سیلی فرامرزی در راه است؛ اروپا خود را از تیررس دور کند

به قلم: سیروس سجادیان | خبرگزاری ایران ریپورتس

ایران و اروپا بر سر دو راهی


آتش‌بس شکننده پس از جنگ رمضان در حالی به صورت نامحدود تمدید شده که کنگره آمریکا با چراغ سبز خطرناک خود، قید و بندهای بوروکراسی را از پای ترامپ گشوده است. هم‌زمان، موضع‌گیری متحدین اروپایی در ناتو برای در اختیار گذاشتن پایگاه‌هایشان، تکمیل‌کننده پازل یک ماجراجویی محدود و غافلگیرانه است. غافل از اینکه این اقدام، نه یک فرصت، که تله‌ای راهبردی برای خود اروپاست.

۱. عبور از جغرافیا؛ دکترین تنبیه متجاوز در هر نقطه
در دکترین بازدارندگی نوین جمهوری اسلامی، دفاع مشروع در جغرافیا محصور نمی‌ماند. اگر کاخ سفید از خاک اروپا به عنوان سکوی پرتاب تجاوز استفاده کند، این پایگاه‌ها دیگر یک دارایی راهبردی برای غرب نیستند، بلکه به هدف مشروع موشک‌های نقطه‌زن و هایپرسونیک نیروهای مسلح تبدیل می‌شوند. پیام تهران روشن است: هر کس آشیانه خود را در اختیار متجاوز قرار دهد، باید منتظر شنیدن صدای انفجار در پایتخت خود باشد. امنیت پاریس، برلین و لندن مستقیماً به عدم مداخله در جنگ ترامپ با ایران گره خورده است.

۲. محاسبه غلط «صلح از طریق قدرت»
تصمیمات کنگره با هدف تزریق قدرت به بازدارندگی پوشالی ترامپ و تحمیل استراتژی شکست‌خورده «صلح از طریق قدرت» در میز مذاکره اتخاذ شده است. این در حالی است که معادلات میدان، ورق را برگردانده است. ترامپ سخت در اشتباه محاسباتی مهلک قرار دارد؛ او می‌پندارد که با تهدید می‌تواند اراده ملت ایران را در هم بشکند، اما تاریخ جنگ رمضان نشان داد که فشار نظامی، نه‌تنها ایران را به عقب‌نشینی وادار نمی‌کند، بلکه چنگال تنبیه را تیزتر و دامنه آن را گسترده‌تر می‌سازد.

۳. پیوند میدان و دیپلماسی؛ زنگ خروج از غرب آسیا
ایالات متحده اکنون بر سر یک دو راهی تاریخی ایستاده است:

  • سناریوی اول: پذیرش واقعیت جدید قدرت ایران، پذیرش شکست راهبردی و خروج آبرومندانه از منطقه غرب آسیا.
  • سناریوی دوم: لجاجت بر سر استراتژی غلط و ورود به باتلاقی که سرنوشت بسیار سختی را برای آمریکا و شرکای اروپایی‌اش رقم خواهد زد.

واقعیت میدانی این است که هژمونی غرب دیگر تاب تحمل یک جنگ فرسایشی تمام‌عیار را ندارد. پیوند میدان و دیپلماسی در ایران به سطحی از بازدارندگی رسیده که می‌تواند از دل تهدیدها، صلحی از جنس اقتدار تحمیل کند.

خلاصه اینکه؛ یا ترامپ راه خروج از غرب آسیا را در دستور کار خود قرار می‌دهد، یا باید منتظر لرزه‌های ویرانگری باشد که امنیت را در قلب اروپا به گروگان می‌گیرد.

Leave a Reply

Your email address will not be published.