دروغ هرچه بزرگ تر، باورپذیرتر

وقتی که یکی از بزرگ­ترین برده­داران ایالت مستعمره نشین ویرجینیا یعنی توماس جفرسون با تأسی از اندیشه­ های لاک در سال 1776م. و بر تارک اجساد میلیون­ها سرخ­پوست و نسل­کشی بومیان توسط مهاجران اروپایی، اعلامیه استقلال امریکا را بدون توجه به حق و حقوق بخش سیاه­پوست جامعه امریکا و با اصالت بخشیدن به بردگی و تبعیض نژادی سیاهان و با جمله متناقض «ما این حقایق را بدیهی می‌دانیم که همه­ی انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوق سلب‌ناشدنی معینی به آن‌ها اعطا کرده‌است، که حق زندگی، آزادی، و جستجوی خوشبختی از جمله­ی آن‌هاست.» نوشت، هیچ­کس فکرش را نمی­کرد که محرومیت سیاهان از حقوق مدنی در جامعه­ای که داعیه­دار پرچم­داری مدنیت و حقوق بشر است، تا به امروز هم ادامه داشته باشد و حتی به برده­داری مدرن صنعتی و تبعیض نژادی و تضییع حقوق بشر در سراسر جهان منتهی شود.

ایران ریپورتس98// دوگانگی رفتاری دولتمردان امریکایی در مواجه با قوانین و مبانی حقوقی جامعه انسانی چه در درون و مربوط به خود مردم امریکا و چه در بیرون و به واسطه سلطه­جویی و تمامیت خواهی متأثر از نظام کاپیتالیستی این کشور و تمایل به کدخدایی دهکده­ی جهانی، امروز با گسترش رسانه و ارتقاء آگاهی­های عمومی جوامع جهانی بر کسی پوشیده نیست و این موضوع تا اندازه زیادی ابهت پوشالی و دروغ بزرگ امریکایی را با چالش­های جدی روبرو کرده است.

تهاجم نظامی به کشورهای مختلف، حمایت و مدیریت کودتاهای سیاه و طراحی شده بر علیه دولت­های مردمی در نقاط مختلف جهان ازجمله دومینیکن (آوریل ۱۹۱۶)، روسیه (1918)، یونان (۱۹۴۹)،سوریه (۱۹۴۹)، کوبا (۱۹۵۲)، ایران (۱۹۵۳)، آلبانی (1953)، گواتمالا (۱۹۵۴)، تایلند(1957)، لائوس(1958)، اندونزی (۱۹۶۸)، شیلی (۱۹۷۳)، اروگوئه(1973)، چاد (1982)، السالوادور(1990) و …، جنگ­افروزی­های نیابتی از طریق فروش و اهداء اسلحه به حکومت­های دیکتاتوری برای غلبه بر جنبش­های مردمی و تحول­خواه، با روتوش راه­اندازی اندیشکده و مراکز دفاع از حقوق بشری و بیانات اعلامی مدیران ارشد این کشور در حمایت­های مقطعی از برخی نارضایتی­های اجتماعی و متعاقب آن ورود به فاز نرم جنگ­های نیابتی و شیوع انقلاب­های مخملی در کشورهایی مانند گرجستان(2003)، اوکراین(2005)، ازبکستان(2005)، قرقیزستان(2005) و نیز هندوراس(2009) و مصر(2013) هم حتی نتوانست هژمونی امریکای قدرتمند و دروغ بزرگ هالیوودی-امریکایی را در عرصه جهانی گسترش دهد.

خروج این کشور از معاهدات بین­المللی که البته این معاهدات و نهادهای جهانی را ابزار پیشبرد اهداف خود می­داند و اگر هم مقاومتی باشد، رها کردن این مجامع بین المللی در اولویت سیاست­های ایالات متحده قرار دارد، بیش از پیش هژمونی دهکده جهانی و کدخدایی این کشور را تضعیف و باورپذیری آن را با مشکل روبرو کرده است. نقض توافق­نامه­های بین­المللی مثل تی­پی­تی، نفتا، پیمان مهاجرتی سازمان ملل متحد، برنامه جامع اقدام مشترک در کنار خروج امریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، خروج از یونسکو(بخش علمی-فرهنگی و تربیتی سازمان ملل متحد) و … بیش از پیش امریکا را در موضع انفعال و یارگیری جهانی قرار داده و چهره خشن و ضد حقوق بشری این کشور را آشکار نموده است. 

کشتار مردم بی­دفاع در جنگ­های مستقیم و نیابتی در کشورهایی مثل ویتنام، تیمور شرقی، کامبوج، ژاپن، عراق و افغانستان با داعیه داری ایالات متحده در حمایت از حقوق بشر، منافات دارد. فجایع انسانی که توسط دیکتاتورهای وقت در کشورهای مختلف با چراغ سبز امریکا و حمایت این کشور صورت می­گیرد، اشغال کشورهای مختلف به بهانه تأمین امنیت و نظم نوین جهانی و گسترش دموکراسی به سبک غربی، از ایالات متحده چهره­ای جهانی اما منفور ساخته است.

این­که بزرگ­ترین بنگاه­های سخن­پراکنی و رسانه­های بزرگ دنیا در جهت سیاست­های ایالات متحده گام بر می­دارند و افکار عمومی را از واقعیت ماجرای امریکا دور نگاه می­دارند، با گسترش رسانه­های مستقل و عمومیت­یافتن دیپلماسی فرهنگی در سطح ملل جهان، نخ نما شده و دروغ بزرگ امریکایی را در نمای درشت خود عیان نموده است.

اما از این طرف هم ضعف رسانه­های حق­بین و حق طلب در نمایش چهره واقعی امریکایی و عریان نشان دادن خیانت­های ضد بشری و سیاست­های ضد حقوق شهروندی و طبقه­بندی ملل جهان به درجه یک و دو و سه، جای شکوه و گلایه دارد و لازم است که در این زمینه و بر مبنای این فرضیه آشکار و واقع شده، برنامه­ریزی­های مدون، ساختارهای تشکیلاتی منظم، طرح­های پژوهشی مبسوط، تأسیس رشته­های دانشگاهی مرتبط و راه­اندازی اتاق­های فکر ائم از اندیشکده، پژوهشکده و … و حتی ورود رسانه­های پرمخاطبی مانند سینما به این عرصه را در اولویت سیاست­گذاری­های دیپلماسی عمومی و فرهنگی گذاشته و با ارتباط گیری مستقیم با توده­های مردمی در سراسر جهان، افکار عمومی جهانی را بیش از پیش نسبت به این مسأله روشن نمود.

*دکتر مجتبی اشرافی؛ استاد دانشگاه، مدیر اندیشکده مطالعات راهبردی کریمه(سلام الله علیها)

نظر دهید

ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نمی شود