ردپای لیبرالیسم و نفوذ در فجایع استراتژیک؛ از ادلب تا تنگه هرمز

نویسنده: محمد حق شناس

محدوده‌های لیبرالیسم


خبرگزاری ایران ریپورتس
 – در معادلات پیچیده ژئوپلیتیک خاورمیانه، خطای محاسباتی یک کارشناس می تواند تبعاتی به مراتب ویرانگرتر از شلیک یک موشک داشته باشد. بررسی روندهای یک دهه اخیر در سیاست خارجی و اقتصادی کشور نشان می دهد که بسیاری از عقب نشینی ها و خسارت های جبران ناپذیر، نه بر اثر ضعف میدانی، بلکه بر اثر «تفکرات غلط» برخی مشاوران کم سواد یا لیبرال و نفوذی در اتاق های فکر تصمیم سازی رخ داده است.

در حوزه اقتصاد که وضعیت کاملاً مشهود است؛ تورم افسارگسیخته و نوسانات ارزی تنها بخشی از میراث شوم اعتماد به نسخه های لیبرالی است. اما فاجعه اصلی در حوزه روابط بین الملل رقم خورده است؛ جایی که اعتماد به برخی کارشناسان، اهرم های قدرت ایران را یکی پس از دیگری به رقبا تقدیم کرده است. در ادامه به چهار «ابراشتباه» راهبردی که به زعم تحلیلگران حاکمیتی، محصول تفکرات نفوذی بوده است، می پردازیم:

۱. فاجعه ادلب و سقوط سوریه به دست جولانی
یکی از بزرگترین ناکامی های ژئوپلیتیکی ایران در سال های اخیر، تشویق نظام به فشار بر «بشار اسد» برای پذیرش بی قید و شرط مفاد توافقنامه آستانه و عدم پاکسازی کامل تروریست ها در ادلب بود. کارشناسانی که بر طبل مصالحه می کوبیدند، مدعی بودند که ورود به ادلب موجب درگیری با ترکیه و هزینه زایی می شود. نتیجه این تحلیل لیبرال مسلکانه چه بود؟ ادلب تبدیل به لانه امن گروه های تکفیری شد و نهایتاً با خیانت داخلی و مدیریت صحنه توسط همان تفکرات، دمشق به دست «جولانی» افتاد و سرمایه گذاری عظیم ایران برای حفظ محور مقاومت، بر باد رفت. این خسارت، نتیجه مستقیم گوش دادن به صدای کسانی بود که میدان را با اتاق های دربسته اشتباه گرفته بودند.

۲. مهره چینی به نفع صهیونیست ها در لبنان
در لبنان، مشاوران غرب گرا و نفوذی، حزب الله و جنبش امل را برای رأی دادن به «عون» و «سلام» به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر تحت فشار گذاشتند. توجیه آنان مدیریت اختلافات داخلی لبنان بود. امروز اما همان دولتی که روی کار آمد، نه تنها دست دوستی به سوی حزب الله دراز نکرد، بلکه آشکارا با دشمنان صهیونیستی برای خلع سلاح مقاومت و پاکسازی شیعیان لبنان هم پیمان شده است. این خیانت آشکار نشان داد که تحلیل های خوش بینانه، صرفاً آب در آسیاب دشمن ریخته است.

۳. تنگه هرمز؛ خودتحریمی با شراکت عمان
یکی از راهبردی ترین اشتباهات، باز کردن پای عمان به مدیریت تنگه هرمز بود. برخی مدعی شدند با دادن حق به مسقط، عمان را به «یار» ایران تبدیل می کنیم. تاریخ تنگه هرمز نشان می دهد این آبراه کاملاً ایرانی است. اما با توجیه کارشناسان کم مایه، عمان از یار به «خار» تبدیل شد. اکنون عمان رسماً از آمریکا برای مدیریت تنگه درخواست کمک کرده و ایران با دست خود، حاکمیت خویش را محدود کرده و پای آمریکا را به بهانه شریک سازی به قلب امنیت دریایی خود باز کرده است.

۴. قیمومیت قطر بر پول های بلوکه شده
پذیرش قیومیت قطر بر دارایی های بلوکه شده ایران و پذیرش نظارت این کشور کوچک عربی، نمونه ای دیگر از خوش باوری است. این سناریو دقیقاً تکرار نقش امارات در گذشته است. کارشناسان اقتصادی لیبرال وعده گشایش دادند، اما نتیجه مشخص است: گروگان گرفتن نیازهای ملت ایران در گرو رضایت قطری ها. این روند در آینده ایران را بیش از پیش مطیع دیکته های این کشور کوچک برای تأمین نیازهای اولیه خود خواهد کرد.

نتیجه گیری:
مجموع این موارد نشان می دهد که تفکرات لیبرال و جریان نفوذ، صرفاً در پی گره زدن منافع ملی با سیاست های وادادگی است. تا زمانی که پالایش در اتاق های فکر صورت نگیرد، ضربات مهلک تری در راه خواهد بود. ایران برای بقا در نظم نوین جهانی، به جای کارشناسان ترسو، به تحلیلگران شجاع و انقلابی نیاز دارد که میدان را بر دیپلماسی التماسی ترجیح دهند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.