نبرد روایت‌ها در ایران؛ از «جنگ وجودی» تا «همزیستی مسالمت‌آمیز»

به قلم دکتر محمدامین باقری‌کنی


در شرایطی که دو قاتل جنایت‌پیشه در آمریکا و اسرائیل، کمپین‌های انتخاباتی خود را در چارچوب یک نگاه تمدنی، یک نبرد ایدئولوژیک و تاریخی و جنگ‌های آخرالزمانی و مبتنی بر ایستادگی، مقاومت و هزینه‌دادن برای دفع خطر دشمن وجودی و بقای خود طراحی و پیش می‌برند و جامعه و مردم‌شان را برای تاب‌آوری بیشتر و پرداخت هزینه‌های این جنگ وجودی اقناع و همراه می‌سازند، در ایران برخی سیاسیون و بخشی از جریانات سیاسی همچنان با رویافروشی و ترویج تخیلات ساده‌انگارانه، دستگاه ادراکی جامعه را در شناخت دشمن و نقشه و طراحی او و سابقه و ریشه نبرد و نزاع کنونی دچار اختلال می‌کنند.

این خطای راهبردی، خیانتی آشکار، بزرگ و نایخشودنی است که شاید نتوان به آسانی مشابهی برای آن در تاریخ این سرزمین یافت. مسئله امروز، نه مدیریت یک اختلاف تاکتیکی، بلکه فهم یک جنگ قطعی وجودی است؛ جنگی که در آن، تضعیف تاب‌آوری جامعه و تخدیر افکار عمومی، پیش از هر موشک و تحریمی، جبهه داخلی را هدف گرفته است.

کراوات مذاکره در روز درماندگی

بیچاره آن‌هایی که در روزهای درماندگی غرب‌گرایان، ردای مبارزه را با کراوات مذاکره تاخت زدند و طمع و ترس را با زرورق عقلانیت تزیین کردند و بی‌خیال هم نمی‌شوند. مذاکره اگر در چارچوب عزت، مصلحت و اقتدار ملی و با شناخت دقیق از طرف مقابل باشد، ابزار است؛ اما وقتی به جای راهبرد، به آرزو و به جای مقاومت، به عقب‌نشینی تبدیل شود، همان تخدیر و عوام‌فریبی است که تاب‌آوری جامعه را در برابر جنگ وجودی تضعیف می‌کند.

این همه در حالی است که امت مبعوث، بیش از هشت ماه است بزرگ‌ترین کمپین مستمر تاریخ را در اعلام آمادگی برای این جنگ وجودی و نبرد تمدنی برپا داشته‌اند و هوشمندانه و شجاعانه، بی‌توجه به جا ماندن خواص، برای رهبر نادیده خود معبر باز می‌کنند. به نظر می‌رسد آنچه در پیش است، هرچه باشد، نتیجه‌اش بی‌آبرویی و بی‌اعتباری بیشتر مرتجعین غرب‌گرا در ایران خواهد بود.

به قول شهید آیت‌الله بهشتی، اسلام شهروند پفیوز نمی‌خواهد. جامعه‌ای که بخواهد در برابر یک تهدید وجودی، با تخیلات ساده‌انگارانه و وعده‌های توخالی سرگرم شود، نمی‌تواند مدعی دفاع از منافع ملی باشد.

همزیستی مسالمت‌آمیز؛ شعار یک‌طرفه یا استاندارد دوگانه؟

یکی از سران قوم فرموده‌اند: از حرف دیگران که متفاوت با ماست استقبال کنیم و باید زمینه زیست مسالمت‌آمیز برای همه کسانی که ایران را دوست دارند و به این پرچم احترام می‌گذارند، اما نگاه متفاوتی دارند، فراهم کنیم. نمی‌شود این افراد را طرد و نفی کرد.

اما آنچه از این واژه «همزیستی مسالمت‌آمیز» در میان سران قوم تاکنون حس کرده‌ایم، تنها خشم و کینه و نفرت نسبت به مؤمنین و انقلابیون و تلاش برای طرد آن‌ها بوده است و در کنار آن، تلاش برای دادن آزادی عمل به کودتاگرانی که مداوم حرف از رفراندوم و جمهوری سوم و تغییر ساختار نظام می‌زنند. یک جای کار حسابی می‌لنگد و یک جایی در حال ایجاد اختلال محاسباتی سنگین برای سران قوم است.

همزیستی مسالمت‌آمیز، اگر به معنای پذیرش قانون اساسی، احترام به پرچم و منافع ملی و پرهیز از براندازی باشد، سخن درستی است؛ اما اگر به ابزار یک‌طرفه برای طرد نیروهای انقلابی و بازکردن میدان برای جریان‌های تغییرخواه رادیکال تبدیل شود، دیگر همزیستی نیست؛ استاندارد دوگانه است. وارث کوروش کبیر، بچه‌های نیروهای مسلح و مدافعان این سرزمین هستند، نه کسانی که در روز سختی، پشت جبهه داخلی را خالی می‌کنند.

جمع‌بندی

نبرد امروز، نبرد روایت‌هاست. دشمن، پیش از آنکه به دنبال شکست نظامی باشد، به دنبال شکست ادراکی و تضعیف تاب‌آوری اجتماعی است. در چنین شرایطی، وظیفه نخبگان و رسانه‌ها، شفاف‌سازی ماهیت تهدید، پرهیز از تخدیر افکار عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی است. تازه‌ایم، رزمنده‌ایم؛ و این یعنی همچنان ایستاده‌ایم

Leave a Reply

Your email address will not be published.