سردبیر ارشد اقتصادی: دکتر سیدوفا مشکوة

محاصره دریایی همهجانبه ایالات متحده علیه بنادر و سواحل ایران که از فروردینماه سال جاری و در پی شکست مذاکرات هستهای کلید خورد، جدیترین آزمون تاریخی برای تابآوری اقتصادی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. این محاصره که صادرات نفت را با اختلالی بیسابقه مواجه کرده و راه ورود ارز خارجی را به شدت محدود ساخته است، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» را از یک چارچوب نظری و شعاری راهبردی، به یک ضرورت عملیاتی و عینی برای بقای اقتصادی کشور تبدیل کرده است. در این گزارش تحلیلی، راهکارهای کلیدی ایران برای عبور از این محاصره و احیای اقتصاد مقاومتی مورد بررسی قرار میگیرد.
الف) تغییر محور لجستیک از مسیرهای دریایی به زمینی
با مسدود شدن عملاً مسیرهای جنوبی، محور لجستیک صادرات و واردات کشور به سرعت به سمت مرزهای زمینی تغییر جهت داد. بر اساس برخی گزارشها، صف چندین هزار کامیون در مهمترین مرز ارتباطی ایران با ترکیه و اروپا شکل گرفته که اگرچه هزینههای سنگینی را بر اقتصاد کشور تحمیل میکند، اما نشاندهنده انعطافپذیری بالای شبکه لجستیکی ایران در مواجهه با بحران است. این تغییر مسیر، هرچند پرهزینه، توانست بخشی از فشار وارده بر زنجیره تأمین را جبران کند.
ب) بهرهگیری از ناوگان سایه (Shadow Fleet) و مکانیسمهای پنهان
یکی از مؤثرترین ابزارهای تهران برای خنثیسازی محاصره، استفاده از «ناوگان سایه» است. تجارت نفتکشهای این ناوگان نشان میدهد که تحریمهای آمریکا نتوانسته است اقتصاد ایران را به طور کامل خفه کند؛ بلکه تهران را به توسعه مکانیسمهای پیچیده و کارآمد برای دورزدن تحریمها وادار ساخته است. انتقالهای مخفیانه محمولههای نفتی در دریا، با هدف پنهانسازی منشأ محموله، یکی از تاکتیکهای رایج در این زمینه به شمار میرود که نقش کلیدی در تداوم جریان صادرات نفت ایفا کرده است.
ج) اسکورت نظامی و سیاست بازدارندگی فعال
ستاد کل نیروهای مسلح و نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با اعلام آمادگی برای اسکورت مسلحانه مستقیم کشتیهای تجاری ایرانی، پیامی روشن به نیروهای مهاجم مخابره کردند. همزمان، سیاست «مقابله به مثل» بهعنوان راهکاری بازدارنده در دستور کار قرار گرفت. در سطحی راهبردیتر، طرح بستن تنگه هرمز که پیشتر و تحت هدایت مستقیم رهبر فقید انقلاب تدوین شده بود، بهعنوان یک اهرم فشار قدرتمند در برابر محاصره دریایی به کار گرفته شد تا توازن قوا را در منطقه به نفع تهران برقرار سازد.
د) احیای ظرفیتهای خاموش و خلاقیت در ذخیرهسازی
با افزایش چشمگیر ذخایر نفت در داخل کشور و کاهش ظرفیت مخازن موجود، ایران به احیای سایتهای متروکه و استفاده از کانتینرهای دستساز برای ذخیرهسازی روی آورد. این اقدام هوشمندانه که نشاندهنده خلاقیت در بهرهبرداری از ظرفیتهای خاموش و دور از دید نظارتهای بینالمللی است، توانست بخشی از مشکل مازاد عرضه نفت را مدیریت کرده و از ایجاد اختلال بیشتر در چرخه تولید جلوگیری نماید.
هـ) مبادلات پایاپای و قاچاق منطقهای
علاوه بر صادرات نفت در مقیاس کلان، ایران به طور گستردهای به مبادلات پایاپای (Barter) و قاچاق منطقهای روی آورده است تا از این رهگذر، ارز خارجی مورد نیاز خود را تأمین کند. این مکانیسمها اگرچه غیررسمی و پرهزینه هستند، اما در شرایط محاصره کامل، نقش حیاتی در تأمین نیازهای ارزی کشور و ادامه حیات اقتصادی ایفا میکنند.
اقتصاد مقاومتی در بوته آزمایش؛ دستاوردها و هزینهها
محاصره دریایی، اقتصاد مقاومتی ایران را از یک چارچوب نظری به یک آزمایشگاه عملیاتی تبدیل کرد. با وجود تمام فشارها، تحلیلگران بینالمللی معتقدند که اقتصاد ایران در برابر کاهش درآمدهای نفتی ناشی از محاصره، از تابآوری قابلتوجهی برخوردار بوده و توانسته است از فروپاشی کامل جلوگیری کند.
با این حال، این مقاومت بیهزینه نبوده است. کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که هزینههای سنگین محاصره، به ویژه بر دوش طبقه متوسط و اقشار آسیبپذیر جامعه، تأثیراتی جبرانناپذیر بر جای گذاشته است. فساد سیستماتیک، بیکفایتی در برخی مدیریتها و فشارهای خارجی، سه عامل مهم در عدم تحقق کامل اهداف والای اقتصاد مقاومتی دانسته شدهاند و ضرورت بازنگری در استراتژیهای کلان را بیش از پیش آشکار ساختهاند.
جمعبندی
محاصره دریایی، اقتصاد ایران را به چالش کشید اما نتوانست آن را از پای درآورد. ترکیب مسیرهای زمینی جایگزین، ناوگان سایه، اسکورت نظامی، احیای ظرفیتهای متروکه و مبادلات پایاپای، مجموعهای از راهکارهای عملیاتی را شکل داد که در چارچوب اقتصاد مقاومتی معنا مییابند. با این حال، هزینههای انسانی و اقتصادی این راهکارها، ضرورت حرکت به سمت اقتصادی با اتکای کمتر به درآمدهای نفتی و وابستگی بیشتر به تولید داخلی و دانشبنیان را به عنوان یک الزام اجتنابناپذیر برای آینده کشور مطرح میسازد.