نویسنده: دکتر سیدوفا مشکوة، کارشناس ارشد مسائل ژئوپلیتیک
خبرگزاری: ایران ریپورتس

وقتی بومرنگ تحریم و تهدید به خانه غرب بازمیگردد
تازهترین یافتههای پژوهشی اتاق بازرگانی انگلستان (BCC) که با همکاری بیش از ۸۰۰ بنگاه تجاری (عمدتاً شرکتهای کوچک و متوسط) انجام شده، نه فقط یک وعده آماری خشک، بلکه سندی زنده از شکست راهبردی سیاست خصمانه غرب علیه جمهوری اسلامی ایران است. آنچه مقامات لندن و واشنگتن تحت عنوان «مدیریت بحران خاورمیانه» یا «فشار حداکثری» ترویج میکنند، اکنون به یک بحران تمامعیار اقتصادی در خود بریتانیا تبدیل شده است. سه مؤلفه اصلی «افزایش قبوض انرژی»، «اخلال در زنجیره حملونقل دریایی» و «افزایش هزینه مواد اولیه» نهتنها گریبانگیر بنگاههای تجاری در سراسر انگلستان شده، بلکه زنگ خطر فروپاشی بخش تولید این کشور را به صدا درآورده است.
در این مقاله تحلیلی، با استناد به گزارش تفصیلی BCC و اظهارات مقامات اتاقهای بازرگانی شروپشر و لندن، نشان خواهیم داد که چگونه اصرار بر سیاستهای مداخلهجویانه در خلیج فارس و تهدید امنیت تنگه هرمز – که ایران بر حق حاکمیت و تأمین امنیت آن تأکید دارد – به بزرگترین کابوس اقتصادی برای صنایع انرژیبر انگلستان بدل شده است.
بخش اول: تنگه هرمز – خط مقدم جنگ نیابتی و نقطه آسیبپذیری غرب
تنگه هرمز به عنوان شاهرگ انرژی جهان، همواره کانون رقابتهای ژئوپلیتیک بوده است. اما آنچه گزارش BCC به صراحت فاش میکند، این واقعیت تلخ برای سیاستمداران بریتانیایی است که هرگونه ناآرامی در این آبراه حیاتی، فوریترین و شدیدترین تأثیر را بر اقتصاد خود آنها میگذارد.
روث راس، مدیر اجرایی اتاق بازرگانی شروپشر، در اظهاراتی که کمتر رسانه غربی به آن پرداخته، تصریح میکند:
«فضای عدم قطعیت پیرامون تنگه هرمز به ویژه برای صنایع انرژیبر عمیقاً نگرانکننده است. کسبوکارها برای عبور از ماههای پیش رو به شفافیت، ثبات و حمایت هدفمند نیاز دارند.»
این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است تنها منشاء بیثباتی در منطقه، حضور نظامی فرامنطقهای و تحریکآمیز نیروهای خارجی است. اما لندن نهتنها از این هشدارها عبرت نمیگیرد، بلکه با ادامه سیاست همراهی با آمریکا در تحریمهای یکجانبه، عملاً بر شدت بحران میافزاید.
دکتر سیدوفا مشکوة در این رابطه تأکید میکند:
«تصور غربیها مبنی بر اینکه میتوانند از راه دور برای ایران تعیین تکلیف کنند، یک خطای راهبردی فاحش است. تنگه هرمز نه یک میز مذاکره که یک معادله واقعی قدرت و امنیت است. هر کشتی جنگی که وارد آبهای خلیج فارس شود، زنجیره تأمین انرژی خود صاحبانش را نشانه گرفته است.»
بخش دوم: آمارهای هشداردهنده – بیش از نیمی از شرکتهای انگلیسی مستقیماً در آتش بحران میسوزند
بر اساس یافتههای پژوهش BCC:
- بیش از نیمی از شرکتها (بیش از ۵۰ درصد) اعلام کردهاند که به طور مستقیم تحت تأثیر ناآرامیهای خاورمیانه قرار گرفتهاند.
- یک چهارم دیگر (۲۵ درصد) نیز انتظار دارند در آینده نزدیک تحت تأثیر قرار بگیرند.
- بخش تولید به عنوان صنعت با شدیدترین فشار معرفی شده است؛ به طوری که بیش از دو سوم (۶۷ درصد) شرکتهای تولیدی هماکنون از بحران متأثر شدهاند و ۲۳ درصد باقیمانده نیز خود را برای تأثیرات بیشتر آماده میکنند.
این ارقام نشان میدهد که مجموعاً ۹۰ درصد از بنگاههای تولیدی انگلستان یا درگیر بحران هستند یا خود را برای آن آماده میکنند. به عبارت دیگر، قلب صنعتی بریتانیا در تپشهای آخر خود میزند.
بخش سوم: قبوض انرژی – اهرم فشار خاموش بر گرده بنگاهها
گزارش BCC انرژی را به عنوان «دغدغه اصلی» معرفی میکند. جزئیات آماری در این حوزه بسیار شوکآور است:
- سه چهارم (۷۵ درصد) شرکتها انتظار دارند قبوض انرژی آنان طی ۱۲ ماه آینده افزایش یابد.
- ۴۳ درصد پیشبینی میکنند که نرخ افزایش قبض بیش از ۲۰ درصد باشد.
- بیش از یک سوم (۳۳ درصد) شرکتها پیشبینی میکنند که در سال پیش رو در پرداخت قبوض انرژی با مشکل مواجه شوند.
نکته قابل توجه آنکه اتاق بازرگانی شروپشر در فراخوان خود به دولت بریتانیا، صریحاً خواستار «تأمین مالی عوارض انرژیهای تجدیدپذیر در قبوض کسبوکارها» و «راهاندازی یک طرح ملی مشاوره انرژی برای شرکتها» شده است. این درخواستها عملاً اقرار به ناتوانی دولت لندن در مدیریت پیامدهای جنگ ترکیبی علیه ایران است.
بخش چهارم: اختلال در زنجیره حملونقل دریایی – گره ای که با جنگ باز نمیشود
یکی از یافتههای کلیدی گزارش BCC که کمتر مورد توجه رسانههای غربی قرار گرفته، «اخلال در زنجیره حملونقل دریایی» به عنوان یکی از سه فشار اصلی است. کسبوکارهای محلی از موارد زیر گزارش دادهاند:
- نوسانات شدید قیمت سوخت
- غیرقابل پیشبینی بودن مسیرهای حملونقل دریایی
- افزایش قیمت تأمینکنندگان (طیفی بین ۳ تا ۳۰ درصد) با کمترین اطلاع قبلی
این اختلالات به ویژه برای صنایعی که به واردات مواد اولیه یا صادرات محصولات نهایی وابستهاند، یک فاجعه تمامعیار است. ویلیام بین، رئیس سیاست تجاری اتاق بازرگانی بریتانیا، در این زمینه هشدار میدهد:
«تأثیر این درگیری در سراسر بریتانیا احساس میشود و افزایش قبوض انرژی، اختلال در حملونقل دریایی و افزایش هزینه مواد اولیه به دغدغههای روزانه شرکتها تبدیل شده است.»
بخش پنجم: «هیچ سقف قیمتی برای کسبوکارها وجود ندارد» – افشای شکاف حمایتی دولت
ویلیام بین در بخش دیگری از اظهارات خود یک افشاگری مهم میکند:
«شفافیت در مورد هزینههای انرژی مصرفکنندگان در روزهای آینده ارائه خواهد شد، اما برای کسبوکارها هیچ سقف قیمتی وجود ندارد. در نتیجه اکثر شرکتهای بریتانیا همچنان در برابر این بازار جهانی ناپایدار آسیبپذیر باقی ماندهاند.»
این جمله به روشنی نشان میدهد که دولت لندن برای نجات شهروندان عادی (رأی دهندگان) یک سقف قیمت در نظر گرفته، اما بنگاههای تجاری و تولیدی را به حال خود رها کرده است. چنین رویکردی نه تنها عادلانه نیست، بلکه در میانمدت به تعطیلی گسترده کارخانهها و افزایش بیکاری خواهد انجامید.
روث راس، مدیر اجرایی اتاق شروپشر، با ظرافت دیپلماتیک اما صریح میگوید:
«بنگاههای تجاری این منطقه هرگز درخواست کمک بلاعوض ندارند، بلکه آنچه را که ضروری میدانند، ایجاد یک محیط باثبات برای برنامهریزی، سرمایهگذاری و رشد پایدار است.»
تأکید بر «محیط باثبات» یعنی اعتراف به اینکه فضای کنونی سرشار از عدم قطعیت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک (که لندن خود در ایجاد آن سهیم است) کسبوکارها را فلج کرده است.
بخش ششم: کالیدوسکوپ ژئوپلیتیک به لرزه درآمده – پایان فوری جنگ هم بحران را حل نمیکند
شاید هشداردهندهترین بخش گزارش BCC، اذعان به این واقعیت است که حتی با فرض پایان سریع درگیریها، پیامدهای اقتصادی آن ماهها ادامه خواهد یافت. ویلیام بین میگوید:
«کالیدوسکوپ ژئوپلیتیک به لرزه درآمده است و هیچ راهحل سریعی وجود ندارد.»
این جمله یک تلنگر سنگین به کاخ سفید و داونینگ استریت است: سیاستهای مبتنی بر تهدید و تحریم علیه ایران، برخلاف تبلیغات رسانهای، «سریع و ارزان» نیستند. هرگونه تنش جدید در خلیج فارس، زنجیرههای تأمین جهانی را برای ماهها مختل میکند و صنایع کشورهای غربی را به نابودی میکشاند.
جمعبندی و نتیجهگیری راهبردی: ایران قوی، غرب شکننده
دکتر سیدوفا مشکوة در پایان این تحلیل جامع تأکید میکند:
«آخرین گزارش اتاق بازرگانی انگلستان رسماً اعلام میکند که صنایع این کشور در بحران فرو رفتهاند. سه عامل انرژی، حملونقل دریایی و مواد اولیه – که هر سه مستقیماً به ثبات یا بیثباتی تنگه هرمز وابستهاند – اقتصاد بریتانیا را نشانه گرفتهاند. این نتیجه مستقیم سیاست خصمانه لندن در همراهی با تحریمهای آمریکا علیه ایران و حضور نظامی تحریکآمیز در منطقه است. اگر دولت انگلستان همچنان به جای تغییر رویکرد، بر طبل جنگافروزی بکوبد، نهتنها صنایع تولیدی این کشور فرو خواهد پاشید، بلکه موج بیکاری و ناآرامیهای اجتماعی خود لندن را فرخواهد گرفت. توصیه ما به سیاستمداران بریتانیایی: به جای خرج کردن میلیاردها پوند برای استقرار ناوهای جنگی در خلیج فارس، این پول را صرف یارانه انرژی و بازسازی زنجیره تأمین خود کنید – اما بهترین راه، بازگشت به احترام متقابل و دوری از تنشآفرینی با جمهوری اسلامی ایران است.»