به قلم دکتر سیدوفا مشکوة، سردبیر ارشد اقتصادی خبرگزاری ایران ریپورتس

استان فارس، این دیار کهن با تمدنی چندینهزارساله، امروز با معضلی مدرن و بسهزینه دستبهگریبان است. معضلی که نامش «پروژههای نیمهتمام» است؛ طرحهایی که روزگاری با وعدههای رنگین کلنگزنی شدند، اما اکنون سالهاست در میانه راه خاک میخورند و هر روز بر هزینههای ازدسترفته آنها افزوده میشود.
استان فارس با انبوهی از طرحهای نیمهتمام و پروژههای زمانبر روبهروست؛ پروژههایی که سالهاست در فهرست بودجه ظاهر میشوند، اما کمتر به خط پایان میرسند. آنچه در ادامه میآید، کالبدشکافی این بحران اقتصادی-عمرانی از نگاه یک تحلیلگر اقتصاد منطقهای است.
یکم. گستره فاجعه؛ وقتی آمارها همداستان نیستند
پرسش نخست این است که اصلاً چند پروژه نیمهتمام در فارس وجود دارد؟ پاسخ، بهاندازه تعداد دستگاههای اجرایی، متغیر است.
بر اساس گزارشی از خبرگزاری ایسنا، در سطح کشور بیش از ۶۰ هزار پروژه نیمهتمام وجود دارد که حدود ۵۰۰ پروژه کوچک، متوسط و بزرگمقیاس از این تعداد مربوط به استان فارس است. با این حال، برخی منابع رقمهای بسیار بالاتری را گزارش کردهاند. آنچه مسلم است، وجود بیش از ۳۵۰۰ پروژه نیمهتمام در استان است که خود نشان از عمق بحران دارد.
این تناقض آماری اما یک پیام مهم دارد: هنوز تعریف دقیق و شفافی از «پروژه نیمهتمام» در نظام برنامهریزی عمرانی کشور وجود ندارد. برخی آمارها تنها پروژههای بالای یک آستانه مالی مشخص را شامل میشوند و برخی دیگر تمام طرحهای در دست اجرا را در این رده قرار میدهند. این آشفتگی مفهومی، خود یکی از موانع اساسی برای خروج از این بحران است.
دوم. ۸۰ هزار میلیارد تومان؛ سرمایهای که به باد رفت
اما مهمتر از تعداد، ارزش ریالی سرمایههای سرگردان در این پروژههای ناتمام است. بر اساس برآوردهای موجود، در استان فارس بالغ بر ۸۰ هزار میلیارد تومان پروژه وجود دارد که ناتمام مانده است. این رقم نجومی، معادل چندین بودجه سالانه عمرانی استان است که در دل پروژههای نیمهتمام خاک میخورند.
در سال ۱۴۰۳، تنها هشت هزار و ۲۶۰ میلیارد ریال به تکمیل پروژههای نیمهتمام استان اختصاص یافت. این در حالی است که برای تکمیل پروژههای نیمهتمام استانی به سه هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان احتیاج است. یعنی فاصله میان نیاز و تخصیص، بهمراتب بیشتر از آن است که بتوان به بهبودی زودهنگام امید بست.
و این همه ماجرا نیست. تورم فزاینده سالهای اخیر و افزایش بیسابقه قیمت مصالح ساختمانی، هزینه اتمام هر پروژه را چندین برابر برآورد اولیه کرده است. بسیاری از طرحهایی که در دهههای قبل کلنگزنی شدهاند، اکنون با قیمتهای سرسامآور مواجهاند و همین امر، چرخه معیوب توقف و افزایش هزینه را بیش از پیش تشدید کرده است.
سوم. از آزادراه تا بیمارستان؛ پروژههایی که هرگز تمام نشدند
آزادراه شیراز-بوشهر، این شریان حیاتی برای پیوند بنادر انزلی و بوشهر در شمال و جنوب کشور، یکی از مصادیق بارز این بحران است. قطعه هفتم این پروژه عملاً تکمیل شده، اما به دلیل اختلافات حقوقی میان سازمان مدیریت و برنامهریزی و پیمانکار، یک کیلومتر پایانی آن همچنان بلاتکلیف مانده است. قطعه هشتم نیز در انتظار سرمایهگذار جدیدی با درصد مشارکت بالاتر است.
حوزه درمان نیز وضعیت بهتری ندارد. بیمارستان ۴۰۷ تختخوابی صدرا یکی از سه پروژه مهم اولویتدار استان است که روند تکمیل آن با کندی پیش میرود. بیمارستان خاتم پردیس صدرا با ظرفیت بیش از ۳۰۰ تخت عمومی، تنها حدود ۴۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد. در مجموع، ۲۶۰ پروژه نیمهتمام در بخش سلامت استان فارس وجود دارد که به یک هزار میلیارد تومان بودجه نیاز دارند.
حوزه ورزش اما رکورددار است. سرپرست ادارهکل ورزش و جوانان فارس بهتازگی اعلام کرده که هماکنون حدود ۵۵۰ پروژه نیمهتمام ورزشی با اعتبار بیش از هفت هزار میلیارد تومان در استان وجود دارد. ورزشگاه میانرود شیراز که کلنگ احداث آن در سال ۱۳۷۶ به زمین زده شد، قدمتی نزدیک به سه دهه دارد و همچنان ناتمام مانده است.
و اما حوزه آموزش و پرورش با یکهزار و ۵۰۰ پروژه مدرسهای نیمهتمام که حدود ۶۰۰ پروژه آن خیرساز هستند، وضعیتی اسفناک دارد. طرحهای نیمهتمام آموزشی که دچار مرور زمان میشوند، علاوه بر افزایش هزینهها، سالها دانشآموزان را از فضاهای آموزشی استاندارد محروم میکنند.
چهارم. ریشههای بحران؛ چرا پروژهها نیمهتمام میمانند؟
کمبود اعتبارات و نبود مدلهای کارآمد جذب سرمایه، مهمترین و فراگیرترین دلیل تداوم پروژههای نیمهتمام در فارس است. نماینده مردم شیراز و زرقان در مجلس با اشاره به وضعیت پروژههای عمرانی استان، تأکید کرده که بسیاری از طرحهای مهم از جمله خطوط ریلی، آزادراهها، بیمارستانها و پروژههای انتقال آب، همگی در مسیر اجرای خود با مانع مشترکی روبهرو هستند: «نارسایی در منابع مالی و نبود مدلهای کارآمد جذب سرمایه».
کلنگزنیهای بیرویه و بدون پشتوانه مالی نیز از دیگر عوامل مؤثر است. بسیاری از پروژهها پیش از تأمین کامل اعتبار، عملیات اجرایی آنها آغاز میشود و با نخستین تنگنای مالی، متوقف میگردد. این رویه، انباشت پروژههای ناتمام را سالبهسال افزایش داده است.
ضعف در مدیریت پروژه و نارسایی در نظارت بر اجرا نیز از جمله عواملی است که به طولانیشدن زمان اجرا و افزایش هزینهها دامن میزند. اختلافات میان دستگاههای اجرایی و پیمانکاران، تغییرات مکرر در مدیریت پروژهها، و نبود انسجام در برنامهریزی، همگی به تداوم این بحران دامن میزنند.
پنجم. هزینههایی فراتر از اعداد؛ وقتی ناکامی در خدمترسانی، اعتماد عمومی را میسوزاند
ناکامی در خدمترسانی، شاید مهمترین پیامد پروژههای نیمهتمام باشد. بیمارستانهایی که سالهاست ناتمام ماندهاند، خدمات درمانی را از مردم دریغ میکنند. مدارس نیمهساخته، دانشآموزان را در فضاهای غیراستاندارد و با تراکم بالا به تحصیل مجبور میکنند. پروژههای انتقال آب که به سرانجام نمیرسند، بحران کمآبی را تشدید میکنند و آزادراههای ناتمام، ارتباط اقتصادی استانها را با اختلال مواجه میسازند.
فرسایش اعتماد عمومی و کاهش انگیزه سرمایهگذاری، پیامد دیگر این بحران است. سرمایهگذاران بخش خصوصی با مشاهده سرنوشت پروژههای بزرگ عمرانی — که سالها در انتظار تکمیل ماندهاند — از ورود به طرحهای جدید دچار تردید میشوند. این امر، چرخه معیوبی ایجاد میکند که در آن کمبود سرمایهگذاری خصوصی، وابستگی به بودجه دولتی را افزایش میدهد و این وابستگی نیز به نوبه خود، تداوم پروژههای ناتمام را رقم میزند.
ششم. چشمانداز؛ راهی برای خروج از بنبست
در سالهای اخیر، گامهایی برای خروج از این بحران برداشته شده است. افزایش ۴۹.۵ درصدی بودجه عمرانی فارس در سال ۱۴۰۵ به رقم حدود ۲۳۸ هزار میلیارد ریال، نویدبخش بهبود وضعیت است. همچنین فعالسازی ۱۷۵ پروژه راکد با پیشرفت فیزیکی بالای ۸۰ درصد از مسیر بازار سرمایه، بدون خلق پول و افزایش تورم، یکی از ابتکارات جدید برای نجات پروژههای نزدیک به اتمام محسوب میشود.
با این حال، راه حل اساسی در تغییر رویکرد نظام برنامهریزی عمرانی نهفته است: اولویتبندی دقیق پروژهها بر اساس بازده اجتماعی و اقتصادی، توقف کلنگزنی پروژههای جدید پیش از تأمین کامل اعتبار، توسعه مدلهای تأمین مالی نوین شامل مشارکت بخش خصوصی و بازار سرمایه، و شفافسازی در فرایندهای بودجهریزی و نظارت بر اجرای پروژهها.
سخن پایانی
پروژههای نیمهکاره در استان فارس، نمادی از ناکارآمدی نظام برنامهریزی عمرانی کشور هستند؛ طرحهایی که با هزینههای سرسامآور کلنگزنی میشوند، اما سالها در میانه راه متوقف میمانند و نه تنها خدمتی به مردم ارائه نمیدهند، بلکه سرمایههای ملی را نیز به هدر میدهند. ۸۰ هزار میلیارد تومان سرمایه سرگردان در پروژههای ناتمام، گواهی آشکار بر این مدعاست.
رهایی از این بحران، نیازمند اراده جدی در تغییر الگوی مدیریت پروژههای عمرانی، اولویتبندی هوشمندانه و بهکارگیری سازوکارهای نوین تأمین مالی است. بدون این تحولات، فارس همچنان در دام پروژههای نیمهتمام باقی خواهد ماند و هزینههای این توقف، هر سال سنگینتر از سال قبل بر دوش مردم و اقتصاد استان خواهد نشست.