تک‌نرخی شدن ارز: آرزویی برای اصلاح ساختاری یا تهدیدی برای معیشت خانوار ایرانی؟

به قلم : دکتر سیدوفا مشکوة

​​

تک‌نرخی شدن ارز در ایران یک سیاست دووجهی است که همزمان هم یک اصلاح ساختاری ضروری برای اقتصاد محسوب می‌شود و هم در کوتاه‌مدت تهدیدی جدی برای معیشت، به ویژه دهک‌های کم‌درآمد، ایجاد می‌کند.

این سیاست با حذف نرخ‌های متعدد (مانند ارز ترجیحی ۲۸,۵۰۰ تومانی و نرخ تالار دوم) و حرکت به سمت یک نرخ واحد (در حال حاضر حدود ۱۳۲,۵۰۰ تومان برای اسکناس) در حال اجراست.

مقایسه وضعیت قبل و بعد از تک‌نرخی شدن

جنبه کلیدیوضعیت قبل (چندنرخی)وضعیت پس از تک‌نرخیتأثیر اصلی بر خانوار
نرخ ارز برای نهاده‌های دامیترجیحی(۲۸,۵۰۰ تومان)حذف شده(تنها برای گندم و دارو باقی مانده)افزایش هزینه تولید گوشت، مرغ، لبنیات
هزینه دولت و کاراییهزینه سنگین و ایجاد رانت (۹.۲ میلیارد دلار در ۱۴۰۴)کاهش بار مالی و رانتانتقال یارانه به مصرف‌کنندههدف: توزیع عادلانه‌تر یارانه
شفافیت و فسادزمینه‌ساز فساد گسترده و تخصیص ناعادلانهافزایش شفافیت قیمت‌ها و هزینه تولیدکاهش رانت‌خواری در بلندمدت
ثبات و برنامه‌ریزیبی ثباتی و ریسک بالا برای سرمایه‌گذاریایجاد افق روشن‌تر برای برنامه‌ریزی بنگاه‌هاکاهش نوسانات آتی بازار
قدرت خرید (کوتاه‌مدت)تورم بالا علی‌رغم یارانه پنهان (تورم خوراکی‌ها ۶۵٪+)خطر شوک تورمی و کاهش قدرت خریدفشار فوری بر سبد مصرفی

تحلیل دوگانه: اصلاح ساختاری در برابر تهدید معیشتی

۱. دیدگاه اصلاح ساختاری:
تک‌نرخی شدن ارز یک اصلاح ضروری و اجتناب‌ناپذیر برای رفع کاستی‌های ساختاری است. نظام چندنرخی سال‌هاست به منبع اصلی فساد، رانت‌خواری و ناکارآمدی تخصیص منابع تبدیل شده است. شواهد نشان می‌دهد یارانه عظیم ارزی (بیش از ۲۶۳ هزار میلیارد تومان تنها در ۹ ماهه ۱۴۰۴) هرگز به‌طور کامل به مصرف‌کننده نهایی نرسیده و در میانه راه به جیب گروه‌های ذینفع خاص سرازیر شده است.

  • مثال عینی در صنعت خودرو: در این صنعت، سود ۴۰ تا ۵۰ درصدی صرفاً از اختلاف نرخ ارز حاصل می‌شد بدون هیچ فعالیت مولد صنعتی. تک‌نرخی شدن، این رانت را جمع و رقابت واقعی را جایگزین می‌کند.

۲. دیدگاه تهدید معیشتی:
این اصلاح، جراحی اقتصادی پُرخطر و پرهزینه است. بزرگ‌ترین چالش، ایجاد شوک تورمی و افزایش سریع قیمت کالاهای اساسی است که فشار آن مستقیماً بر دوش خانوارها، به ویژه دهک‌های کم‌درآمد خواهد بود.

  • وضعیت آسیب‌پذیری: سهم هزینه خوراکی‌ها از کل هزینه در دهک‌های پایین در حال افزایش است. این گروه که بخش بزرگی از درآمد خود را به غذا اختصاص می‌دهند، در صورت هرگونه تاخیر یا ناکارآمدی در سیستم‌های حمایتی جدید، با کاهش شدید قدرت خرید مواجه خواهند شد.

پیش‌نیازها و راهکارهای تعدیل آسیب

موفقیت این سیاست و تبدیل آن به یک اصلاح سودمند، منوط به اجرای همزمان سیاست‌های مکمل است:

  1. حمایت هدفمند و فوری: دولت باید یارانه نقدی یا کالاییِ دقیق، هوشمند و قابل نظارت را به سرعت و مستقیماً به دهک‌های آسیب‌پذیر برساند. این حمایت نیازمند بانک اطلاعات دقیق از دهک‌های درآمدی است که هنوز ناقص است.
  2. کنش مؤثر بانک مرکزی: بانک مرکزی باید ذخایر ارزی قابل اتکا داشته و توان مداخله مؤثر برای مدیریت نوسانات بازار را حفظ کند.
  3. اجرای تدریجی و شفاف: این سیاست باید مرحله‌ای، همراه با پیش‌آگاهی به فعالان اقتصادی اجرا شود تا از شوک ناگهانی جلوگیری کند.
  4. مهار تورم و ثبات: شرط اول کارایی نرخ واحد، مهار تورم و تثبیت انتظارات تورمی است. بدون کنترل تورم، نرخ واحد نیز بی‌ثبات خواهد ماند.

جمع‌بندی

تک‌نرخی شدن ارز یک جراحی اقتصادی ضروری برای قطع زنجیره رانت و فساد در اقتصاد ایران است، اما این جراحی درد و عوارض جانبی شدیدی دارد. نتیجه نهایی این سیاست—که آیا به یک اصلاح ساختاری موفق یا تشدید بحران معیشتی منجر می‌شود—کاملاً به توانایی دولت در مدیریت پیامدهای کوتاه‌مدت آن، به ویژه از طریق حمایت قاطع و کارآمد از اقشار آسیب‌پذیر، وابسته است.

Leave a Reply

Your email address will not be published.