سخنی بی پرده با نمایندگان مجلس

بدون شک، یکی از پیشران های لازم برای تکوینک مجلس در تراز انقلاب، راهیابی نماینده در تراز انقلاب به مجلس است، چرا که شارح و قانونگذار حقیقی تنها خداست و از باب تفویض اختیار است که قانونگذاری به رسول خدا(ص)، ائمه معصومین(س)، ولی فقیه و در نهایت به مجلس واگذار می شود.

ایران ریپورتس98// لذا کسی که منتخب مردم می گردد، باید در گام نخست،الزامات نظام ولایی را در جانمایه خود پذیرفته باشد، وگرنه از باب حرمت فقهی، غاصب جایگاهی است که بدست آورده و برابر استفتای مقام معظم رهبری اشغال آن پست برای او حرام شرعی است.

به حقیقت مجلس انقلابی، به تعبیر رهبری اتقلاب، باید چهار شاخصه داشته باشد تا در ذیل فهرست مجلس در تراز انقلاب سرشماری شود. این چهار شاخص عبارتند از؛ احساس مسئولیت، استقلال، شجاعت و مردانگی و در نهایت تخصص.

نماینده مجلس باید این نکته را واقف باشد که رای مردم ودیعه الهی است، نه مال التجاره و نماینده ای می تواند غبطه اخلاق را بخورد که بداند در سایه حل نیازمندی های اقتصادی مردم است که می توان اخلاق و معنویت را بر خوان قلبهای مردم به ضیافت برد. اگر از عدالت می گوید باید بداند که عدالتخواهی ساختارمند، هم به عدالت حاکمان توجه دارد و هم به عدالت شهروندان. از همان روزهای نخست، باید وجوه افتراق تقوای ریاستی با تقوای فردی را درک و بر این نکته واقف باشند که تقوای ریاستی یعنی پرهیز از امور شبهه ناک و حتی پرهیز از بسیاری امور حلال و مباح و به اصطلاح نخوردن نان گندم، چه رسد به اکل جیفه های مشکوک و یا حرام، چرا که هیچ عاملی به اندازه لقمه حرام و رانت های رنگارنگ، عصب دینی مردم را تحریک نمی کند. از طرفی در هیچ مقطعی از تاریخ انقلاب، به اندازه چهار سال گذشته، تیغ انقلاب در عرصه فرهنگ و هنر این همه کند عمل ننموده است. باید استاندارد های فرهنگی جهان انگلوساکسون و انگلو آمریکن را نادیده گرفت و در مقابل متجاهران به عرصه فرهنگ، ماخوذ به حیا عمل نکرد و نگران نحیف شدن ماه عسل روابط با غرب فروپاشیده در عرصه فرهنگ ننشست و با تاسی جستن به محکمات فرهنگی انقلاب، طرحی نو در عرصه فرهنگ و هنر متعهد در انداخت. چرا که تغییر محیط فرهنگی جامعه و خوانش غلط و تحریف آمیز از اندیشه های امامین انقلاب، هاضمه فرهنگی جامعه را متخلخل و خرده شیشه فرهنگی وارد معده جامعه نموده به طوری که باید از آن به عنوان دور جدید پروژه فرهنگ زدایی مقاومت گرا یاد کرد. راه حل این دگردیسی معرفتی، تصویب قوانین سخته و سنجیده در عرصه فرهنگ آفرینی و تعقیب نظارتمندانه و دردمندانه فن سالاران عرصه فرهنگ است.

نماینده در تراز بیانیه گام دوم، نگاه یگانه بی انباز را محور و رضایت سایرین را در حاشیه تعریف می کند. او مردم را نه مشکل که جزئی از راه حل جامعه دانسته و خود را هرگز بی طرف و تماشاگر در حل معضلات مردم معنا نمی کند. از همین رو است که نگارنده جریده را اعتقاد بر آن است که نماینده مجلس و هر کس منصبی در نظام دارد، یا خادم است یا خائن. یا باید او را در ردیف قدیسین سرشماری کرد یا در ردیف جنایتکاران تاریخ، چرا که نتیجه امانت داری چیزی جز خیانت و خدمت را در پی ندارد.

نمایندگان مجلس باید تیغ نظارتی خود را برنده و عیار تاثیر گذاری نظارتی خود را از طریق توسعه منطقه اخلاق اسلامی، بالا ببرند. تنها در این صورت است که ملت شاهد تخلق و زاد و ولد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی نو شده و رایحه امید در دل مردم جوانه خواهد زد. لذا دو رسالت ذاتی قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون، دوقلوی جدا ناشدنی است که سقط یکی به امید نمو دیگری نمک پاشیدن بر روی زخم های مردم است. از طرفی، غرب، ممکن است نیمرخ زیبایی داشته باشد، اما چهره واقعی او را امروزه حتی ملت های خودشان نیز شناخته اند. مجلس محترم، اگر می خواهد از تغییرات محیطی عقب نماند و کارآمدی و معنا داری خود را حفظ کند، باید در وجود خود تغییرات قصد شده و معنادار بیافریند. چرا که استمرار و استکمال هر نهادی تابع یک رابطه تکوینی و قاعده علی و معلولی است، بطوریکه اگر توانست نسبت حیات خود با منافع ناس را برقرار کند، می ماند، وگرنه محکوم به فناست، چرا که خداوند متعال، قوم و خویش هیچ کس نیست. مجلس باید مواظب باشد تک مضراب های جدلی برخی مسئولان بلند پایه با یکدیگر، بهداشت روان جامعه را مخدوش و ملکوک نکرده و سیاه چاله های مالی مردم هر روز عمیق تر نگردد. نمایندگان مجلس خوب می دانند که دو پدیده هرگز یکدیگر را ملاقات نخواهند کرد کما اینکه امکان تجمیع خورشید و شب وجود ندارد، عزم انقلابی و سور چرانی. بنابراین، هر چند مقاومت در برابر دشمن بیرونی ستودنی است، اما مرجح تر از آن، دشمنی است که در میان دو کتف نماینده است.

بدون شک اگر این بار نیز اعتماد ملی ملت در هم شکسته شد، دیگر خرده شیشه های آن نیز قابل جمع آوری نخواهد بود، لذا همه ما دیر یا زود روی در نقاب تراب خواهیم کشید و تنها چیزی که رهاورد سفر ما می باشد عمل ماست. اوقات خود را صرف رسیدگی به مشکلات مردم نمایید و بدانید که بدتر و رنج آورتر از بیکاری تحمیلی و اجباری، بیکاری اختیاری و تماشاگری است. بیایید با نام خدا، خون سیاه را از رگ های جامعه زدوده و خون سرخ بر آن بتراوید و با بهره گیری از عقل ارزشی و ابزاری، بکوشید که دموکراسی اعتبارش را از عقل و اخلاق بگیرد، نه آنکه اخلاق اعتبار خود را از دموکراسی اخذ نماید. برادران ارزشمند نماینده، عذرخواه مردم باشید که خودمعصوم پنداری آفت ریاست است.

*ناصر جوکار

نظر دهید

ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نمی شود