سرویس بینالملل ایران ریپورتس – احسان موحدیان

انتشار گزارش CNN درباره همکاری عملیاتی رژیم علیاف با اسرائیل برای حمله به ایران، تنها نوک کوه یخی از خیانتهای راهبردی باکو علیه تهران است. آنچه در این گزارش افشا شده – از طراحی عملیات زمینی علیه ایران گرفته تا ترور سردار سپاه و هدفگیری زیرساختهای نظامی – بخشی از یک پرونده قطور ۲۰ ساله است که متأسفانه با سکوت و مماشات پیاپی مواجه شده است. در ادامه، کارنامه سیاه رژیم علیاف در خصومت علیه ایران را مرور میکنیم.
۱. پرونده پهپادهای اسرائیلی و حمله به نطنز (۱۳۸۳-۱۳۸۴)
اواسط دهه ۸۰ شمسی، نخستین زنگ خطرها به صدا درآمد. پهپادهای جاسوسی و تهاجمی اسرائیل از خاک آذربایجان به حریم هوایی ایران نفوذ کردند و برخی گزارشهای تأییدنشده از پرواز شناسایی بر فراز تأسیسات هستهای نطنز حکایت داشتند. مقامات وقت ایران به تذکر دیپلماتیک بسنده کردند، اما باکو نه تنها این روند را متوقف نکرد، بلکه همکاریهای امنیتی خود با موساد را به سطحی بیسابقه رساند.
۲. میزبانی از پایگاههای شنود و جاسوسی اسرائیل (۱۳۸۵-۱۳۹۰)
بر اساس اسناد ویکیلیکس و گزارشهای متعدد رسانههای بینالمللی از جمله اشپیگل و هاآرتص، رژیم علیاف از سال ۲۰۰۶ میلادی اجازه استقرار ایستگاههای شنود الکترونیک اسرائیل در مناطق مرزی با ایران، بهویژه در نزدیکی پارسآباد و آستارا را صادر کرد. این ایستگاهها با هدف رهگیری ارتباطات نظامی و غیرنظامی ایران، نقش کلیدی در عملیاتهای اطلاعاتی موساد علیه دانشمندان هستهای کشورمان ایفا کردند.
۳. ترور دانشمندان هستهای ایران و ردپای باکو (۱۳۸۸-۱۳۹۱)
در موج ترور دانشمندان هستهای ایران – از مسعود علیمحمدی تا مصطفی احمدیروشن – ردپای لجستیکی باکو بارها از سوی منابع امنیتی رصد شد. گزارشهای مستند حاکی از آن بود که عوامل موساد با گذرنامههای جعلی از مسیر باکو وارد ایران میشدند و پس از انجام عملیات، از همان مسیر خارج میشدند. وزارت اطلاعات ایران در آن سالها بارها با اسنادی در این زمینه مواجه شد، اما فشار لابی پانترک مانع از افشای علنی و برخورد قاطع با باکو گردید.
۴. همکاری در جنگ ۲۰۲۰ قرهباغ و تهدید تمامیت ارضی ایران
در جریان جنگ دوم قرهباغ (۲۰۲۰)، پهپادهای انتحاری هاروپ و شناسایی هرمس اسرائیل از خاک آذربایجان علیه مواضع ارامنه به کار گرفته شدند، اما نکته نگرانکنندهتر برای ایران، نقض مکرر حریم هوایی کشورمان توسط این پهپادها و پروازهای شناسایی بر فراز مناطق مرزی بود. در همان مقطع، برخی مقامات نظامی آذربایجان با همراهی مشاوران صهیونیست، آشکارا از «آزادسازی» استانهای شمال غربی ایران سخن گفتند و نقشههایی با عنوان «آذربایجان بزرگ» در محافل رسمی باکو دست به دست شد.
۵. میزبانی از مانورهای مشترک با اسرائیل و استقرار تجهیزات پیشرفته (۱۳۹۵-۱۴۰۲)
باکو در طول یک دهه اخیر، میزبان دهها رزمایش مشترک با ارتش اسرائیل بوده است. استقرار سامانههای آفندی و پدافندی اسرائیلی از جمله سامانههای Iron Dome و موشکهای لورا با برد ۴۰۰ کیلومتر در خاک آذربایجان، تهدیدی مستقیم علیه عمق راهبردی ایران محسوب میشود. به گزارش جروزالم پست و تایمز آو اسرائیل، این تجهیزات با هدف «ایجاد گزینه نظامی علیه ایران» در نزدیکی مرزهای شمالی کشورمان مستقر شدهاند.
۶. افشاگری CNN: طراحی حمله زمینی، ترور سردار سپاه و هدفگیری زیرساختها (۱۴۰۲-۱۴۰۳)
گزارش اخیر CNN پرده از همکاری عملیاتی بیسابقهای برداشت: اسرائیل از خاک آذربایجان نه تنها زیرساختهای نظامی ایران را هدف گرفته، بلکه طراحی عملیات برای ترور یکی از سرداران ارشد سپاه و حتی برنامهریزی برای تهاجم زمینی به ایران را از همین مسیر انجام داده است. این افشاگری نشان میدهد که باکو از یک شریک تاکتیکی به بستر عملیاتی تمامعیار علیه امنیت ملی ایران تبدیل شده است.
۷. جاسوسی در پوشش دیپلماسی و تجارت
علاوه بر فعالیتهای نظامی، باکو از پوشش دیپلماتیک و تجاری برای نفوذ اطلاعاتی در ایران سوءاستفاده کرده است. گزارشهای تأییدنشده از فعالیت گسترده عناصر اطلاعاتی آذربایجان در قالب شرکتهای تجاری و فرهنگی در استانهای شمال غربی حکایت دارد. این شبکهها با بهرهگیری از روابط قومی و زبانی، به جمعآوری اطلاعات از مراکز حساس نظامی و هستهای ایران مبادرت میورزند.
۸. حمایت از جریانهای تجزیهطلب و پانترکیسم
رژیم علیاف در سالهای اخیر به کانون حمایت از جریانهای تجزیهطلب پانترک در ایران تبدیل شده است. برگزاری همایشهای «آذربایجان بزرگ»، حمایت مالی و رسانهای از محافل قومگرای افراطی، و میزبانی از چهرههای تجزیهطلب در باکو، بخشی از کارنامه مداخلهجویانه این رژیم در امور داخلی ایران است. نکته تأسفبار اینکه همین جریانهای تجزیهطلب، در داخل ایران از سوی همان رسانهها و لابیهایی تطهیر میشوند که امروز تکذیبیه باکو را تیتر میکنند.
۹. انفعال راهبردی؛ از تذکر دوستانه تا چراغ سبز ناخواسته
مرور این پرونده سیاه، یک پرسش محوری را پیش میکشد: چرا ایران در برابر این حجم از خصومتورزی، همچنان به دیپلماسی التماسی و تذکرات بیحاصل بسنده کرده است؟ پاسخ را باید در نفوذ لابی مزدور پانترک در ساختارهای تصمیمساز و رسانهای کشور جست. همانها که از ۱۵ سال پیش تاکنون، هرگونه اقدام قاطعانه علیه باکو را «تندروی» و «تهدید منافع ملی» جلوه دادهاند، اکنون با همان ادبیات، گزارش CNN و مستندات غیرقابل انکار آن را لاپوشانی میکنند.
نتیجهگیری: زمان انتخاب فرا رسیده است
کارنامه ۲۰ ساله رژیم علیاف در خیانت به ایران، چیزی فراتر از یک اختلاف دیپلماتیک یا رقابت منطقهای است. باکو به قرارگاه عملیاتی دشمن صهیونیستی در شمال ایران تبدیل شده و هر روز که با مماشات میگذرد، حلقه محاصره تنگتر میشود. میان تکذیبیهای که از درون سفارتخانهها آب میخورد و واقعیتی که پهپادهای اسرائیلی بر فراز آسمان ایران روایت میکنند، زمان آن رسیده که دستگاه تصمیمگیر کشور، انتخاب خود را انجام دهد. مماشات با خائن، نه نشانه خردمندی که دعوت به خیانت بیشتر است.