به قلم امین ایوب

در محاسبات متعارف جنگ، پیروزی با انهدام سختافزار نظامی دشمن یا تصرف خاک رقم میخورد. اما در راهبرد جدید تهران که سایهاش از سومین ماه سال ۲۰۲۶ بر فراز خاورمیانه سنگینی میکند، هدف نه پادگانها، بلکه معدهها، شیرهای آب، و چرخهای اقتصاد غیرنظامی است. تحلیلی که پیش رو دارید، نه بر پایه حدس و گمان، که بر اساس دادههای میدانی و روندهای اقتصادی منطقه در سایه بحران جاری تدوین شده است.
زلزلهای در مدل اقتصادی شورای همکاری
وقتی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل با عنوان «خشم حماسی» آغاز شد، نگاهها به سانتریفیوژها و پناهگاههای اتمی ایران دوخته شده بود. اما پاسخ تهران، افشاگر یک دکترین تهاجمی جدید بود: ضربه به زیستبوم غیرنظامی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس. ایران نشان داد که میتواند بدون فتح حتی یک وجب از خاک کشورهای شورای همکاری، نبض حیات مدنی آنها را از کار بیندازد. ابزار این تهدید، نه کلاهک هستهای، که موشکهای بالستیک هدایتشونده به سمت آبشیرینکنها، مسیرهای کشتیرانی مواد غذایی و فرودگاههای بینالمللی بود.
تاسیسات آبشیرینکن: پاشنه آشیل بقا
در نگاه اول، هدف قرار دادن تاسیسات آبشیرینکن در کویت و امارات یک عملیات ایذایی به نظر میرسد. اما در منطق استراتژیک، این ضربهای به نقطه ثقل بقای جمعی بود. واقعیت تلخ این است که ۹۹ درصد از آب آشامیدنی کشورهایی چون کویت و قطر از این تاسیسات شکننده تامین میشود. تهران با این حملات، پیامی روشن به پایتختهای درخشان خلیج فارس فرستاد: برجهای شیشهای و اقتصاد خدماتمحور شما، بر بستری از آسیبپذیری مطلق بنا شده که موشکهای نقطهزن ما قادر به فروپاشی آن هستند. این عملیات، معادلات امنیت ملی کشورهای عربی را از «بازدارندگی سخت» به سمت «بقای اولیه» تغییر داد.
محاصره غذایی: بحرانی برای ۶۲ میلیون گروگان
همزمان با بحران آب، اختلال در تردد دریایی تنگه هرمز، امنیت غذایی منطقه را به گروگان گرفت. وابستگی ۸۰ درصدی منطقه به واردات مواد غذایی، شکنندهترین حلقه زنجیره تامین آن است. تا اواسط مارس، گزارشها از اختلال ۷۰ درصدی واردات مواد غذایی حکایت داشتند؛ جایی که خردهفروشان برای تامین اقلام اساسی به حمل و نقل گرانقیمت هوایی روی آوردند و قیمت مصرفکننده را بین ۴۰ تا ۱۲۰ درصد جهش دادند.
این آمار، صرفاً یک شوک تورمی نیست. تهران با این مانور، معماری اجتماعی کشورهای عربی را نشانه رفت؛ جایی که حدود ۶۲ میلیون شهروند و مقیم (از جمله بیش از ۹ میلیون هندی، ۵ میلیون بنگلادشی و نزدیک به ۵ میلیون پاکستانی) به عنوان ستون فقرات خدماتی و کارگری، به ناگاه در آستانه بحران معیشت قرار گرفتند. راهبرد ایران، یک حمله کلاسیک نبود؛ یک بمب ساعتی اجتماعی-اقتصادی بود که فیوز آن در سفره میلیونها کارگر فعال شد.
فراتر از میدان نبرد: موج شوک از قاهره تا اَمان
بیرحمانهترین بعد این دکترین، گسترش خودکار بحران به کشورهای غیردرگیر مانند مصر و اردن است؛ کشورهایی که نقشی در پرونده هستهای نداشتند، اما گروگان وابستگی غذایی و انرژی خود شدند.
صندوق بینالمللی پول، کاهش ۲.۳ واحد درصدی پیشبینی رشد اقتصادی منطقه را نشانهای از شدت بحران میداند. اقتصاد مصر، به عنوان بزرگترین واردکننده گندم جهان، بلافاصله کنترل قیمت نان را از سر گرفت و در اردن، سهمیهبندی سوخت به «شرایط عادی جدید» بدل شد.
اشباح تاریخ: بازگشت سناریوی ۲۰۱۱
تهران آگاهانه تاریخی را به سلاح بدل کرده است که برای حکومتهای عربی تداعیگر وحشت است. جهش قیمت نان و ناامنی غذایی، همان موتور محرک اعتراضات بهار عربی در سال ۲۰۱۱ بود. امروز، افزایش قیمت مواد غذایی و کمبود آب، نه یک عارضه جانبی، که محصول اصلی راهبرد تهران است. هدف، خلق چنان فشاری از پایین هرم اجتماعی است که ثبات سیاسی دولتها را درست در لحظهای که نیازمند انسجام داخلی برای مقابله با فشار خارجی هستند، از درون متلاشی کند.
نتیجهگیری تحلیلی
جمهوری اسلامی ایران با درک این واقعیت که در یک رویارویی نظامی مستقیم با محور آمریکا-اسرائیل محدودیتهای ژئواستراتژیک دارد، دست به یک جنگ نامتقارن تمامعیار در بُعد انسانی زده است. دکترین تهران در بهار ۲۰۲۶، دیگر نه «صدور انقلاب» که «صدور فروپاشی زندگی روزمره» است. تهران میکوشد تا با ایجاد یک قیف بحران انسانی، از کویت تا قاهره، هزینه تداوم ائتلاف علیه خود را تا حدّ غیرقابل تحملی بالا ببرد. این راهبرد به معنای گروگانگیری جمعی جهان عرب برای بقای خود است؛ گروگانی که خونبهای آزادیاش، نه شلیک یک گلوله، که افتادن یک لقمه نان از دستان دهها میلیون کارگر مهاجر است.