بحران پنهان اشتغال در آسیا/ یافتن شغل در کدام کشورها دشوارتر است؟

به قلم دکتر سیدوفا مشکوة، سردبیر ارشد اقتصادی

 بحران اشتغال در آسیا را دیگر نمی‌توان تنها با نرخ رسمی بیکاری سنجید. در حالی که میانگین بیکاری جوانان در منطقه حدود ۱۶ درصد برآورد می‌شود و این رقم دو تا سه برابر نرخ کلی بیکاری است، لایه‌های عمیق‌تری از این بحران پنهان مانده‌اند: کم‌کاری، اشتغال غیررسمی، ناامنی شغلی و بیکاری گسترده میان تحصیل‌کردگان. تصویری که داده‌های صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان بین‌المللی کار ترسیم می‌کنند نشان می‌دهد دشواری یافتن شغل در آسیا بیشتر از آنکه در قالب «بیکاری» ظاهر شود، به شکل «دشواری در یافتن شغل شایسته» بروز می‌کند.

بیکاری رسمی، تصویر ناقصی از واقعیت

نرخ پایین بیکاری در برخی اقتصادهای آسیایی به معنای سلامت کامل بازار کار نیست. در بسیاری از کشورها، بخش بزرگی از نیروی کار در مشاغل غیررسمی، کم‌بازده یا موقت مشغول است و آمار رسمی توان بازنمایی این ناامنی را ندارد. سازمان بین‌المللی کار هشدار داده است که در جنوب شرق آسیا و اقیانوسیه، پایین بودن نرخ بیکاری جوانان زیر ۱۰ درصد، «کیفیت بدتر مشاغل» و «افزایش عدم فعالیت» جوانان را پنهان می‌کند. نرخ جوانانی که نه شاغل‌اند و نه در حال آموزش، در این زیرمنطقه به حدود ۱۶.۳ درصد رسیده است.

جنوب آسیا؛ بحران اشتغال تحصیل‌کردگان

سخت‌ترین لایه بحران در جنوب آسیا دیده می‌شود. صندوق بین‌المللی پول در مقایسه‌ای منطقه‌ای نشان می‌دهد سریلانکا با حدود ۴۳ درصد بیکاری میان جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله دارای تحصیلات پس از متوسطه در صدر قرار دارد. هند با حدود ۴۲ درصد و بنگلادش با حدود ۳۶ درصد در رتبه‌های بعدی هستند. این ارقام یک واقعیت تلخ را آشکار می‌کند: در این کشورها داشتن مدرک نه‌تنها تضمینی برای اشتغال نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از عدم تناسب میان نظام آموزشی و نیاز بازار کار باشد. هند نیز با نرخ بیکاری جوانان حدود ۱۷.۶ درصد، بالاترین رقم منطقه را در این شاخص ثبت کرده و همزمان با کم‌کاری گسترده دست‌به‌گریبان است؛ به‌گونه‌ای که بخش کشاورزی با سهمی کمتر از ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی، حدود ۴۰ درصد نیروی کار را جذب کرده است.

چین، هند و اندونزی؛ فشار ساختاری بر بازار کار

سه اقتصاد پرجمعیت آسیا یعنی چین، هند و اندونزی با شدیدترین فشارها در بازار کار جوانان مواجه‌اند. نرخ بیکاری جوانان در این کشورها تقریباً دو برابر سایر اقتصادهای آسیایی است. چین با یک تناقض ساختاری روبروست: تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در پنج سال گذشته ۴۰ درصد افزایش یافته و به نزدیک ۱۲ میلیون نفر رسیده، اما اشتغال کل اقتصاد ۲۰ میلیون کاهش یافته است. نرخ بیکاری جوانان شهری ۱۶ تا ۲۴ ساله در چین به ۱۸.۹ درصد رسیده و مشاغل سطح ورودی به دلیل خودکارسازی و رشد کند بخش خدمات به‌شدت کاهش یافته‌اند.

اندونزی نیز علاوه بر نرخ بالای بیکاری جوانان در حدود ۱۷.۳ درصد، با معضل گسترده اشتغال غیررسمی دست‌وپنجه نرم می‌کند. نزدیک به ۶۰ درصد مشاغل در این کشور غیررسمی هستند و بسیاری از آنها دستمزدی کمتر از حداقل قانونی پرداخت می‌کنند. بانک جهانی هشدار داده است که سهم کارکنان غیررسمی در اندونزی به ۵۹.۴ درصد از کل نیروی کار رسیده است.

زنان؛ دشواری مضاعف در بازار کار

بحران اشتغال در آسیا برای زنان به مراتب دشوارتر است. در ایران، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله در بهار ۱۴۰۵ به ۲۳.۴ درصد رسیده است؛ اما این رقم برای مردان ۲۰.۸ درصد و برای زنان ۳۵.۱ درصد بوده است. یعنی شکاف جنسیتی بیش از ۱۴ درصد. در سطح منطقه‌ای نیز سهم زنان از جوانانی که در وضعیت نه شاغل و نه در حال آموزش قرار دارند، بیش از دو سوم است. این آمار نشان می‌دهد موانع فرهنگی و ساختاری، یافتن شغل را برای زنان جوان آسیایی به مراتب سخت‌تر می‌کند.

کشورهایی با بازار کار بازتر، اما نه بدون چالش

در مقایسه با کشورهای فوق، ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور نرخ بیکاری جوانان بسیار پایین‌تری دارند؛ به‌ترتیب حدود ۴.۲ درصد، ۶.۷ تا ۷.۲ درصد و ۷.۵ درصد. با این حال، این ارقام نیز باید با احتیاط تفسیر شوند. در این اقتصادها بخشی از پایین بودن نرخ بیکاری به دلیل رشد شاغلان قراردادی و موقت و همچنین کاهش جمعیت جوان است، نه لزوماً بهبود کیفیت اشتغال. حتی در کره جنوبی و ژاپن، چالش مشاغل سطح ورودی که به‌راحتی توسط خودکارسازی یا برون‌سپاری حذف می‌شوند، یک نگرانی جدی است.

ریشه‌های مشترک بحران پنهان

سه عامل ساختاری، دشواری یافتن شغل در سراسر آسیا را تشدید می‌کند. نخست، عدم تناسب مهارت‌ها؛ سیستم‌های آموزشی در بسیاری از کشورهای آسیایی حجم زیادی از فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی، بازرگانی و هنر را تولید می‌کنند، در حالی که تقاضای بازار کار برای مهارت‌های فنی، حرفه‌ای و دیجیتال بسیار بالاتر است. بانک توسعه آسیا تأکید می‌کند این عدم تناسب در ریشه بحران اشتغال جوانان قرار دارد.

دوم، خودکارسازی و هوش مصنوعی؛ مشاغل سطح ورودی و تکراری که زمانی پله‌ای برای ورود جوانان به بازار کار بودند، به‌سرعت در حال حذف یا برون‌سپاری هستند. یک کارخانه خودروسازی امروزی تنها به حدود ۱۵ درصد از نیروی کار ۲۵ سال پیش نیاز دارد. سوم، رشد بدون اشتغال؛ در برخی کشورها رشد اقتصادی ناشی از بخش‌های سرمایه‌بر است که نیروی کار زیادی جذب نمی‌کند. برای نمونه، رشد اقتصادی بنگلادش در یک دهه گذشته به‌طور میانگین ۶.۵ درصد بوده، اما نرخ بیکاری جوانان در این کشور کاهش نیافته و حتی بالاتر از نرخ کلی بیکاری باقی مانده است.

جمع‌بندی؛ کدام کشورها دشوارترین شرایط را دارند؟

اگر معیار را «دشواری یافتن شغل شایسته و پایدار برای جوانان، به‌ویژه جوانان تحصیل‌کرده» در نظر بگیریم، سریلانکا، هند و بنگلادش به دلیل نرخ بسیار بالای بیکاری تحصیل‌کردگان و چین به دلیل عدم تناسب عظیم میان عرضه و تقاضای نیروی کار تحصیل‌کرده در بحرانی‌ترین وضعیت قرار دارند. اندونزی به دلیل ترکیب نرخ بالای بیکاری جوانان و سهم گسترده اشتغال غیررسمی و کم‌بازده، و ایران به دلیل نرخ بالای بیکاری جوانان و شکاف جنسیتی شدید، در گروه کشورهای بسیار دشوار جای می‌گیرند. کشورهای جنوب شرق آسیا مانند فیلیپین، ویتنام و مالزی نیز با وجود نرخ‌های رسمی پایین‌تر، با مشکل کیفیت پایین مشاغل و افزایش نرخ جوانان نه شاغل و نه در حال آموزش مواجه‌اند. ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور نسبت به این کشورها بازار کار بازتری دارند، اما با چالش‌های کیفیت اشتغال و مشاغل سطح ورودی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

بحران پنهان آسیا این است که حتی زمانی که آمار رسمی بیکاری پایین است، میلیون‌ها جوان در مشاغل غیررسمی، کم‌بازده یا نامتناسب با تحصیلات خود باقی می‌مانند و از چرخه رشد اقتصادی عقب می‌افتند. این وضعیت نه‌تنها نارضایتی اجتماعی را افزایش می‌دهد، بلکه ظرفیت بلندمدت اقتصادهای منطقه را برای نوآوری و رشد پایدار تضعیف می‌کند.

پایان/ ایران ریپورتس

Leave a Reply

Your email address will not be published.