برادر سخت دلتنگم

شهید رسول رنجبر چهاردهم شهریور ۱۳۶۵ در منطقه حاج عمران به درجه رفیع شهادت رسید و امروز سی وچهارمین سالروز شهادت این شهید بزرگوار می باشد.


ایران ریپورتس// دلم به شدت بهانه او را گرفته است ! اما نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم ؟! ازغرق شدن خود در جیفه بی ارزش دنیای خاکی بنگارم ؟! یا از نامردمی ها و پشت کردن ها به انقلاب و ارزشهای ناب و خالص اسلامی و انقلابی که شهدای گرانقدرمان خون پاکشان را نثار آن کرده اند بنویسم ؟!  کم کم به دست مرده دلان غصب می شود باغی که در تصرف گلهای پر پر است.
برادرم ! می خواهم امروز که سالگشت عروج و پرواز عاشقانه ات به سوی محبوب است ، با تو کمی درد دل کنم و خود را از این کوله بار درد و غم و غربتی که مرا در آغوش گرفته است کمی سبک کنم .
برادر دلاورم ! همرزمان تو آنقدر از دلاوری تو گفتند که ما جمله حیران از این همه تواضع و فروتنی ات که تو چه دلاورمردی بودی و ما خبر نداشتیم وقدرت را ندانستیم و هم اکنون نیز قدر تو و امثال تو و خونبهای تو را نمی دانیم که در قبال چه چیزهایی خون پاک خود را نثار کردید و  امروز ما در قبال خون پاکتان چه می کنیم؟! 
برادرم! کجایی که ببینی امروز ، عافیت طلبان دنیا دوست چگونه به نام شما شهیدان ، اموال بیت المال را به تاراج برده و همرزمان سابق شما را به کویر دلشان تبعید کرده اند ؟! کجایی که ببینی از کاسه سر هایتان چه برجها و کاخهایی که ساخته نشده است ؟! کجایی که ببینی میلیاردها ریال از ثروت این مرز وبوم که شما خون سرخ و زلالتان را پای آن ریختید چگونه از این کشور خارج می شود و در سویی دیگر کوخ نشینان مستضعف که به تعبیر امام(ره) ـ که اورا از جان نیز بیشتر دوست می داشتی ـ ولی نعمتان این مرز وبوم هستند ، چگونه شرافتشان را به حراج گذاشته و دخترکان معصوم از پی لقمه ای نان چگونه در کوچه و خیابانهای شهرحیران و سرگردانند ؟! دیگر برای پدرش رمقی نمانده است که غیرتش به جوش آید …. 
آه !! چه بگویم برادرم که خود بهتر می دانی و از پس آن پرده های غیب همه چیز را نیک می بینی و نیک می دانی !

نظر دهید

ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نمی شود