به قلم حسین شریعتمداری

در پی تصویب قطعنامهای خصمانه و مداخلهجویانه از سوی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ملت ایران، این پرسش راهبردی و حیاتی بار دیگر با فوریت تمام در محافل سیاسی و امنیتی کشور مطرح شده است: آیا هنوز وقت خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) فرا نرسیده است؟
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز گذشته با ۲۱ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۱۰ رأی ممتنع، قطعنامهای را که از سوی آمریکا و سه کشور اروپایی علیه جمهوری اسلامی ایران ارائه شده بود، به تصویب رساند. در این قطعنامه از ایران خواسته شده است تا اطلاعاتی بهغایت حساس درباره مراکز هستهای و میزان ذخایر اورانیوم خود را بهطور کامل در اختیار بازرسان آژانس قرار دهد.
این درخواست در شرایطی مطرح میشود که به گواهی اسناد و واقعیات انکارناپذیر میدانی، همین اطلاعات به اصطلاح «سری» در گذشته نهتنها محرمانه باقی نمانده، بلکه مستقیماً در اتاق عملیات دشمنان قسمخورده ملت ایران برای طراحی حملات تروریستی و نظامی مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
کارنامه سیاه آژانس و حامیان قطعنامه
نگاهی به کارنامه سیاه آژانس و حامیان قطعنامه، هر ناظر منصفی را به این نتیجه میرساند که این قطعنامه بیش از آنکه دغدغهای فنی یا حقوقی داشته باشد، چراغ سبزی علنی برای تکمیل پازل تجاوزگری آمریکا و رژیم صهیونیستی است. مستندات این ادعای بزرگ به شرح ذیل است:
الف) خیانت اثباتشده در امانت
آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، با بهرهگیری از اطلاعات طبقهبندیشده، مراکز هستهای ایران را بمباران کرده و جمعی از دانشمندان برجسته هستهای کشورمان را به شهادت رساندهاند. اطلاعاتی که مطابق قوانین آژانس باید با بالاترین سطح حفاظتی (TOP SECRET) نگهداری میشد، اما به تاراج دشمنان رفت.
ب) رابطه ننگین گروسی با موساد
انتشار دهها سند غیرقابل انکار از سوی گروه حنظله، وابستگی نشاندار رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، به سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) را برملا ساخت. بر اساس این اسناد، گروسی شخصاً اطلاعات سری دانشمندان و تأسیسات هستهای ایران را به دشمن شماره یک ملت ما تحویل داده است. اعترافات ناخواسته او پس از این افشاگری، رسوایی بزرگ آژانس را تکمیل کرد.
ج) تهدید علنی به ترور و تخریب
در حالی که ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، بارها از برنامهریزی برای حمله به مراکز هستهای ایران سخن گفته و رژیم صهیونیستی نیز ترور دانشمندان ایرانی را علناً در دستور کار خود میداند، اکنون همان آژانسِ تحت نفوذ، خواهان دسترسی بیشتر به اطلاعاتی است که دقیقاً نقشه راه این حملات خواهد بود. آیا این قطعنامه، چیزی جز اعلام همراهی رسمی با حمله نظامی به ایران است؟
حق مسلم ایران برای اقدام متقابل
در چنین بزنگاه تاریخیای، این حق مسلم جمهوری اسلامی ایران است که کشورهای حامی این قطعنامه را در فهرست کشورهای متخاصم قرار داده و در اقدامی متقابل، تدابیر لازم برای حفظ امنیت ملی، از جمله ممانعت از عبور کشتیهای حامل کالا و نفت این رژیمها از تنگه هرمز را به اجرا بگذارد.
مجوز قانونی خروج از NPT
اما فراتر از این اقدامات متقابل، برگ برنده اصلی در جیب ملت ایران، حق مسلم خروج از یک معاهده نابرابر و خائنانه است. کافی است نیمنگاهی به ماده ۱۰ معاهده NPT بیندازیم. در این ماده صریحاً تصریح شده است:
«هر دولتی باید حق داشته باشد در اجرای حاکمیت ملی خود در صورتی که احساس کند موارد فوقالعادهای در رابطه با موضوعات این پیمان، منافع حیاتی کشورش را به مخاطره انداخته است، از پیمان خارج شود.»
حمله نظامی به تأسیسات اتمی، ترور دانشمندان هستهای و واگذاری اطلاعات سری توسط نهاد ظاهراً بینالمللی به دشمنان ملت، آیا مصداق اتم و اعلای به خطر افتادن «منافع حیاتی» کشور نیست؟ وقتی متن پیمان، خود مجوز خروج را صادر کرده است، معطل چه هستیم؟
زمان خروج فرا رسیده است
ملت ایران بیست و چند سال است که با حسن نیت، خود را در بند معاهدهای زنجیر کرده که طرفهای غربی آن، امضا و تعهداتشان را تنها به اندازه یک دستمال کاغذی بیاعتبار کردهاند. اگر امروز با قاطعیت از این پیمان اعلام خروج نکنیم، باور بفرمایید خیلی زود دیر میشود. زمان آن رسیده است که از اسب افتاده پیاده شویم و منافع حیاتی خویش را با خروج از این پیمان فرمایشی تضمین کنیم.