به قلم سیروس سجادیان

سیروس سجادیان در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر اینکه «میز مذاکره تنها بازتابدهنده قدرت است، نه خالق آن»، نوشت: تاریخ به ما آموخته است که آنچه در میانه مذاکرات تعیین میشود، نه صرفاً خواست مخالفان در خیابان و میدان و نه لفاظیهای دیپلماتیک، بلکه قدرت تجلییافته در «میدان» و اراده مستقر در «خیابان» است.
این تحلیل میافزاید: مخالفان خیابان در داخل همواره میکوشند با جنگ روانی، مذاکره را به ابزاری برای تسلیم کردن کشور تبدیل کنند. آنها با محدود کردن فضای موفقیت در خیابان و میدان، در پی تنگکردن اراده ملت هستند؛ اما یک اشتباه راهبردی دارند: قدرت را در «کلمات» جستجو میکنند، در حالی که قدرت در «واقعیتهای سخت» نهفته است.
میدان و خیابان؛ نماد انسجام ملی و اقتدار اجتماعی
در ادامه این یادداشت تحلیلی آمده است: میدان و خیابان نماد قدرت، انسجام ملی و اقتدار اجتماعیاند. دیپلماسیِ بدون قدرت و اقتدار تنها یک نمایش است و مذاکرهای که از میدان و خیابان جدا باشد، پیشاپیش شکست خورده است؛ زیرا سرنوشت را نه در امضای قراردادها، بلکه با استواری در میدان و پایداری در خیابان رقم خواهیم زد.
به نوشته این تحلیل، «خیابان» یعنی وقتی مردم در برابر فشارها ایستادگی میکنند و از فروپاشی یا عقبنشینی خودداری مینمایند، در واقع به دیپلماتهای خود در میز مذاکره «سپر دفاعی» و «اعتبار استراتژیک» میبخشند. از سوی دیگر، «میدان» به معنای اقتدار نظامی، علمی و دفاعی است؛ همان قدرتی که باعث میشود طرف مقابل در مذاکره، نه از موضع ضعف، بلکه از موضع واقعبینی و احترام به قدرت میدان و اقتدار اجتماعی مذاکره کند.
مذاکره بدون پشتوانه قدرت، به عقبنشینی میرسد
این یادداشت میافزاید: بدون خیابان و میدان، مذاکره به رویگردانی یا اعراض تبدیل میشود؛ اما با میدان و اقتدار اجتماعی، مذاکره به یک «حق» تبدیل میگردد. بنابراین هرگونه تلاش برای میانبر زدن از مسیر اقتدار و انسجام، تنها به تقویت ادعاهای دشمن منجر میشود.
در جمعبندی این تحلیل آمده است: تجربه تاریخی نشان میدهد که مذاکره با آمریکا و هر طرف خارجی دیگر، زمانی معنا و کارکرد واقعی دارد که پشت آن، اقتدار میدان و اراده خیابان ایستاده باشد. در غیر این صورت، میز مذاکره به صحنه نمایشی تبدیل میشود که نتیجه آن، پیش از آغاز، در معادلات قدرت روشن شده است.
ایران ریپورتس