شطرنج استراتژیک در سایه آشفتگی؛ از تنگه هرمز تا میدان‌های یمن

به قلم: مهدی محمدی


این روزها صحنه تحولات منطقه‌ای مملو از هیاهو، تناقض‌گویی و سیل تحلیل‌های پراکنده است. مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی اظهاراتی متناقض بیان می‌کنند و فضای رسانه‌ای به جای شفاف‌سازی، ابهام را deepen می‌کند. در چنین شرایطی، ضروری است بدون توجه به این نویزها، به «وضعیت اساسی» بازگردیم.

واقعیت این است که هیچ تغییری در ماهیت داستان رخ نداده است. داده‌های معتبر نشان می‌دهد دشمن همچنان درصدد وارد کردن ضربه‌ای غافلگیرکننده با هدف ایجاد بی‌ثباتی در ایران است. ترور افراد کلیدی، انهدام تاسیسات زیرزمینی موشکی و هسته‌ای و کنترل پاسخ ایران، محورهای اصلی این سناریو هستند. تمامی اقدامات کنونی، صرفاً پوشش رسانه‌ای و عملیاتی برای همان «لحظه صفر» است.

پرده اول: ایران بازیگر منفعل نیست

چرا این حمله تاکنون رخ نداده است؟ بخشی از پاسخ به عدم قطعیت‌های دشمن بازمی‌گردد، اما مهم‌تر از آن، این واقعیت است که ایران یک بازیگر منفعل نیست. ما در حال حاضر درگیری را آغازشده فرض می‌کنیم و اجازه نمی‌دهیم دشمن مقدمات لازم برای تصمیم‌گیری نهایی را فراهم کند:

۱. بازی با قیمت نفت: با استفاده از ابزارهایی در تنگه هرمز، باب‌المندب و فراتر از آن، اجازه نمی‌دهیم قیمت نفت پایین بیاید.

۲. خنثی‌سازی ارزیابی‌های غلط: نیروهای مسلح ما با مانورهای تسلیحاتی، پیام می‌دهند که پاسخ ایران این بار طولانی‌تر، گسترده‌تر و در جغرافیای جدیدی خواهد بود.

۳. شکستن غافلگیری: خود دشمن اکنون اذعان دارد که ممکن است ایران این بار غافلگیر نشود و حتی آن‌ها را غافلگیر کند.

۴. انکار فراغت عملیاتی: درگیری‌های انصارالله در یمن، ظرفیت نظامی عربستان و آمریکا را به شدت درگیر کرده است.

ما با افزایش انسجام اجتماعی داخلی، یکی از مهم‌ترین اهداف دشمن را خنثی کرده‌ایم. درگیری اصلی آغاز شده و ما در حال خنثی‌سازی روزانه مقدمات دشمن هستیم.

پرده دوم: یمن و تولد یک قدرت جدید

در جبهه یمن، حماسه‌ای عظیم در حال خلق شدن است. انصارالله با استراتژی هوشمندانه، پنج حوزه را هدف قرار داده است:

۱. تاسیسات انرژی عربستان: با انهدام بیش از ۵۰ تاسیسات حیاتی آرامکو، انصارالله عملاً به یکی از تعیین‌کنندگان معادلات انرژی در جهان تبدیل شده است.

۲. محاصره هوایی: فرودگاه‌های اصلی عربستان تحت آتش هستند و پدافندهای آمریکایی و اسرائیلی کاملاً بی‌اثر بوده‌اند.

۳. محاصره دریایی: انصارالله آماده بستن تنگه باب‌المندب است. اگر این اتفاق بیفتد، اقتصاد جهانی در حالت احتضار قرار می‌گیرد.

۴. ضربات اطلاعاتی: عملیات‌های جراحی علیه زیرساخت‌های حساس عربستان، نشان‌دهنده اشراف اطلاعاتی بالاست.

۵. پیشروی زمینی: با وجود بمباران‌های وحشیانه، پیشروی زمینی انصارالله ادامه دارد و شهر تعز کاملاً محاصره شده است.

محمد بن سلمان با سه اشتباه محاسباتی بزرگ، خود را در این مهلکه گرفتار کرده است. تغییر شکل‌بندی ژئوپولیتیکی شبه‌جزیره عربی آغاز شده و این انصارالله است که آینده امنیتی این منطقه را رقم خواهد زد.

پرده سوم: توافق روسیه و آمریکا؛ یک بازی تبلیغاتی تاکتیکی

توافق اخیر روسیه و آمریکا بر سر صادرات ۳۰۰ هزار تن گازوئیل، بیش از آنکه یک واقعیت استراتژیک باشد، نشان‌دهنده بازی‌های روانی ترامپ در آستانه انتخابات کنگره است. این عدد در مقابل مصرف روزانه آمریکا عملاً هیچ است.

روس‌ها با زیر فشار قرار گرفتن پالایشگاه‌های خود توسط پهپادهای اوکراینی، از نیاز مبرم ترامپ استفاده کردند. ترامپ نیز برای کسب پیروزی تبلیغاتی، این توافق ناچیز را پذیرفت و منافع اوکراین و اروپا را قربانی کرد.

نکته مهم‌تر این است که این توافق خودش نشان می‌دهد تنگه هرمز آن‌گونه که آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند باز نیست. بحران انرژی در آمریکا عمیق است و ترامپ در آن گرفتار شده است.

جمع‌بندی: عبور از پیچ تاریخی

داستان اصلی تغییر نکرده است. دشمن مصمم به ضربه زدن است، اما ما با هوشمندی، ابتکار عمل را در دست داریم و اجازه نمی‌دهیم لحظه صفر شکل بگیرد. در یمن، محور مقاومت در حال خلق یک نظم جدید ژئوپولیتیکی است و در عرصه دیپلماسی، توافقات نمایشی آمریکا را باید در چارچوب جنگ روانی تحلیل کرد.

اعتماد به سیستم فرماندهی محور مقاومت و آمادگی همه‌جانبه، رمز عبور ما از این پیچ تاریخی است. ما در حال جنگیدن در یک میدان پیچیده هستیم و اطمینان داشته باشید که برنامه‌ریزی‌های کلان، به موقع خود را نشان خواهند داد.

ایران ریپورتس – پایان تحلیل

Leave a Reply

Your email address will not be published.