، شیر ۱۰۸٪، میوه ۱۱۳٪ و روغن خوراکی با ۲۰۷٪ افزایش در رأس قرار داشت.
در تهران، هر کیلو گوشت گوساله که اواخر سال قبل حدود ۷ میلیون ریال بود، تا اوایل مارس به ۱۹ میلیون ریال رسید – افزایش ۱۷۰٪. با چنین افزایش قیمتی، سهم خوراک از کل هزینۀ خانوارهای ایرانی به بیش از ۷۰٪ رسیده و مردم اغلب برای خرید کالاهای اساسی ساعتها صف میکشند. جامعۀ متوسط به یکباره به زیر خط فقر سقوط کرده و سطح زندگی به وضعیت ۲۰ سال پیش بازگشته است. ارزش واقعی حقوق بازنشستگان نیز به شدت کاهش یافته: کارمند بازنشستهای با حقوق ماهانه ۳۰۰ میلیون ریال، اکنون با نرخ بازار آزاد فقط حدود ۱۸۰ دلار درآمد واقعی دارد. این پاک شدن گستردۀ ثروت ذخیرهشده با ورق پول، تمام پساندازها را شسته است.
ج) تله «بازار گاوی کاذب» در بورس و مسکن
جالب اینکه شاخص بورس تهران (TEDPIX) به ریال طی ده سال گذشته ۴,۴۰۰٪ رشد کرده و قیمت مسکن تهران نیز ۳,۵۸۰٪ رشد داشته است. اما این ثروت واقعی نیست – یک بازی عددی ناشی از تورم است. پس از تعدیل تورمی، ارزش واقعی این داراییها تقریباً رشد نکرده است. وقتی مردم سعی میکنند پسانداز خود را به سهام، دلار (در بازار آزاد) یا طلا تبدیل کنند، با ریسک دوگانهای مواجه میشوند: زیان پنهان ناشی از اختلاف بزرگ نرخ رسمی و نرخ بازار آزاد، و ادامه تحریف ارزشی از زمان جدا کردن ریال از دلار در سال ۲۰۱۸.
در واقع، تخصیص سرمایه در بازار ایران به سه خروجی محدود شده است: دلار آزاد، طلا، و کالاهای واقعی که بتوان آنها را صادر کرد تا ارز سخت به دست آورد. ایران از سیستم تسویۀ بینالمللی سوئیفت قطع شده و داراییهای خارجی آن مسدود است؛ بانک مرکزی عملاً توان مداخله در بازار ارز را از دست داده و فقط میتواند نظارهگر فروپاشی سیستم پولی باشد.
۵. بازار چین: تابآوری در میان واگرایی
الف) بازار سهام چین: دو خط موازی
در برابر نوسانات جهانی، بازار سهام چین عملکرد نسبتاً مستقلی با پشتیبانی تقاضای داخلی و محرک فناوری نشان داده است. تا ۲۴ آوریل، شاخص شانگهای کامپوزیت در ۴,۰۷۹/۹۰ واحد، شنژن کامپوزیت در ۱۴,۹۴۰/۳۰ واحد و شاخص چاینکس در ۳,۶۶۷/۷۹ واحد بسته شد – همگی در حال نوسان محدودهای.
واگرایی درون بازار سهام چین بسیار برجسته است. دو خط موازی و اصلی، جریان سرمایه را به طور مشخص جذب کردهاند و الگوی «دو مسیره» منحصربهفردی ایجاد شده است.
خط اول: سختافزار هوش مصنوعی و محاسبات. با تداوم رونق جهانی هوش مصنوعی، شاخص STAR 50 هفتهای ۲/۱۳٪ رشد کرد و بخش الکترونیک ۳/۱۱٪ جهش داشت. روایت هوش مصنوعی پشت سر هم محرک خورد: پس از انتشار «HappyOyster» علیبابا و Claude Opus 4.7 آنتروپیک، در ۲۴ آوریل دیپسیک مدل پیشنمایش سری V4 را به صورت متنباز منتشر کرد – نسخههای Pro و Flash هر دو به طور بومی از متن یک میلیون توکن پشتیبانی میکنند و در ارزیابی برنامهنویسی عاملمحور به بهترین عملکرد در میان مدلهای متنباز رسیدهاند. رقابت رو به گسترش میان مدلهای بزرگ زبانی، انتظارات بازار را برای مخارج سرمایهای روی زیرساختهای محاسباتی افزایش داده است. شاخص چاینکس که وزن قابل توجهی در انرژی نو و زیرساخت هوش مصنوعی دارد، تابآوری خوبی نشان داده است.
خط دوم: سهام با سود نقدی بالا و منابع اولیه. بخش ذغالسنگ با ۳/۹۳٪ رشد هفتگی در رتبه اول میان ۳۱ بخش صنعتی شِنوان قرار گرفت. بخش نفت و پتروشیمی ۲/۶۶٪، شاخص سود نقدی ۱/۸۶٪ و شاخص «ارزشگذاری ویژه شرکتهای دولتی چین» ۰/۵۷٪ رشد کردند. قیمت بالای نفت بینالمللی به طور مستقیم کشش سودآوری بخش بالادستی را افزایش داده و انتظار اجرای سختگیرانهتر هدف «کنترل دوگانه» کربن در داخل، محدودیت طرف عرضه را تشدید کرده است. سهام با سود نقدی بالا و بازتقییم شرکتهای مرکزی دولتی با هم تشدید شدهاند – دو جهتگیری «اجتناب از ریسک» در اینجا با هم جمع شدهاند.
در بخش سهام بزرگ (بلوچیپ)، شاخص CSI 300 ۰/۸۶٪ و شاخص شانگهای کامپوزیت ۰/۷۰٪ رشد داشتند که پایه محکمی برای شاخص فراهم کرد. شاخص میکروکپ وایند ۰/۸۵٪ افزایش جزئی داشت که نشان از انعطاف سهام کوچک و متوسط است. در عین حال، سهامی که قبلاً رشد تند کرده بودند و با فشار ارزشگذاری مواجه شدند، با سودگیری مرحلهای روبرو شدند: شاخص ۵۰ بورس پکن ۲/۴۶٪، شاخص ربات انساننما ۱/۱۲٪ و شاخص دیپسیک ۰/۲۵٪ کاهش هفتگی داشتند. فصل گزارش سهماهه اول، تطابق ارزشگذاری و سود را سختگیرانهتر کرده و سرمایه به سمت مطمئنترین داراییهای هسته متمرکز شده است.
ب) یوآن و کالاها: شتاب «دلارزدایی»
در سطح سیستم پولی جهان، تحولات خاورمیانه تغییر پیشبینی نشدهای ایجاد کرده است: سهم تسویۀ تجارت نفت خاورمیانه با چین به یوآن از ۴۱٪ فراتر رفته و از یورو پیشی گرفته تا دومین ارز بزرگ تسویۀ نفت جهان شود. این یک سیگنال آشکار از شتاب «دلارزدایی» است – در مواجهه با درگیری مستمر و عدم قطعیت در کانالهای پرداخت بینالمللی، سیستم پرداخت تجارت نفت بین چین و صادرکنندگان خاورمیانه به طور ملموسی در حال دور شدن از دلار است.
در حوزۀ کالاهای اساسی، نوسانات شدید قیمت نفت بینالمللی به طور مستقیم به بازار داخلی چین منتقل شده است. مس لندن هنوز در نوسانات محدودۀ بالایی قرار دارد که نشانه کندی تقاضای صنعتی جهانی است. طلای نقدی نیز تحت فشار است، اما صرف (حق بیمه) طلا در بازار داخلی چین نسبتاً ثابت مانده است. شاخص دلار به سطح نسبتاً پایین ۹۸/۵۱۴ بازگشته و نرخ یوآن ۶/۸۶۷۴ (درونکشور ۶/۸۳۱۰، برونکشور ۶/۸۳۱۱) است – نوسانات بسیار کمتری نسبت به سایر ارزهای بازارهای نوظهور دارد.
ج) ارادۀ سیاستی و تابآوری بازار
تابآوری نسبی بازار چین را میتوان از دو بُعد درک کرد. بعد خارجی: با وجود جریان سرمایه به سمت دلار به دلیل جو避险 جهانی، یوآن همچنان پایه محکمی برای ثبات دارد. تحلیلگران بازار معتقدند کاهش یوآن به مراتب کمتر از سایر ارزهای بازارهای نوظهور خواهد بود و در کوتاه مدت به احتمال زیاد در محدودۀ ۶/۸۰ – ۶/۹۵ نوسان میکند.
بعد داخلی: منطق پایۀ «گاو آرام» در بازار داخلی چین همچنان دست نخورده باقی مانده است. چهار عامل اصلی حمایت میکنند: اول، محیط دوستانه سیاستی بازار سرمایه با جعبهابزار سیاستی غنی برای تثبیت رشد. دوم، دستاوردهای فناورانۀ داخلی به نمایندگی دیپسیک و کمبریان، که یک زنجیرۀ بستۀ صنعت هوش مصنوعی تشکیل دادهاند. با ورود هوش مصنوعی به عصر «عامل هوشمند»، تقاضا برای هوش مصنوعی ممکن است سرعت بیشتری بگیرد. سوم، ترکیب محیط نرخ بهره پایین، کاهش بازده سپردهها و محصولات مدیریت ثروت، و رکود بازار مسکن، سرمایه خانوار را به سمت بازار سرمایه سوق میدهد. چهارم، روابط کلی چین و آمریکا در سال ۲۰۲۶ با ثبات باقی مانده و عوامل ژئوپلیتیک از یک محرک به یک ریسک انتهای توزیع (دم) برای بازار سهام تبدیل شده است. به طور خاص، در مقابل شوک قیمت نفت جهانی ناشی از مناقشه خاورمیانه، تنوع بخشی کانالهای واردات انرژی چین و بهبود سیستم تسویۀ فرامرزی یوآن، تأثیر شوکهای خارجی بر نقدینگی پول محلی را به شدت کاهش داده است.
۶. نتیجهگیری: چشمانداز مالی جدید «جهان سه سرعته»
نگاهی به دو ماه گذشته نشان میدهد که بازارهای مالی جهانی به ساختاری «سه سرعته» که به صورت موازی حرکت میکنند، تبدیل شده است:
- سرعت اول: منطقۀ فروپاشی فاجعهبار ایران – نظام ریال و پسانداز ملی ایرانیان با سرعتی سرگیجهآور در حال تبخیر است.
- سرعت دوم: منطقۀ تحت فشار شدید اروپا و برخی بازارهای نوظهور – شوک هزینه ناشی از قیمت بالای نفت و عقباندازی مکرر چرخه کاهش نرخ بهره، بیشتر داراییها را زیر فشار قرار داده است.
- سرعت سوم: منطقۀ رشدمحور به هسته مرکزی سهام فناوری آمریکا و بخش هوش مصنوعی چین – سرمایه جهانی هنوز به سمت این دو جهت متمرکز میشود.
اما پایدار بودن این ساختار به چند متغیر کلیدی نامشخص بستگی دارد. اول، آیندۀ مناقشه آمریکا و ایران مستقیماً زمان بازیابی زنجیرۀ تأمین انرژی و در نتیجه تداوم فشارهای تورمی را تعیین میکند. دوم، اینکه آیا موضع فدرال رزرو از «انتظار صبورانه» به «افزایش نرخ بهره» تغییر خواهد کرد یا نه، عمیقاً بر شرایط نقدینگی جهان تأثیر میگذارد. سوم، گزارش سود سهماهه شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا در هفتۀ آینده، محکی برای تداوم رشد سهام فناوری خواهد بود. چهارم، استقلال بازار چین در برابر فشارهای ناشی از سرایت احساسات جهانی، متغیری مهم و قابل مشاهده باقی مانده است.
در هر صورت، دو ماه گذشته به سرمایهگذاران جهان به وضوح نشان داد که در بازارهای مالی امروز که به شدت به یکدیگر متصل هستند، یک رویداد ژئوپلیتیک واحد میتواند از طریق زنجیرۀ انتقال قیمت انرژی، انتظارات تورمی و سیاست پولی، در مدت بسیار کوتاهی منطق قیمتگذاری را در تمام نقاط جهان تغییر دهد. از ریال در دست مردم عادی ایران، تا ارزش بازار غولهای فناوری والاستریت، تا داراییهای محاسباتی که سرمایهگذاران چینی دنبال میکنند – سرنوشتهای متفاوت در یک پسزمینۀ کلان مشترک، واگرایی و بازآفرینی بیسابقهای را تجربه کردهاند. این یکی از عمیقترین درسهای میدانی برای منطق عملکرد بازارهای مالی در سال ۲۰۲۶ است.