استراتژی راهبردی بقا در فضای سایبر: بایدها و نبایدهای بهره‌برداری از خدمات تکنولوژیک در دوران پساجنگ‌های مدرن

میثم معماری / کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

مقدمه:


فضای مجازی؛ جبهه جدید نبردها
در جنگ‌های اخیر (به‌ویژه درگیری‌های سایبری و اقتصادی)؛
مشاهده کردیم که چگونه با یک دستور ساده از سوی شرکت‌های غربی یا دولت‌ها، دسترسی میلیون‌ها کاربر به حساب‌های بانکی، پیام‌رسان‌ها و حتی سیستم‌های مدیریتی قطع شد. این امر ثابت کرد که استفاده از خدمات شرکت‌هایی نظیر گوگل، تسلا، مایکروسافت و پیام‌رسان‌های خارجی، در صورت عدم مدیریت، می‌تواند به یک «نقطه ضعف استراتژیک» تبدیل شود.

بخش اول ؛
خدمات شرکت‌های غربی (گوگل، تسلا، اپل و …)

نبایدها (خط قرمزها) ؛

۱- اتکای مطلق به فضای ابری :
هرگز داده‌های حساس سازمانی، اسناد محرمانه و رمزهای عبور را در سرویس‌هایی مانند Google Drive یا iCloud ذخیره نکنید. در زمان تنش، این دسترسی‌ها اولین مواردی هستند که مسدود می‌شوند.

۲- استفاده از اکوسیستم یکپارچه برای مدیریت بحران :
نباید تمام زیرساخت‌های ارتباطی یک سازمان را به یک شرکت (مثلاً فقط مایکروسافت) بسپارید. اگر دسترسی قطع شود، سازمان دچار فلج کامل می‌شود.

۳- نادیده گرفتن جاسوسی داده‌محور:
به یاد داشته باشید ابزارهایی مانند تسلا (از طریق دوربین‌ها و جی‌پی‌اس) یا گوگل (از طریق تاریخچه مکان)، داده‌های محیطی را جمع‌آوری می‌کنند که در زمان جنگ می‌تواند برای شناسایی مراکز حساس مورد استفاده قرار گیرد.

بایدها (راهکارهای جایگزین):

استراتژی (ترکیبی) ؛
از خدمات غربی برای کارهای عمومی استفاده کنید، اما برای کارهای حساس، حتماً یک نسخه پشتیبان محلی و آفلاین داشته باشید.

استفاده از نرم‌افزارهای متن‌باز ؛

به جای تکیه بر نرم‌افزارهای انحصاری، به سمت لینوکس و نرم‌افزارهای متن‌باز بروید که قابلیت شخصی‌سازی و امنیت داخلی دارند.

بخش دوم:
خدمات کشورهای شرق و حوزه خلیج (چین، روسیه، کشورهای عربی)؛

بسیاری تصور می‌کنند جایگزینی خدمات غرب با شرق (مثلاً هواوی یا کاسپرسکی) به معنای امنیت کامل است، اما واقعیت پیچیده‌تر است.

نبایدها :


۱- جایگزینی وابستگی ؛
نباید وابستگی به غرب را با وابستگی مطلق به شرق جایگزین کرد. هر کشوری در نهایت منافع ملی خود را اولویت قرار می‌دهد.

۲- اعتماد کورکورانه به سخت‌افزارها ؛
تجهیزات شبکه (مثل مودم‌ها و سوئیچ‌ها) حتی اگر چینی باشند، ممکن است دارای «درب‌های پشتی»  برای دسترسی رادارهای جاسوسی باشند.

بایدها :


تنوع‌بخشی به تامین‌کنندگان ؛

بهترین استراتژی این است که زیرساخت‌های خود را بین تامین‌کنندگان مختلف (شرق و غرب) تقسیم کنید تا با فشار یک کشور، کل سیستم شما از کار نیفتد.

بازرسی فنی :
هر سخت‌افزار یا نرم‌افزار خارجی، فارغ از ملیت سازنده، باید توسط تیم‌های امنیت سایبری داخلی بازبینی شود.

بخش سوم :


پیام‌رسان‌های خارجی و ارتباطات ؛
پیام‌رسان‌ها در جنگ‌های اخیر، ابزار اصلی هدایت افکار عمومی و همچنین جاسوسی بوده‌اند.
نبایدها :
۱- تبادل اسناد اداری در واتس‌اپ و تلگرام ؛
این پیام‌رسان‌ها حتی با وجود رمزنگاری، در برابر دستورات قضایی دولت‌های سازنده یا نفوذهای سطح بالا آسیب‌پذیر هستند.

۲- اعتماد به قابلیت‌های«حذف پیام» ؛
به یاد داشته باشید هیچ پیامی در سرورهای خارجی کاملاً پاک نمی‌شود.

بایدها:


استفاده از پیام‌رسان‌های بومی و امن برای ارتباطات داخلی سازمانی، حتماً از پیام‌رسان‌های داخلی (مانند بله یا ایتا) یا پیام‌رسان‌های متمرکز بر حریم خصوصی با سرورهای شخصی (مثل Signal یا Element) استفاده کنید.

جداسازی حساب‌های شخصی و کاری ؛
هرگز برای کارهای حساس سازمانی از شماره تلفن شخصی یا اکانت‌های متصل به ایمیل‌های خارجی استفاده نکنید.

جمع‌بندی و توصیه‌های نهایی (چک‌لیست امنیتی)؛
برای هر سازمان یا فردی که در محیط‌های حساس فعالیت می‌کند، این چهار اصل طلایی پیشنهاد می‌شود:

۱ – حاکمیت داده‌ها ؛
داده‌های شما باید در سرورهایی باشند که تحت کنترل فیزیکی و قانونی شما یا دولت شماست.

۲- اصل عدم اعتماد ؛
به هیچ سرویس خارجی (چه شرقی، چه غربی) اعتماد نکنید و فرض کنید هر ابزاری می‌تواند منبعی برای نشت اطلاعات باشد.

۳- آمادگی برای قطع دسترسی :
همیشه یک برنامه جایگزین برای زمانی که اینترنت جهانی یا سرویس‌های خاصی قطع می‌شوند، داشته باشید.
-آموزش نیروی انسانی:
بزرگ‌ترین حفره امنیتی نه نرم‌افزارها، بلکه «خطای انسانی» است. کارکنان باید در مورد خطرات مهندسی اجتماعی آموزش ببینند.
این مقاله به عنوان یک چارچوب کلی ارائه شده و بسته به سطح حساسیت سازمان، باید توسط متخصصان امنیت سایبری شخصی‌سازی شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published.