به قلم: حمدالله شایانی، مطالبهگر عمومی
تصمیمات در سطح کلان مانند سیاستهای پولی، مدیریت منابع انرژی یا تغییر در ساختار مالیاتی، مانند حرکت دادن یک کشتی بزرگ در اقیانوس است. اگر جهتگیری یا فرمان این کشتی اشتباه باشد، عواقب آن بسیار سنگینتر از اشتباهات در سطح خرد خواهد بود؛ چرا که این تصمیمات بر کل بدنه جامعه و زیرساختهای کشور اثر میگذارند.
عواقب تصمیمات ناعاقلانه و غیرکارشناسی در سطح کلان را میتوان در چهار لایه اصلی دستهبندی کرد.
۱. لایه اقتصادی؛ تخریب زیرساختهای رفاهی
این لایه مستقیماً با دغدغه مردم در کف خیابان در ارتباط است. تورم افسارگسیخته نتیجه تصمیماتی است که به کاهش ارزش پول ملی یا افزایش ناگهانی هزینههای تولید منجر میشود. در چنین شرایطی، پول مردم قدرت خرید خود را از دست میدهد.
علاوه بر آن، کاهش سرمایهگذاری از پیامدهای اجتنابناپذیر فضای اقتصادی غیرقابل پیشبینی است. وقتی سرمایهگذار داخلی و خارجی احساس کند تصمیمات غیرکارشناسی است، از ورود به بازار فرار میکند و نتیجه آن رکود و بیکاری خواهد بود. اختلال در زنجیره تأمین نیز زمانی رخ میدهد که تصمیمات نسنجیده درباره قیمتهای اصلی مانند بنزین یا ارز، تعادل بازار را بر هم میزند و کالاها یا بسیار گران یا به شدت کمیاب میشوند.
۲. لایه اجتماعی؛ افزایش تنشها و ناآرامیها
اقتصاد، موتور محرک احساسات اجتماعی است. تصمیمات نادرست معمولاً فشار را بر طبقات متوسط و پایین جامعه بیشتر میکند و ثروت را در دست گروهی محدود متمرکز میکند. این روند به افزایش شکاف طبقاتی و احساس بیعدالتی دامن میزند.
وقتی تصمیمات علمی و کارشناسی جای خود را به تصمیمات احساسی یا سیاسی بدهد، اعتماد مردم به دولت و نهادهای حاکمیتی کاهش مییابد. این بیاعتمادی خطرناکترین پیامد برای ثبات یک کشور است. در همین بستر، فشار اقتصادی ناشی از مدیریت غلط، جوانان و متخصصان را به سمت مهاجرت و فرار مغزها سوق میدهد و سرمایه انسانی کشور تخلیه میشود.
۳. لایه امنیتی و سیاسی؛ آسیب به ثبات ملی
به عنوان یک رزمنده، جانباز و مدافع وطن که در سن ۱۵ سالگی وارد جنگ تحمیلی هشتساله شدم و هماکنون در منطقه خلیج فارس از این خاک و میهن دفاع میکنم، دلسوزانه و با دغدغه تأکید میکنم که هرگونه ناآرامی اجتماعی یا ضعف اقتصادی، نقاط ضعفی ایجاد میکند که دشمنان خارجی میتوانند از آنها برای نفوذ، آشوب یا جنگ ترکیبی استفاده کنند.
همچنین وقتی دولت توان مدیریت بحرانهای اقتصادی را نداشته باشد، قدرت نرم و سخت آن در برابر چالشهای داخلی و خارجی تضعیف میشود و این مسئله میتواند به حاکمیت ملی آسیب برساند.
۴. لایه تاریخی و ماندگار؛ میراث تصمیمات
تصمیمات ناصحیح امروز معمولاً به صورت بدهی به نسلهای آینده بازمیگردد. مدیریت غلط منابع یا انباشت بدهیهای دولتی، دههها آینده را برای نسلهای بعد دشوار میکند.
جمعبندی
تصمیمات در سطح کلان، خطاپذیر نیستند؛ زیرا هر اشتباه در مدیریت منابع یا قیمتها، تنها یک عدد در جدول اقتصادی نیست، بلکه جانی است که از کالبد معیشت مردم گرفته میشود و با ایجاد بیاعتمادی و فشار اقتصادی، امنیت اجتماعی را که ما در مرزها برای آن جان میسپاریم، به مخاطره میاندازد.