بحران دوگانه؛ نبرد در جبهه بیرونی و شکاف در جبهه داخلی


به قلم: حمدالله شایانی

رزمنده و جانباز دفاع مقدس – منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز

تهران – ایران ریپورتس: ایران امروز در وضعیتی قرار گرفته که در ادبیات نظامی، آن را «منطقه خاکستری» (Grey Zone) می‌نامند؛ نه صلح است که آرامش بدهد و نه جنگ است که دشمن را به میدان باز بکشاند. ما در میانه یک «جنگ نامعلوم و بی‌صدا» قرار داریم؛ جنگی که جبهه‌های آن از توپ و تفنگ فراتر رفته و به اقتصاد، رسانه، روان مردم و شکاف‌های داخلی رسیده است.

جبهه بیرونی: محاصره چندلایه و جنگ ترکیبی

ایران اکنون با دشمنی مرکب روبه‌روست. رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، با همکاری شرکای منطقه‌ای، از روش‌های تازه‌ای برای فرسایش ایران استفاده می‌کنند. این دشمنی دیگر صرفاً نظامی نیست؛ ترکیبی است از تحریم اقتصادی، فشار دیپلماتیک، تنش دریایی در تنگه هرمز و خلیج فارس، جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی.

از منظر حقوق بین‌الملل، هرگونه اقدام مسدودکننده یا محدودکننده در تنگه هرمز باید با منشور ملل متحد و قواعد حقوق دریاها سنجیده شود. آنچه امروز در حال وقوع است، بیش از یک محاصره کامل نظامی، ترکیبی از تنش دریایی، بازداشت کشتی‌ها، تحریم‌های یک‌جانبه و فشار اقتصادی است. هدف این ترکیب، خرد کردن اراده ملت و ایجاد تردید در برابر حاکمیت ملی است.

جبهه اقتصادی: جنگ با سفره مردم

افزایش بی‌رویه نرخ دلار و طلا، صرفاً یک نوسان اقتصادی نیست؛ بخشی از استراتژی «جنگ ترکیبی» (Hybrid Warfare) است. هدف این است که با تورم لحظه‌ای و بی‌ثبات کردن ارزش پول ملی، اعتماد مردم به آینده کشور از بین برود. وقتی قیمت‌ها از کنترل خارج می‌شود، در واقع با «امنیت روانی» ملت نبرد می‌شود.

با این حال، نباید از این واقعیت غافل شد که بخشی از این نابسامانی، ریشه در سوءمدیریت، ضعف نظارت، فساد و سیاست‌های اقتصادی نادرست دارد. نسبت‌دادن همه مشکلات به دشمن، نه تحلیل را کامل می‌کند و نه راه‌حل واقعی به دست می‌دهد. مردم وقتی می‌بینند بازار کنترل نمی‌شود، حق دارند بپرسند چرا دولت از ابزارهای خود برای مهار گرانی و ساماندهی بازار استفاده نمی‌کند.

جبهه داخلی: خطرناک‌ترین جبهه

در حالی که دشمن از بیرون فشار می‌آورد، بزرگ‌ترین خطر از درون نشأت می‌گیرد: «دودستگی و اختلاف داخلی».

ما در دوران دفاع مقدس آموختیم که اگر در جبهه، حتی یک نفر از شکاف میان رزمندگان استفاده کند، تمام خط مقدم فرو می‌ریزد. امروز، ایجاد تضادهای مذهبی، قومی یا سیاسی در میان مردم، دقیقاً همان هدف دشمن است. دشمن می‌خواهد با استفاده از نارضایتی‌های ناشی از مشکلات اقتصادی، «شکاف میان ملت و دستگاه» را عمیق‌تر کند تا کشور را از درون دچار فروپاشی کند.

وحدت ملی به معنای سکوت در برابر فساد و ناکارآمدی نیست. وحدت پایدار با عدالت، شفافیت، پاسخ‌گویی و مبارزه با فساد ساخته می‌شود. اما در شرایط جنگ ترکیبی، هیچ اختلاف داخلی نباید به میدان مورد استفاده دشمن تبدیل شود.

راه نجات: وحدت ملی و تاب‌آوری اجتماعی

از دیدگاه کسی که در میان آتش جنگ، معنای «یکپارچگی» را لمس کرده است، باید گفت: ایران در حال یک نبرد بقا است. اگر در برابر فشار اقتصادی و تهدیدات دریایی، در جبهه داخلی دچار دودستگی شویم، در واقع پیروزی نهایی را در همان تنگه هرمز و خلیج فارس به دشمن هدیه کرده‌ایم.

راه نجات ما تنها در دو چیز است:

۱. راهبرد وحدت: فراتر رفتن از اختلاف‌نظرها برای حفظ حاکمیت ملی.
۲. تاب‌آوری اجتماعی: درک این نکته که بحران اقتصادی، بخشی از فشار دشمن است و نباید اجازه داد این فشار به «فتنه داخلی» منجر شود.

ما در جبهه جنگ با دشمن جنگیدیم و پیروز شدیم؛ امروز هم باید در جبهه اقتصاد و وحدت پیروز شویم. معیشت، آرامش و آسایش مردم مهم‌ترین سرمایه ملی است. با این وضعیت نابسامان اقتصادی، رها کردن دلار و طلا و عدم کنترل بازار، رضایت‌بخش نیست. یقین دارم اگر دولت بخواهد، می‌تواند بازار را کنترل کند.

انتهای پیام/ایران ریپورتس

Leave a Reply

Your email address will not be published.