به قلم سیروس سجادیان

سیروس سجادیان در یادداشتی تحلیلی نوشت: کودتای سیاسی پیچیدهتر از کودتای نظامی و اغلب زیرکانه و بدون خونریزی است؛ در این نوع کودتا، تغییر قدرت نه از طریق میدان جنگ، بلکه از طریق دستکاری در «فرآیندهای سیاسی و قانونی» انجام میشود.
به نوشته این تحلیلگر، عوامل اصلی کودتای سیاسی بخشی از جریانهای سیاسی، سیاستمداران و چهرههای داخل ساختار قدرت هستند که با استفاده از قانون، تغییر قوانین، تعطیلی نهادهای نظارتی، امضای قراردادهای مشکوک، ایجاد بحرانهای اقتصادی و اجتماعی یا تغییر در قواعد انتخاباتی، با هدف تغییر نظام سیاسی یا سرنگونی و محدود کردن بخش خاصی از قدرت نظام—مانند قدرت رهبری یا نظامی—فعال میشوند.
سجادیان تأکید کرد: کودتای سیاسی اغلب در لباس قانونمداری و دیپلماسی و با اعلام ضرورتهایی تحت عنوان «استراتژی بقا»، «عبور از بحرانهای اقتصادی» یا «دیپلماسی و عوامفریبی ارتباط با دنیا»—که در ایران بیشتر منظور آمریکاست—پنهان میشود. به گفته او، افراد یا گروههای قدرت غربگرا در ایران از ابزارهایی که برای اداره کشور ساخته شده، مانند قانون، تفاهمنامهها و مذاکره، استفاده میکنند و باید نسبت به سخنان، بیانیهها و تهدیدمحور صحبت کردن کودتاگرانی که امتحان خود را در برجام و تفاهمنامه پاکستان پس دادهاند، هوشیار بود.
این یادداشت میافزاید: کانال ارتباط سرباز مخلص نظام با آمریکا بسته شده و انگلیس و آمریکا به این نتیجه رسیدهاند که کلید درهای بسته برای براندازی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران، با دستان غربگرایانی که سالها روی آنان سرمایهگذاری کردهاند، باز نخواهد شد. به نوشته سجادیان، آمریکا دیگر آقای ظریف را به عنوان یک کانال ارتباط غیررسمی با ایران نمیشناسد و برای او در فراهم کردن «دیپلماسی التماسی» حساب باز نمیکند.
او در ادامه آورده است: آمریکا مذاکره را نه یک کانال ارتباطی، بلکه نوعی بازی سیاسی برای خرید زمان تفسیر و مورد استفاده قرار میدهد؛ گرچه مذاکره همچنان به عنوان یک الگوی رفتاری شناخته میشود، اما اعتماد و تمایل به گفتگو که در گذشته در قالب برجام و تفاهم اسلامآباد وجود داشت، برای آمریکا کمرنگ شده است.
به باور این تحلیلگر، حامیان غربگرایان با مصاحبههای حمایتی از آمریکا سعی دارند مدافعان میدان و مردم مبعوثشده در خیابان را به چالش بکشند تا با ترساندن مردم، دیپلماسی التماسی را مجدداً فعال کنند؛ غافل از اینکه امروز «دیپلماسی اقتدار و بازدارندگی»، «میدان مقاوم و آماده» و «خیابان پرچمدار و همیشه در صحنه» سه ضلع اصلی پیروزی ایران در برابر استکبار هستند و اجازه مذاکره خیانتبار مانند گذشته را به حامیان آمریکا نمیدهند.
سجادیان در پایان نوشت: حامیان راندهشده آمریکایی باید به این درک رسیده باشند که دیگر جایی برای حمایت از غرب وحشی و جنایتکار در ایران وجود ندارد؛ لذا بهتر است به خانه—آمریکا یا انگلیس—برگردند یا در انتظار محاکمه انقلابی در آیندهای نهچندان دور باشند.