چین و طلای جهانی: واردات بی‌سابقه، معماری نوین مالی و پیام‌های راهبردی برای ایران

به قلم دکتر سیدوفا مشکوة، سردبیر ارشد اقتصادی ایران ریپورتس


در حالی که نظام مالی بین‌المللی در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ پس از جنگ سرد به سر می‌برد، چین با واردات بی‌سابقه طلا و توسعه زیرساخت‌های مالی مبتنی بر فلز زرد، در حال بازتعریف جایگاه خود در اقتصاد جهانی است. داده‌های گمرکی این کشور نشان می‌دهد که پکن در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۰۰۰ تن طلا به ارزش تقریبی ۱۵۰ میلیارد دلار—و بر اساس برآوردهای دقیق‌تر تا ۱۵۸.۸ میلیارد دلار—وارد کرده است؛ رقمی که از کل واردات سال ۲۰۲۵ یعنی ۸۸۶ تن به ارزش ۹۶.۵ میلیارد دلار فراتر رفته و سریع‌ترین روند ثبت‌شده در تاریخ داده‌های گمرکی چین محسوب می‌شود.

این جهش کم‌سابقه را نمی‌توان صرفاً یک واکنش بازار به نوسانات قیمت طلا دانست. آنچه در چین رخ می‌دهد، ترکیبی از راهبرد بانک مرکزی، تغییر رفتار خانوارها و طراحی زیرساخت‌های مالی فرامرزی است که هدف آن، کاهش وابستگی به نظام دلاری و افزایش وزن ژئواقتصادی یوان است. به بیان دقیق‌تر، چین در خلأ جهانی، طلا را نه فقط به عنوان پناهگاه دارایی، بلکه به عنوان لنگرگاه جدید اعتبار پولی خود برمی‌گزیند.

دو موتور محرک: بانک مرکزی و خانوارها

برخلاف تصور رایج، بانک خلق چین تنها بخشی از این واردات عظیم را به خود اختصاص داده است. بر اساس داده‌های شورای جهانی طلا، بانک مرکزی چین در این دوره حدود ۸۰ تن به ذخایر رسمی خود افزوده و مجموع ذخایر طلای آن را به حدود ۲۳۸۷ تن رسانده است. این بیست‌ودومین ماه متوالی افزایش ذخایر طلای چین است؛ روندی که نشان‌دهنده عزم پکن برای تقویت پشتوانه ارزی و کاهش اتکا به دارایی‌های دلاری است.

اما موتور اصلی این جهش، تقاضای گسترده مردمی است. صندوق‌های سرمایه‌گذاری قابل معامله طلا در چین تنها در ماه اوت حدود ۱۱ تن افزایش یافتند و موجودی کل آن‌ها به حدود ۲۹۳ تن رسید. کارشناسان معتقدند این روند از تغییر ساختاری در استراتژی حفظ ثروت خانوارهای چینی حکایت می‌کند. یک مدیر دارایی در شرکت زیرمجموعه Zijin Mining در این باره می‌گوید: «هم بانک مرکزی و هم سرمایه‌گذاران خرد در حال متنوع‌سازی ذخایر و پس‌اندازهای خود هستند. این یک معامله کوتاه‌مدت نیست، بلکه بازآرایی ساختاری دارایی‌ها طی چند سال است.»

چرا طلا؟ سه نیروی پیشران

در پس این خرید عظیم، سه نیروی اصلی قابل شناسایی است:

نخست، ژئوپلیتیک و تنوع دارایی. در شرایطی که تنش‌های بین‌المللی افزایش یافته و بازدهی بازارهای سهام و اوراق قرضه چین مطلوب نیست، طلا به عنوان دارایی بدون ریسک طرف مقابل، به گزینه نخست بانک مرکزی و خانوارها تبدیل شده است. چین همزمان دارایی‌های خود در اوراق خزانه آمریکا را به پایین‌ترین سطح چند سال اخیر رسانده و سرمایه را به سمت طلا هدایت کرده است.

دوم، لنگرگاه یوان. پکن به دنبال آن است که با اتصال یوان به طلا، قابلیت تبدیل‌پذیری و جذابیت این ارز را در تجارت بین‌الملل افزایش دهد. این همان راهبردی است که مؤسسه S&P Global Ratings در گزارش اوت ۲۰۲۶ آن را «شبکه جهانی طلا» نامیده و هدف آن را کاهش وابستگی به نظام دلاری توصیف کرده است.

سوم، آربیتراژ و عامل ارز. تقاضای داخلی قوی باعث شده قیمت طلا در چین به طور مستمر از قیمت‌های بین‌المللی بالاتر باشد و فضای سودجویانه برای تجار ایجاد شود. همزمان، ثبات نسبی یوان هزینه واردات را کاهش داده و این چرخه را تشدید کرده است.

زیرساخت‌سازی برای یوان: از شانگهای تا هنگ‌کنگ

چین همزمان با افزایش واردات، در حال ساخت زیرساخت‌هایی است که طلا را به موتور محرک بین‌المللی‌سازی یوان تبدیل کند. در ژوئن ۲۰۲۵، بورس طلای شانگهای نخستین انبار تحویل طلای فراساحلی خود را در هنگ‌کنگ راه‌اندازی کرد و قراردادهای معاملاتی طلا با تسویه به یوان را معرفی نمود. این اقدام، امکان تحویل فیزیکی طلای یوانی در خارج از خاک چین را برای نخستین بار فراهم کرده است.

تحلیلگران مؤسسه S&P Global Ratings در گزارش اوت ۲۰۲۶ اعلام کردند که چین در حال ساخت یک «شبکه جهانی طلا» است که هدف آن، اتصال یوان به طلا و افزایش قابلیت تبدیل‌پذیری این ارز در تجارت بین‌الملل است. به گفته یک مقام ارشد این مؤسسه، «اگر با یوان تجارت می‌کنید، همیشه با این پرسش مواجهید که چگونه از این یوان استفاده کنید. اما اگر یوان قابل تبدیل به طلا باشد، وضعیت می‌تواند متفاوت باشد.»

در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز سیستم تسویه و پایاپای مرکزی طلای هنگ‌کنگ با کد قیمتی «HAU» معروف به «طلای هنگ‌کنگ» وارد مرحله آزمایشی شد. این سیستم که با مشارکت ۴۱ نهاد مالی آغاز به کار کرد، جایگاه جدیدی برای آسیا در قیمت‌گذاری جهانی طلا ایجاد می‌کند.

همسویی جهانی: موج فراگیر «زدایش دلار»

اقدام چین در خلأ رخ نمی‌دهد. نظرسنجی شورای جهانی طلا در ژوئن ۲۰۲۶ نشان داد که ۴۵ درصد از بانک‌های مرکزی جهان قصد دارند در ۱۲ ماه آینده ذخایر طلای خود را افزایش دهند؛ بالاترین رقم از آغاز این نظرسنجی در سال ۲۰۱۸. همچنین ۷۴ درصد از پاسخ‌دهندگان پیش‌بینی کردند که سهم دلار از ذخایر جهانی طی پنج سال آینده کاهش خواهد یافت.

در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، بانک‌های مرکزی جهان ۲۸۹ تن طلا خریداری کردند که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۶۲ درصد رشد نشان می‌دهد. این همسویی جهانی، زمینه‌ای فراهم کرده که کارشناسان آن را «بازآرایی استراتژیک» نظام مالی بین‌المللی می‌نامند.

در همین چارچوب، حرکت جهانی به سمت انتقال ذخایر طلا از نیویورک و لندن به داخل کشورها نیز تشدید شده است. بانک مرکزی هلند در فاصله مارس تا اوت ۲۰۲۶ حدود ۸۶ تن از ذخایر خود را از نیویورک به لندن منتقل کرد. فرانسه نیز پیش‌تر ۱۲۹ تن طلای خود را که در آمریکا نگهداری می‌شد، به طور کامل خارج کرده بود. این روند نشان‌دهنده کاهش اعتماد به ترتیبات امنیتی و مالی تحت رهبری واشنگتن است.

پیامدها برای ایران: درس‌هایی از شرق

برای جمهوری اسلامی ایران که خود با بحران‌های ارزی و تحریم‌های مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند، این تحولات حاوی درس‌های راهبردی است. در حالی که ریال ایران در بازار آزاد از مرز ۲.۵ میلیون تومان به ازای هر دلار عبور کرده و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۹ درصد رسیده است، شهروندان ایرانی نیز همچون شهروندان چینی به طلا، ارز و سهام به عنوان پناهگاه روی آورده‌اند.

تجربه چین نشان می‌دهد که اتکا به طلا به عنوان پشتوانه ارزی، نه یک واکنش تدافعی صرف، بلکه می‌تواند بخشی از یک استراتژی بلندمدت برای کاهش وابستگی به نظام دلاری باشد. ساخت زیرساخت‌های تسویه و تحویل طلا به ارز ملی، مسیری است که می‌تواند در بلندمدت قدرت چانه‌زنی اقتصادی را افزایش دهد. تهران نیز می‌تواند در چارچوب سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، به جای تمرکز صرف بر کنترل بازار ارز، به طراحی سازوکارهای نهادی برای پیوند تجارت خارجی با طلا و ارزهای منطقه‌ای بیندیشد.

نگاه به آینده

با توجه به تداوم تنش‌های ژئوپلیتیک و عدم قطعیت در بازارهای مالی جهانی، انتظار می‌رود روند خرید طلا توسط چین ادامه یابد. کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که نقش چین در بازار جهانی طلا از یک «مصرف‌کننده بزرگ» به «تعیین‌کننده قیمت» تغییر کند. در این میان، موفقیت یا ناکامی مدل چینی «اتصال یوان به طلا» می‌تواند الگویی برای سایر اقتصادهای نوظهور باشد که به دنبال مسیری مستقل از نظام مالی تحت سلطه دلار هستند.

جمع‌بندی

واردات بی‌سابقه طلا توسط چین در سال ۲۰۲۶، صرفاً یک رکورد تجاری نیست؛ نشانه‌ای از تغییر عمیق در معماری مالی جهان است. پکن با تکیه بر سه‌گانه «بانک مرکزی، خانوار، زیرساخت فرامرزی» در حال تبدیل طلا به ابزار راهبردی برای تقویت یوان و کاهش نفوذ دلار است. این مسیر، اگرچه هنوز در میانه راه قرار دارد، اما می‌تواند در دهه پیش رو، معادلات قدرت اقتصادی جهانی را بازآرایی کند. برای ایران و دیگر اقتصادهای تحت فشار، درس اصلی روشن است: طلا می‌تواند از یک دارایی پناهگاهی به یک ابزار سیاست‌گذاری کلان ارتقا یابد—به شرط آنکه با زیرساخت، نهاد و راهبرد بلندمدت همراه شود.

پایان گزارش / ایران ریپورتس

Leave a Reply

Your email address will not be published.