سنگ سیاه؛ نگینی رنجور در قلب شیراز

سالها است وجود معتادان متجاهر در محله سنگ سیاه و در دل شهر شیراز اوضاع نابسامانی ایجاد کرده و مشکلات فرهنگی و اجتماعی ناشی از آن، هنوز مرتفع نشده است.

سنگ سیاه؛ نگینی رنجور در قلب شیراز

به گزارش ایران ریپورتس به نقل از فارس، شیراز شهر راز، شهر عشق و دلدادگی‌ است. شهری با مردمانی سراسر مهر و عطوفت که گرمای وجودشان قلب ها را به هم گره زده، شهری با پیوندی عمیق از گذشته تاکنون که هنوز در بسیاری از نقاط آن، این سخن تجلی می یابد.

همانند هفته های گذشته که به منظور بررسی و بازدید میدانی به محله های شیراز سر می زدیم، این بار راهی محله ای قدیمی و زیبا در مرکز شهر و در جوار بارگاه حضرت شاهچراغ(ع) شدیم.

سنگ سیاه، محله ای با مساحت تقریبی ۸۰ هکتار، واقع شده در قلب شهر شیراز که گفته می شود با ادغام به محله دروازه کازرون، سنگ سیاه کنونی به وجود آمده است. محله ای که در بسیاری از نقاط آن همچنان بافت قدیمی و کوچه های تنگ و تاریک و سقف های کوتاه آن دیده می شود.

صبح زود با شوق بسیار برای دیدن این محله قدیمی و زیبا راهی سنگ سیاه شدم، حرف های بسیاری از زیبایی ها، قدمت و پیشینه آن در کنار مشکلات بسیارش شنیده بودم اما به قول معروف، شنیدن کی بود مانند دیدن.

به همین منظور از روز قبل با یکی از اهالی محله که آشنایی کامل با قسمت های مختلف و از همه مهم تر مشکلات و معضلات آنجا داشت، هماهنگ کرده تا راهنمای من در این مسیر چند ساعته باشد.

هوای اول صبح کمی سرد بود، نسیمی ملایم و خنک نیز در حال وزیدن که هنگام عبور از روی گونه ها، نوازشی ملایم داشت و لذتی وافر. ما حرکت خود را از آستان امامزاده سیدتاج‌الدین غریب(ع) در ابتدای دروازه کازرون آغاز کردیم، مکانی بسیار مقدس برای اهالی محله که با رنگ های زیبای کاشی کاری هایش و آن گنبد سبز رنگش در آسمان خودنمایی می کند.

چرا سنگ سیاه؟

با عکاس و فیلمبردار و همراهی راهنمایان وارد محله شدیم، در همان ابتدا پرسیدم که چرا سنگ سیاه، علت این نامگذاری چه بوده است؟

به همین منظور راهنما ما را بر سر مزار ابوبشر عمرو بن عثمان ملقب به سیبویه شیرازی از دانشمندان ایرانی و مسلط به صرف و نحو زبان عربی به زمان وفات سال ۲۰۰ هجری قمری برد و توضیحاتی را همراه با چند نفر دیگر از اهالی برایمان ارائه داد.

نصرالله حیدریان، دلیل نامگذاری محله را به نام سنگ سیاه به چند مورد ارتباط داد که از گذشته ها تاکنون نقل شده است. به گفته وی یکی از علل نامگذاری می تواند وجود سنگ خارا به رنگ سیاه در بستر این محله باشد، علت دیگر ذکر شده برای آن وجود سنگ سیاه چهارگوشی است که در محوطه آرامگاه سیبویه قرار دارد، سنگی که در آن ما است و برخی دیگر از مواد را ریخته و از آن برای شفا و تسکین برخی از دردهایشان همچون دل درد و چشم درد استفاده می کردند.

 برخی دیگر نیز قرار گرفتن سنگ سیاه بر روی قبر سیبویه را علت نامگذاری محله به نام سنگ سیاه می دانند. آرامگاه سیبویه در حال حاضر به صورت حصارکشی شده درآمده و شهرداری شیراز مسئول رسیدگی و مراقبت از آن است که البته وضعیت حیاط آن هیچ تعریفی نداشت و ذکر این نکته خالی از لطف نیست که محل اصلی قبر این دانشمند نزدیک دیوار کشیده شده و زیر یک درخت است و مقبره ای که برایش ساخته اند، به گفته اهالی، محل خالی می باشد.

از آنجا که هدف ما گزارش مشکلات مردم محله های شیراز و پیگیری از مسئولین و متولیان برای رفع آن است و فرصت ما در این برنامه چند ساعته محدود، در ادامه مشکلات و کاستی های محل را بازدیدی میدانی داشتیم، هر چند که در ایام کرونا، دلمان بیشتر هوای گشت و گذار در این محله زیبا و مهیج را داشت.

 محله ای که با داشتن اماکنی تاریخی فرهنگی همچون امامزاده بی ‌بی دختران، مسجد ایلخانی، حمام ایلخانی، مسجد مشیر، حسینیه مشیر، بازارچه ارامنه، کلیسای ارامنه، حسینیه کردها، خانه فروغ‌ الملک، خانه سعادت، خانه ضیائیان، بازارچه حاج زینل و بقعه سید تاج ‌الدین غریب دل هر گردشگری را می رباید.

معتادان و موادفروشان؛ مشکل اصلی سنگ سیاه

در پی حرکت در کوچه پس کوچه های سنگ سیاه، مشکل وجود تعداد زیادی معتاد که بسیاری از آنها متجاهر نیز بودند، به وضوح به چشم می خورد.

از دور به نظر میانسال می رسید، حدودا ۴۰ تا ۵۰ ساله اما وقتی نزدیکشان شده و سر صحبت را باز کردم، گفت که تازه ۳۰ ساله شده و چند روز قبل نیز تولدش بوده است 

معتادانی از زن و مرد، دختر و پسر که در شرایط نامساعد کرونایی با گروه های چند نفره آتشی برپا کرده و هر کدام مشغول کاری هستند، چند نفری در حال خوردن صبحانه، چند نفری در حال استعمال مواد و برخی نیز در حال چرت زدن، نزدیک یک گروه رفته و با آنها هم صحبت شدم.

از دور به نظر میانسال می رسید، حدودا ۴۰ تا ۵۰ ساله اما وقتی نزدیکشان شده و سر صحبت را باز کردم، گفت که تازه ۳۰ ساله شده و چند روز قبل نیز تولدش بوده است. 

وی که در حال خوردن صبحانه بود خود را مقصر همه مشکلاتش می دانست و مدام با خود تکرار می کرد: خودم کردم که لعنت بر خودم باد.

دوستش در کنار دست او در حال کشیدن شیشه با پایپ بود. از او پرسیدم صبح زود و کشیدن شیشه؟ آیا صبحانه خورده ای؟ در پاسخ گفت چیزی برای خوردن به عنوان صبحانه ندارم، تنها کمی شیشه از روز قبل برایم مانده، این را می کشم و کمی که سرحال شدم می روم تا با جمع آوری زباله و ضایعات بتوانم پول مواد شبم را درآورم.

وضعیتشان بسیار بد و اسفناک بود، به ناگاه یاد خبرهای شهرداری، نیروی انتظامی و شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر افتادم که چند وقت یک بار خبر از جمع آوری معتادان متجاهر می دهند، خبری که حداقل به صورت کامل نمی توان آن را تایید کرد.

در گوشه دیگری دختری با مانتوی رنگی در جمعی مردانه دیدم، برایم عحیب بود که یک دختر در این محافل چه می کند. به همین منظور جلو رفته و علیرغم ناسزاهایی که از سوی چند نفر همراه وی نصیبم شد، توانستم چند کلامی با آن دختر جوان صحبت کنم. چهره ای زیبا اما نامرتب داشت با لباس هایی رنگارنگ که نشان از سن کمش می‌داد.

دختر جوان، علت حضورش در این مرحله را طلاق پدر و مادرش همچنین ناتوانی مادر برای تامین هزینه های زندگی عنوان کرد

وی علت حضورش به این مرحله و این مکان را طلاق پدر و مادرش همچنین ناتوانی مادر برای تامین هزینه های زندگی عنوان کرد و گفت: هنوز ۲۰ ساله نشدم اما به اندازه همه انسان های دنیا درد و رنج کشیده و از دنیا خسته ام.

این دختر جوان ادامه داد: نزدیک به دو سال است که آواره کوچه و خیابان ها شده و کاری نیست که تا به حال انجام نداده باشم و دیگر از زندگی خسته شده ام، از خدا می‌خواهم هر چه زودتر به زندگی حقیرانه و پر از مشکلات من پایان بدهد چرا که دیگر توانی برایم نمانده است.

حرف هایش نصف و نیمه مانده بود که دست به جیب برده، سیگاری بیرون آورده، آتش زد و دیگر چیزی بر زبان نیاورد و من را با سوالات بسیاری در ذهن به حال خود رها کرد.

در فکر دخترک خوش سیمای کارتن خواب بودم که خود را در میان جمعی از اهالی محله پیدا کردم، راهنمای ما گفت بد نیست که بخشی از مشکلات را از زبان سایر اهالی محل نیز بشنوید.

بانویی چادری که میانسال به نظر می رسید، گفت: اصلی ترین مشکل منطقه ما وجود موادفروشان و دپوی مواد بودن سنگ سیاه است که اگر این مواد فروشان و کسانی که برایشان کار می کردند در این محل نبودند، معتادان نیز همه روزه به اینجا هجوم نمی آوردند.

اصلی‌ترین مشکل منطقه ما وجود موادفروشان و دپوی مواد بودن سنگ سیاه است که اگر موادفروشان در این محل نبودند، معتادان نیز همه روزه به اینجا هجوم نمی آوردند

پیرمردی حرف های بانوی چادری را قطع کرد و توجه ما را به دو نفر که چندین متر آن طرف تر ایستاده بودند، جلب کرد و توضیح داد: بفرمایید، این آدم ها را می بینید، افراد و نگهبانان یکی از مواد فروشان هستند که درصورت بروز هرگونه مشکل و یا خطری، خبر را تلفنی رسانده تا قاچاقچیان و موادفروشان از مامن خود فرار کنند.

وی افزود: شاید باورتان نشود اما کل روز را کشیک می دهند تا در پایان روز یک بسته مواد به اندازه نهایت دو بار مصرفشان را بگیرند.

حسن گفت: بسیاری از مواقع این افراد با اهل محل نیز درگیر شده و گاه شاهد کتک کاری و حضور نیروی انتظامی هستیم.

از دیگر موارد محسوس در سنگ سیاه که البته به گفته اهالی محل نیز تعداد آن بسیار کم شده، وجود خانه های خالی از سکنه می باشد که محلی برای پاتوق معتادان و دکانی برای فروش مواد مخدر می باشد، خانه هایی که سوراخ های روی دیوارها که برای داد و ستد مواد تعبیه شده، هنوز به چشم دیده می شود.

به راستی حضور بیش از ۲۰ موادفروش گردن کلفت و تعداد زیادی معتاد که غالب آنها نیز متجاهر هستند، آن هم در چند قدمی سومین حرم اهل بیت(ع)، درجوار امامزادگان جلیل القدری همچون امامزاده بی ‌بی دختران و سید تاج ‌الدین غریب و مدرسه علمیه محمودیه شیراز چه توجیهی دارد؟ 

اتفاقی که سالهای سال همه آن را مطرح کرده، مسئولین آمده و از نزدیک بررسی کرده اما در عمل اقدام قابل توجهی انجام نشده تا همچنان سنگ سیاه با حضور موادفروشان و معتادان رویش سیاه باشد. رو سیاهی که ضربات شدیدی به فرهنگ شهر زده، کسب و کارهایی را آسیب رسانده و آسیب های اجتماعی دیگری را ایجاد کرده است.

 راهی چند خانه ضایعاتی شدیم تا از نزدیک آنچه اتفاق می‌افتد را ببینیم؛ وارد شده و با کوهی از انواع و اقسام زباله روبرو شدیم که چند نفر معتاد در حال دسته‌بندی آن بودند

وجود تعدادی ضایعاتی غیرقانونی و غیربومی در محله، از دیگر نکات قابل توجه که در برخی نقاط محله بیش از حد در ذوق می زند، تپه هایی از زباله می باشد که اغلب نیز زباله تر هستند و سبب پیچیدن بوی نامطبوع در برخی کوچه های تنگ و باریک این محله شده اند.

به گفته راهنمای ما، از دیگر مشکلات محله سنگ سیاه که علت دوم حضور معتادان در محله است، وجود تعدادی خانه جهت خرید ضایعات از معتادان و آشغال جمع‌کن‌ها می باشد.

این معتادان کیسه های زباله را با خود به سنگ سیاه آورده و در پشت و پناهی کیسه زباله را پاره کرده و موارد قابل فروش را جدا ، مابقی را در همان جا رها می کنند که موجب بوی نامطبوع و حتی بیماری‌هایی نیز می شود.

به گفته وی، اغلب مالکان این خانه ها و این کسب و کار، غیربومی بوده و کار جمع آوری ضایعات در این محله نیز غیرقانونی می باشد.

از سر کنجکاوی راهی چند خانه ضایعاتی شدیم تا از نزدیک آنچه اتفاق می افتد را ببینیم. در خانه روی هم بود و صداهایی از داخل آن می آمد. آهسته وارد شده و با کوهی از انواع و اقسام زباله روبرو شدیم که چند نفر معتاد در حال دسته بندی آن بودند. صحنه ای فجیعی بود، انسان ها در میان زباله ها همراه با تعدادی موش در حال گذران زندگی بودند.

محله سنگ سیاه و معضلاتی که تمامی ندارد

در پی صحبت های ما با اهالی محل و توضیحات راهنما، اتباع بیگانه بسیاری که اغلب نیز دارای هیچ‌گونه مدرک شناسایی نیستند، در این محله ساکن شده اند که در خصوص علت آن، قیمت پایین مسکن در رهن و اجاره را بیان کردند.

اگر گشتی کامل در محله بزنید، انواع و اقسام سگ ها را خواهید، سگ هایی که برخی از آنها قیمتی و گران می باشند و همراه این معتادان جابجا می شوند و گاه مشکلاتی را برای ساکنین سنگ سیاه به وجود می آورند. به گفته یاور محله، مورد داشته اند که در تنها یک شب بیش از ۱۰۰ سگ را از سنگ سیاه جمع آوری کرده اند.

در حالی‌ که تعداد بسیاری در این محله مشغول گذران عمر هستند اما بنا بر گفته ساکنین هیچ مدرسه فعالی در این محله نیست و کودکان و نوجوانان برای تحصیل و مدرسه رفتن باید به محله های دیگر بروند، این در حالی است که ۱۳ مدرسه در بافت تاریخی سنگ سیاه همچون ملاصدرا، نعمت، ایزدی و فرصت شیرازی مستقر بوده که همگی تعطیل شده اند.

پس از گذشت بیش از سه ساعت و نیم سیر و حرکت ما در محله دیدنی و زیبای سنگ سیاه به پایان رسید و در این فرصت محدود توانستیم بخش هایی از این محله بزرگ را از نزدیک مشاهده کرده و مشکلات و معضلات را انتقال دهیم. 

امید است در فرصت های آینده بار دیگر از این محله بازدید کرده و با کاهش مشکلات و معضلات، گزارشی از جاذبه ها و زیبایی های آن را تقدیم مخاطبان نماییم.

گزارش از محمد صادقی

خبرگزاری فارس

انتهای پیام/

نظر دهید

ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نمی شود