سه سناریوی آینده جنگ؛ لزوم تغییر جدی الگوی رفتاری ایران در صورت شروع مجدد فاز نظامی

سه سناریو برای آینده‌ جنگ


به گزارش ایران ریپورتس، دکتر مهدیه شادمانی، تحلیلگر مسائل راهبردی، در یادداشتی اختصاصی با بررسی وضعیت آتش‌بس شکننده میان ایران و آمریکا نوشت:
 اگرچه نمی‌توان با قطعیت پیش‌بینی کرد که چه سرنوشتی در انتظار این آتش‌بس است، اما آنچه به نظر می‌رسد این است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به این سادگی پرونده ایران را رها نخواهد کرد. در این چارچوب، می‌توان سه سناریوی اصلی را برای آینده بحران متصور شد.


▫️ سناریوی نخست: دستیابی به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز و تعلیق بلندمدت برنامه هسته‌ای ایران

در این سناریو، طرفین به این جمع‌بندی می‌رسند که ادامه تنش می‌تواند هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی برای همه بازیگران ایجاد کند. بدین ترتیب، مسیر دیپلماسی برای پایان دادن به بحران انتخاب می‌شود.
هدف آمریکا در این وضعیت، تضمین امنیت عبور و مرور انرژی و مهار بلندمدت برنامه هسته‌ای ایران است. در مقابل، ایران تلاش می‌کند بخشی از فشارهای اقتصادی و امنیتی را کاهش دهد.

➖ اما این سناریو با موانع جدی مواجه است. خواسته‌های دولت ترامپ عملاً در تعارض مستقیم با اهداف راهبردی ایران قرار دارد. ایران به دنبال تثبیت نظم جدید در تنگه هرمز و حفظ حقوق هسته‌ای خود است، در حالی که آمریکا خواهان مختومه‌سازی برنامه هسته‌ای ایران و بازگرداندن تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ است. مذاکرات یک ماه اخیر نیز نشان داده که هنوز امکان دستیابی به یک توافق «برد – برد» فراهم نشده و شکاف میان دو طرف همچنان عمیق است. از این رو، احتمال تحقق این سناریو در مقطع فعلی پایین ارزیابی می‌شود.


▫️ سناریوی دوم: حفظ وضعیت موجود و تداوم تقابل کنترل‌شده

در این وضعیت، آمریکا تلاش می‌کند با بازگرداندن عملیات موسوم به «آزادی دریانوردی»، محاصره دریایی را تشدید کرده و امنیت تردد کشتی‌ها را برای عبور از تنگه هرمز تضمین کند. در مرحله قبلی، آمریکا توانست ناوهای جنگی خود را وارد تنگه هرمز کرده و دو کشتی تجاری را از منطقه خارج کند.

اما این روند، احتمال درگیری مستقیم دریایی میان دو طرف را افزایش می‌دهد؛ زیرا از یک سو استمرار انسداد تنگه هرمز برای آمریکا غیرقابل پذیرش است و از سوی دیگر برای ایران ادامه محاصره به معنای مرگ تدریجی محسوب می‌شود.
ایران بدون آمادگی قبلی برای ذخیره‌سازی نفت و فرآورده‌ها وارد محاصره شد و به همین دلیل اکنون مجبور به کاهش قابل توجه در تولید نفت شده است. هزینه‌ها و عدم‌النفع صادرات و واردات ایران در این دوره محاصره، کمتر از هزینه حمله مستقیم به زیرساخت‌ها نبوده است.

➖ اگر ایران به این جمع‌بندی برسد که باید اراده خود را برای رفع محاصره به صورت عملی نشان دهد، امکان هدف قرار دادن ناوهای نظامی یا حتی کشتی‌های تجاری وجود خواهد داشت. مهم آنکه چنین حملاتی الزاماً نباید در داخل خلیج فارس یا تنگه هرمز انجام شود؛ بلکه حتی پس از پایان اسکورت دریایی و در محدوده خارج از تنگه نیز می‌توان کشتی‌ها را هدف قرار داد تا اصل منطق عملیات آمریکا زیر سؤال برود.
حفظ وضعیت موجود اگرچه از جنگ گسترده جلوگیری می‌کند، اما این وضعیت برای ایران آینده خوبی ندارد و در عین حال آمریکا را هم به نتیجه مورد انتظار نمی‌رساند.


▫️ سناریوی سوم: بازگشت به درگیری گسترده

به نظر می‌رسد با توجه به مواضع اخیر ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، این سناریو نسبت به دو گزینه دیگر احتمال بیشتری داشته باشد.
در این وضعیت، آمریکا و رژیم صهیونیستی به این نتیجه می‌رسند که بن‌بست دیپلماتیک و ناکامی در تغییر رفتار ایران تنها از طریق فشار نظامی قابل جبران است. جنگ احتمالی جدید برخلاف جنگ‌های فرسایشی گذشته، احتمالاً کوتاه‌مدت اما بسیار شدید خواهد بود و تمرکز اصلی آن بر وارد کردن ضربات راهبردی در زمان محدود قرار می‌گیرد.

♦️ عملیات نظامی در این مرحله سه هدف عمده را دنبال می‌کند:

  1. افزایش فشار نظامی و اقتصادی برای وادار کردن ایران به پذیرش شرایط تحمیلی؛ به‌ویژه از طریق ضربه به زیرساخت‌های نفتی و شبکه فروش نفت.
  2. هدف قرار دادن همزمان قابلیت‌های نظامی، هسته‌ای و اقتصادی به شکلی که ایران در عمل به یک دولت فرومانده و مستعد فروپاشی از درون تبدیل شود.
  3. تحقق اهداف راهبردی مانند بازگشایی کامل تنگه هرمز و از میان بردن ظرفیت هسته‌ای ایران از طریق عملیات مستقیم نظامی؛ چه به صورت ربایش مواد هسته‌ای و چه انهدام تأسیسات هسته‌ای اصفهان.

Leave a Reply

Your email address will not be published.