از تنگه هرمز تا کنگره؛ چگونه جنگ ایران، شوک انرژی و روایت «پیروی از اسرائیل» معادلات انتخابات آمریکا را دگرگون کرد

به قلم دکتر سیدوفا مشکوة، سردبیر ارشد اقتصادی

نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری و میان‌دوره‌ای آمریکا در سال ۲۰۲۶ را نمی‌توان صرفاً یک رویداد سیاسی داخلی دانست. تلفیق داده‌های انتخاباتی، شوک اقتصادی ناشی از بسته‌شدن تنگه هرمز، نظریه‌های مطرح‌شده در محافل دانشگاهی و رسانه‌ای آمریکا و عامل «پیروی از اسرائیل» نشان می‌دهد که واشینگتن با یک زنجیره بازخورد چندلایه روبه‌رو شده است: جنگ با ایران، شریان انرژی جهان را مختل کرد؛ گرانی سوخت و هزینه زندگی به نارضایتی عمومی دامن زد؛ روایت «جنگ برای اسرائیل» مشروعیت داخلی جنگ را فرسود؛ و این عوامل با هم، ائتلاف ترامپ را شکافت و به شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای انجامید.

نکته روش‌شناختی: این گزارش بر پایه مجموعه‌ای از projections، نظرسنجی‌ها و تحلیل‌های فرضی درباره سال ۲۰۲۶ تنظیم شده است. بخشی از ارقام نیازمند صحت‌سنجی مستقل است و باید به‌عنوان چارچوب تحلیلی، نه داده قطعی، خوانده شود. در مواردی که آمارها با هم اختلاف دارند، اختلاف منابع نیز ذکر شده است.

یک: از جنگ فوریه تا انتخابات نوامبر

جنگ با ایران از فوریه ۲۰۲۶ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد. در آوریل یک آتش‌بس موقت برقرار شد، در ژوئن یک یادداشت تفاهم امضا شد اما در اوت فروپاشید و از سپتامبر درگیری به یک وضعیت کم‌شدت و فرسایشی تبدیل شد. بر اساس گزارش‌های قابل اتکاتر، هزینه نظامی تا زمان انتخابات بیش از ۴۷.۱ میلیارد دلار برآورد شده است؛ رقمی که در برخی تحلیل‌های اولیه ۳۸۰ میلیارد دلار ذکر شده بود در منابع معتبر تأیید نشد و باید با احتیاط خوانده شود. پنتاگون نیز از کمبود ذخایر مهمات و گلوگاه‌های صنعتی هشدار داده است.

در انتخابات ریاست‌جمهوری، دونالد ترامپ با ۲۷۶ رأی الکترال در برابر ۲۱۹ رأی کامالا هریس پیروز شد. اما این پیروزی دوام سیاسی لازم را نداشت. در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶، دموکرات‌ها اکثریت هر دو مجلس را به دست گرفتند: ۲۲۴ کرسی در مجلس نمایندگان در برابر ۱۳۳ کرسی جمهوری‌خواهان، و حداقل ۷ کرسی سنای فتح‌شده از جمهوری‌خواهان. دموکرات‌ها در تگزاس برای نخستین بار از ۱۹۸۸، در کانزاس از ۱۹۳۲ و در کارولینای جنوبی از ۱۹۹۸ پیروز شدند. عبدالرحمن السید نیز به نخستین مسلمان راه‌یافته به سنای آمریکا تبدیل شد. این نتیجه به‌طور گسترده همه‌پرسی منفی علیه ترامپ، جنگ و مدیریت هزینه زندگی تفسیر شد.

دو: جنگ به‌مثابه مسئله معیشتی

داده‌های انتخاباتی نشان می‌دهد جنگ و اقتصاد دو متغیر جدا نبودند:

  • حدود ۷۴٪ رأی‌دهندگان جنگ با ایران را عامل «حیاتی یا عمده» در تصمیم خود دانستند؛ از این گروه ۶۳٪ به دموکرات‌ها رأی دادند.
  • نزدیک به ۷۰٪ گفتند جنگ «ارزش جنگیدن نداشته» و ۷۱٪ رویکرد ترامپ را تأیید نکردند.
  • ۶۳٪ اقدام نظامی را «اشتباه» و تنها ۳۷٪ آن را «درست» خواندند. نظرسنجی AP اما رقم ۶۰٪ را برای «تصمیم اشتباه» نشان می‌دهد؛ اختلافی که ناشی از تفاوت زمان و جامعه آماری نظرسنجی‌هاست.
  • ۸۷٪ نگرانی شدید یا نسبی درباره قیمت بنزین و گازوئیل اعلام کردند.

منطق نظریه‌ای که در آمریکا با عنوان «این جنگ است، احمق» شناخته می‌شود، همین است: بسته‌شدن تنگه هرمز قیمت سوخت را بالا برد و جنگ را به سفره رأی‌دهنده گره زد. پنتاگون حتی در جلسه‌ای محرمانه به کنگره گفت پاکسازی کامل مین‌های تنگه هرمز شش ماه طول می‌کشد؛ یعنی گرانی سوخت تا بعد از انتخابات ادامه یافت.

سه: زنجیره اقتصادی تنگه هرمز

تنگه هرمز روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، معادل ۲۰٪ تا ۲۵٪ تجارت دریایی نفت خام جهان، را منتقل می‌کند. بسته‌شدن آن یک بحران انرژی نبود؛ یک شوک چندلایه به زنجیره تأمین جهانی بود:

  • تولید نفت جهان در مارس و آوریل حدود ۱۱٪ کاهش یافت.
  • قیمت نفت از کمتر از ۷۰ دلار به نزدیک ۱۲۰ دلار رسید. برنت با رشد حدود ۶۳٪ به حدود ۱۱۷ دلار رسید و سناریوی ۲۰۰ دلار نیز مطرح شد.
  • گاز اروپا (TTF) حدود ۶۱٪ افزایش یافت.
  • صندوق بین‌المللی پول رشد اقتصاد جهان در ۲۰۲۶ را به ۲.۰٪ کاهش داد و خطر رکود را جدی دانست.
  • ژاپن با وابستگی ۹۵٪ به نفت خاورمیانه و عبور ۸۷٪ تا ۹۰٪ آن از هرمز، واردات نفتش نزدیک ۴۷٪ کاهش یافت و تولید ناخالص داخلی‌اش ممکن است تا ۳٪ افت کند.
  • اتحادیه اروپا با فشار تورمی و کاهش رشد ۱.۵٪ و ۰.۵٪ در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ مواجه شد.
  • چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت، با گرانی و اختلال زنجیره تأمین و کاهش ظرفیت پالایشگاه‌ها روبه‌رو شد.

مهم‌تر از قیمت نفت خام، آسیب ساختاری به ظرفیت پالایش بود: بیش از ۳ میلیون بشکه در روز ظرفیت پالایشی منطقه آسیب دید و شکاف قیمتی سوخت جت و گازوئیل در آسیا رکورد زد. یعنی حتی پس از بازگشایی تنگه، بخشی از بحران محصولات نفتی باقی می‌ماند.释放 ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری آژانس بین‌المللی انرژی و استفاده از مسیرهای جایگزین، فقط بخشی از شوک را جذب کرد؛ ذخایر آمریکا به پایین‌ترین سطح ۴۳ سال رسید و مسیرهای جایگزین ظرفیتی کمتر از نصف ظرفیت تنگه داشتند. آژانس بین‌المللی انرژی این وضعیت را «بزرگ‌ترین شوک تاریخ بازار نفت» توصیف کرده است.

چهار: عامل اسرائیل؛ «چسب» روایت جنگ

پیروی آشکار واشینگتن از اسرائیل در جنگ، تنها یک متغیر فرعی نبود؛ روایتی بود که جنگ را برای بخشی از رأی‌دهندگان آمریکایی بی‌مشروعیت کرد. این تأثیر را می‌توان در چند کانال دید:

۱. فرسایش برند «آمریکا اول»
ترامپ در ۲۰۲۴ با شعار عدم مداخله و پایان جنگ‌های بی‌پایان رأی گرفت. آغاز جنگ با ایران و هم‌راستایی با اسرائیل، این برند را در نظر بخشی از حامیان MAGA و رأی‌دهندگان جوان ضدمداخله‌گر تخریب کرد. جی‌دی ونس پس از شکست گفت بسیاری از رأی‌دهندگان ۲۰۲۴ به دموکرات‌ها رأی دادند و جنگ ایران، اقتصاد و تمایل به «تغییر رابطه با اسرائیل» عوامل کلیدی بودند. او صراحتاً گفت: «دلیل باخت ما جنگ بود.»

۲. شکاف ائتلاف جمهوری‌خواه
نظریه «شکست ائتلاف ترامپ-ونس» توضیح می‌دهد که جنگ، ائتلافی را شکست که شامل کشاورزان غرب میانه، کارگران و جوانان بود. گرانی بنزین و کود، و روایت «جنگ برای اسرائیل»، این گروه‌ها را از جمهوری‌خواهان دور کرد. هم‌زمان، نخبگان جمهوری‌خواه در پشت درهای بسته ترامپ را مقصر به خطر انداختن حزب دانستند.

۳. پول و مشروعیت AIPAC
کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل و کمیته اقدام سیاسی وابسته به آن، «پروژه دموکراسی متحد»، در چرخه ۲۰۲۶ حدود ۱۲۰ میلیون دلار هزینه کردند — ۵۳.۳ میلیون دلار از سوی AIPAC و ۶۶.۷ میلیون دلار از سوی UDP — که در مقایسه با ۹۵.۱ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴، رشدی حدود ۲۶ درصد را نشان می‌دهد. این سازمان در ۳۳۳ کرسی از ۴۷۳ کرسی مورد رقابت دخالت مالی کرد. ۱۶۹ نفر از ۱۸۵ نامزد تحت حمایت AIPAC پیروز شدند؛ نرخ پیروزی بالایی که حفظ شد. اما نقطه شکست جایی بود که هزینه‌ها به سطح بی‌سابقه‌ای رسید و شکست خورد: AIPAC و گروه‌های وابسته در میشیگان ۳۰.۶ میلیون دلار هزینه کردند — شامل ۲۰.۱ میلیون دلار علیه عبدالرحمن السید و ۱۰.۵ میلیون دلار حمایت از هیلی استیونز — و در مجموع بیش از ۴۲ میلیون دلار علیه السید هزینه شد. السید در نهایت پیروز شد و با ۵۷ درصد آرای یهودیان میشیگان به سنا رسید. گزارش‌ها حاکی است که AIPAC پس از این شکست، به سمت تأمین مالی گروه‌های واسطه و استفاده از حفره‌های قانون تأمین مالی کمپین عقب‌نشینی کرد؛ اقدامی که تحلیل‌گران آن را نشانه «رادیواکتیو شدن برند AIPAC» دانستند.

۴. شکاف درون دموکرات‌ها
نظرسنجی مشترک نیویورک تایمز و سیه‌نا در ماه مه ۲۰۲۶ نشان داد ۷۴ درصد رأی‌دهندگان دموکرات با ارائه کمک اقتصادی یا نظامی بیشتر به اسرائیل مخالف‌اند. یازده دموکرات منتقد کمک به اسرائیل به کنگره راه یافتند؛ شامل دو سناتور و نه نماینده. اما این پیروزی بدون هزینه درون‌حزبی نبود: هیلی استیونز، نماینده‌ای که در مقدماتی به السید باخته بود، در روزهای پایانی از نامزد جمهوری‌خواه حمایت کرد. این نشان می‌دهد شکاف بر سر اسرائیل به سطح اتحادهای انتخاباتی و هویت حزبی رسیده است.

۵. شکاف نسلی در اردوگاه انجیلی
نظرسنجی دانشگاه مریلند نشان داد ۶۹ درصد جمهوری‌خواهان انجیلی بالای ۳۵ سال خود را بیشتر همدل با اسرائیلی‌ها می‌دانند، در حالی که این رقم در میان جوان‌ترها فقط ۳۲ درصد است. با این حال، استراتژیست‌های جمهوری‌خواه تأکید می‌کنند این تغییرات هنوز به رفتار انتخاباتی تبدیل نشده است؛ اسرائیل برای انجیلی‌ها هنوز یک تعهد الهیاتی است، اما نه لزوماً یک محرک انتخاباتی.

محدودیت تحلیل: عامل اسرائیل جایگزین اقتصاد و جنگ نمی‌شود؛ بلکه چسب روایی آن‌هاست. جنگ بدون گرانی سوخت و بدون روایت «جنگ برای اسرائیل» شاید اثر انتخاباتی کمتری داشت. بنابراین، اسرائیل یک متغیر مستقل نیست، اما تشدیدکننده مرکزی نارضایتی است.

پنج: تلفیق نظریه‌های آمریکایی

نظریهادعای اصلیپیوند با جنگ و اسرائیل
فروپاشی «اثر پرچم»جنگ انتخابی و قطب‌بندی، وحدت حول رئیس‌جمهور را از بین بردجنگ به‌عنوان «جنگ برای اسرائیل» مشروعیت «پرچم» را تضعیف کرد
«این جنگ است، احمق»جنگ از طریق قیمت انرژی به مسئله معیشتی تبدیل شدگرانی سوخت و کود، اثر اسرائیل را به سفره گره زد
«ریاست‌جمهوری امپراتوری»رأی منفی به جنگ‌سازی بدون نظارت کنگره بودهم‌راستایی با اسرائیل نماد تصمیم‌گیری خارج از نظارت شد
«قدرت تعریف‌کنندگی»زمان سیاسی سریع‌تر از زمان نظامی، جنگ را بی‌مشروعیت کردروایت «جنگ نیابتی» قدرت تعریف‌کنندگی دولت را شکست
«سوءتعبیر از رأی ضدجنگ»رأی‌دهندگان جنگ را رد کردند، نه لزوماً کل نظم سیاست خارجیدموکرات‌ها نباید پیروزی را مجوز تغییر بنیادین رابطه با اسرائیل بدانند
«دوره لنگ‌کردن»شکست انتخاباتی ممکن است جنگ را متوقف نکند، بلکه پنجره اقدام بدون مهار انتخاباتی باز کندانگیزه ترامپ و نتانیاهو برای اقدام پس از انتخابات افزایش می‌یابد
«قیاس عراق ۲۰۰۶»جنگ شکست‌خورده، حزب حاکم را نابود می‌کندتفاوت با عراق: اثر مستقیم انرژی و روایت اسرائیل
«شکست ائتلاف»ترک جمهوری‌خواهان توسط کارگران، کشاورزان و جوانانجنگ، اقتصاد و تغییر رابطه با اسرائیل عوامل کلیدی بودند

شش: محدودیت‌های نهادی و سناریوها

پیروزی دموکرات‌ها ابزار نظارت و فشار داد، اما کنترل کامل جنگ را تضمین نمی‌کند. کنگره می‌تواند با قانون اختیارات جنگی، تحقیق و فشار سیاسی عمل کند، اما وتوی رئیس‌جمهور و نیاز به دو سوم آرا، اثرگذاری را محدود می‌کند. بنابراین، سه سناریو مطرح است:

  1. درگیری کم‌شدت طولانی (محتمل‌ترین): ادامه تبادل آتش محدود و تحریم‌ها، با ریسک دائمی برای هرمز.
  2. آتش‌بس شکننده: تحت فشار اقتصادی و کنگره جدید، توقف موقت بدون حل سیاسی.
  3. تشدید در دوره لنگ‌کردن: اقدام نظامی محدود برای «حفظ آبرو» پیش از استقرار کنگره دموکرات؛ خطرناک‌ترین سناریو.

جمع‌بندی

تحولات ۲۰۲۶ یک حلقه بازخورد ویرانگر بود: جنگ با ایران، تنگه هرمز را مختل کرد؛ گرانی انرژی به تورم و نارضایتی دامن زد؛ روایت پیروی از اسرائیل، مشروعیت جنگ را در داخل آمریکا فرسود؛ این دو عامل با هم ائتلاف ترامپ را شکافت و به شکست جمهوری‌خواهان انجامید؛ و کنگره جدید اکنون می‌تواند سیاست خارجی و اختیارات جنگی ترامپ را محدود کند. اما خطر اصلی آن است که شکست انتخاباتی، جنگ را متوقف نکند؛ بلکه آن را به پنجره‌ای بدون مهار انتخاباتی تبدیل کند. از منظر اقتصادی نیز، آسیب به ظرفیت پالایش و ذخایر راهبردی، بدان معناست که بازگشت آرامش به بازار انرژی، نه یک بازگشت سریع، بلکه یک ترمیم چندساله خواهد بود.

ایران ریپورتس
پایان گزارش

Leave a Reply

Your email address will not be published.