پنگوئن‌های بی‌پرواز پشت میز مذاکره و موریانه‌های خاموش در خانه؛تحلیلی راهبردی از میدان نبرد اراده‌ها

به قلم حسین شریعتمداری

در روز سی و دوم آتش‌بس چه گذشت؟ / فرمانده هوافضای سپاه: موشک‌ها و پهپادهای ما روی اهداف آمریکایی و کشتی‌های دشمن قفل شده‌اند؛ در انتظار فرمان هستیم/پوتین: پیشنهاد خارج کردن اورانیوم غنی‌شده ایران روی میز است/آتلانتیک به نقل از یکی از مشاوران ترامپ: رئیس‌جمهور از جنگ خسته شده؛ او از عدم تغییر دیدگاه ایران کلافه است/بلومبرگ: ذخایر قابل مشاهده نفت نزدیک به پایین‌ترین سطح از ۲۰۱۸ است

در بحبوحه تحولات پرشتاب منطقه‌ای و همزمان با مذاکرات سرنوشت‌ساز ژنو، حسین شریعتمداری، سردبیر روزنامه کیهان و از برجسته‌ترین تحلیل‌گران جبهه انقلاب، در تحلیلی مبسوط و چندلایه که در اختیار ایران ریپورتس قرار گرفته، به کالبدشکافی روان‌شناسانه-راهبردی رفتار دشمنان قسم‌خورده ملت ایران پرداخته است. وی در این تحلیل، با ترسیم تمثیلی بی‌بدیل از دنیای حیوانات –از پنگوئن‌های متفرعن قطب جنوب تا موریانه‌های خزنده در تاریکی– پرده از حقیقت تهدیدهای توخالی ترامپ و خطر نفوذ خاموش برمی‌دارد و راهبرد برون‌رفت از وضعیت کنونی را در «شجاعت» در برابر گرگ‌های زخم‌خورده و «بصیرت» در دفع موریانه‌های نفوذی ترسیم می‌کند.

متن کامل این تحلیل راهبردی به شرح ذیل است:


بخش نخست: پنگوئن‌هایی که شیر می‌غرّند

حتماً شما هم برنامه‌های مستند حیات وحش را دیده‌اید. اگر هم ندیده باشید، بعید است از شبکه‌های تلویزیونی خودمان صدها فیلم از زندگی پنگوئن‌ها پخش نشده باشد و شما به چشم ندیده باشید. پنگوئن‌ها پرندگان بی‌پروازی هستند که در مقایسه با سایر جانوران، از قدرت و توان بسیار ناچیزی برخوردارند. اما کافی است دقت کنید که این جانداران قامت‌کوتاه وقتی روی برف‌های قطب جنوب راه می‌روند، بال‌های بی‌استفاده خود را چگونه با فاصله از بدن نگاه می‌دارند. راه رفتنشان بی‌اختیار آدم را به یاد بزن‌بهادرها و باباشمل‌های کلاه‌شاپویی تهران قدیم می‌اندازد؛ همان‌هایی که در کوچه و خیابان طوری قدم برمی‌داشتند که انگار چند قلاده شیر و ببر و پلنگ را لت و پار کرده‌اند و حالا برای رفع خستگی می‌روند تنی به آب بزنند. اما در میدان عمل، هیچ! هیچ! هیچ!

این روزها دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پلید و کودک‌خوار آمریکا، دقیقاً مصداق همین پنگوئن‌های بی‌پرواز است. همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، ترامپ در مصاحبه با فاکس‌نیوز، دهان کثیف خود را به تهدید و اهانت علیه ایران و مسئولان کشورمان گشوده است: «اگر تنگه هرمز را ببندید، کشوری نخواهید داشت. حتی نمی‌توانید به کشور خودتان برگردید»!… «اگر مجبور باشیم، ممکن است تنگه را تصاحب کنیم»!… «ایران باید فوراً جلوی گروه‌های نیابتی خود را در لبنان که در حال ایجاد دردسر هستند بگیرد»! و صدالبته باز هم حرف‌های تکراری و نخ‌نما که نشان از تهی بودن دست این گدای قدرت دارد.

ظاهراً ترامپ فراموش کرده –یا خودش را به فراموشی زده– که پیش از این نیز با چه لاف‌های گزافی دست به ماجراجویی زد و تنها چند روز بعد، با چه حقارت و ذلتی به گدایی آتش‌بس آمد. درست به فرموده امام راحل عظیم‌الشأن ما که در توصیف تهدیدهای رئیس‌جمهور وقت آمریکا فرمودند: این نعره‌ها ترجمان وحشتی است که از شکست سخت در مقابله با ایران به جانشان افتاده است. ترامپ می‌خواهد شکست در میدان را با رجزخوانی و قمپز در میز مذاکره تاخت بزند. غافل از اینکه ملت ایران، ملتی نیست که با چند نعره توخالی از میدان به در شود. ما چهار دهه است که از این تهدیدها شنیده‌ایم و هر بار، تهدیدکنندگان با سرشکستگی بیشتری میدان را ترک کرده‌اند.


بخش دوم: تحقیر، کمترین پاسخ؛ اقدام، لازمه بازدارندگی

کمترین پاسخ به تهدیدهای ترامپ، تحقیر این عنصر بی‌شخصیت و ترک میز مذاکره است که خوشبختانه از سوی هیئت مذاکره‌کننده کشورمان صورت گرفته است. این اقدام شجاعانه و انقلابی، به رئیس‌جمهور احمق و پلید آمریکا فهماند که او حقیرتر و پست‌تر از آن است که طرف مذاکره مردان و زنان بلندهمت و پاکباخته ایران اسلامی باشد.

اما برادران و خواهران عزیز! تحقیر دیپلماتیک، گرچه لازم است، اما کافی نیست. اگرچه حتی در صورت ادامه مذاکره نیز سزاوار نبوده و نیست که بدون انتقام خون پاک رهبر شهیدمان، سپهبد حاج قاسم سلیمانی، شهید اسماعیل هنیه، شهید سید حسن نصرالله و صدها شهید گلگون‌کفن دیگر این مرز و بوم، گریبان کثیف ترامپ و دار و دسته جنایتکارش را رها کنیم. و به فضل الهی رها نخواهیم کرد! خون این عزیزان، چراغ راه ماست و تا انتقام آن را از جلادان کاخ سفید و تل‌آویو نگیریم، از پای نخواهیم نشست.


بخش سوم: تنگه هرمز، اهرمی که نباید ارزان فروخته شود

تهدیدهای توخالی ولی پرسروصدای ترامپ به وضوح نشان می‌دهد که دشمن بیشترین ضربه را از بسته بودن تنگه هرمز متحمل شده است. وقتی پنگوئنی بی‌پرواز اینچنین نعره می‌کشد، بدانید که نقطه‌ای حساس از بدن نحیفش زیر فشار است.

اما با تأسف باید اعتراف کرد که ما در مقاطعی، اهمیت و جایگاه سرنوشت‌ساز این هدیه بزرگ الهی و اهرم قدرتمند را در حد و اندازه دریافت عوارض –که کمترین دستاورد آن است– پایین آوردیم. اگر کمترین نرمشی نشان نمی‌دادیم و با قاطعیت تمام از این ظرفیت عظیم ژئوپلتیک بهره می‌بردیم، امروز دهان کثیف ترامپ به تهدید و اهانت باز نمی‌شد. فرصت‌سوزی در استفاده از اهرم‌های قدرت، چراغ سبزی به دشمن است برای گستاخی بیشتر.

اکنون وقت آن است که این غفلت راهبردی را جبران کنیم و با مشتی آهنین، پاسخ یاوه‌گویی‌های ترامپ را بدهیم. راهبردهای شش‌گانه ذیل، حداقل اقداماتی است که باید بی‌درنگ در دستور کار قرار گیرد:

یکم: بستن تنگه باب‌المندب. فاصله ما تا باب‌المندب تنها ۲۳۰۰ کیلومتر است و موشک‌های نقطه‌زن ما بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر برد دارند. این یعنی کل تنگه باب‌المندب و شناورهای متخاصم در تیررس مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار دارند. بستن این گلوگاه راهبردی، ضربه‌ای مهلک بر پیکر اقتصاد متخاصمان وارد خواهد ساخت.

دوم: قطع یا ممانعت از عبور کابل‌های اینترنتی زیر آب در خلیج فارس. کمتر کسی می‌داند که کابل‌های اینترنتی عبوری از بستر خلیج فارس، «شاهراه‌های فیبر نوری بین‌المللی» هستند؛ یعنی ستون فقرات اینترنت جهانی. بیشتر ارتباطات اینترنت، تماس‌های بین‌المللی، تراکنش‌های بانکی، سرویس‌های ابری و حتی ارتباطات هوش مصنوعی و دیتاسنترها از همین کابل‌ها عبور می‌کند. ایران می‌تواند و باید در مقابل تهدیدهای ترامپ، از عبور این کابل‌ها جلوگیری کند و حتی در صورت لزوم اقدام به قطع آن‌ها نماید. قطع این شاهراه‌های اطلاعاتی، فلج‌کننده اقتصاد دیجیتال غرب خواهد بود.

سوم: دریافت حق عبور (ترانزیت) از تمامی شناورها بدون استثناء. تنگه هرمز متعلق به ایران است و حق حاکمیت ما بر آن، غیرقابل مذاکره. هر شناوری که از این آبراهه بین‌المللی عبور می‌کند، باید عوارض عبور پرداخت کند. این کمترین بهره‌ای است که می‌توان از این موهبت الهی برد.

چهارم: بستن کامل تنگه هرمز به روی شناورهای آمریکایی و متحدان آن. این اقدام باید تا شکست کامل آن‌ها و الزام به پرداخت غرامت‌های سنگین ادامه یابد. تنگه هرمز نباید شاهراه امنی برای دشمنانی باشد که هر روز ملت ما را تهدید می‌کنند.

پنجم: تداوم بسته بودن تنگه پس از شکست دشمن. بعد از شکست آمریکا و متحدان غربی و عربی آن در جنگ اقتصادی و نظامی، بایستی تا دریافت کامل خسارت‌های وارده، برچیده شدن تمامی پایگاه‌های آمریکا از منطقه و –در صدر همه اینها– کشتن ترامپ و دار و دسته جنایتکارش، تنگه هرمز را به روی آن‌ها بسته نگه داریم. انتقام خون شهیدان، تعارف‌بردار نیست.

ششم: مصادره تمام شناورهای متعلق به رژیم صهیونیستی. هر شناوری که با پرچم رژیم غاصب صهیونیستی تردد کند و یا حامل نفت و کالا برای این رژیم منحوس باشد، باید توقیف و مصادره شود. این اقدام، گامی عملی در مسیر محاصره اقتصادی رژیم کودک‌کش و اشغالگر قدس است.


بخش چهارم: صورت‌حساب جنگ روی میز نتانیاهو؛ از هفتم اکتبر تا سقوط در نظرسنجی‌ها

انگار قصه دارد به آخر فصل خود می‌رسد. همان قصه‌ای که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر جنگ‌افروز رژیم صهیونیستی، بعد از هفتم اکتبر با هیاهوی بسیار آغاز کرد. او با این خیال خام وارد میدان شد که اگر سقف منطقه را روی سر همه خراب کند، خودش زیر آوار نخواهد ماند. رفت سراغ دکترین «سطح آسیب باز»؛ یعنی هرچه در توان دارد خرج کند و هرچه می‌تواند ویران کند، شاید طرف مقابل زودتر از او خسته شود.

دست خالی هم برنگشت. فرماندهان بسیاری از جبهه مقاومت را ترور کرد. چهره‌های برجسته‌ای چون سید حسن نصرالله، اسماعیل هنیه و دیگر عزیزان ما را از میان برداشت. خیال کرد که می‌تواند تاریخ را هم ترور کند. غافل از اینکه تاریخ از آن موجوداتی نیست که با موشک و پهپاد از پای درآید. زخم زد، اما نتوانست معادله را عوض کند. خون این شهیدان، بذر مقاومتی شد که امروز در سراسر منطقه ریشه دوانده است.

روزنامه عبری «معاریو» در گزارشی تکان‌دهنده که وجدان‌های خفته در سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار داده، بنیامین نتانیاهو را فردی توصیف کرده است که بیش از هر کس دیگری در تاریخ، در معرض فشار و باج‌گیری قرار دارد. از یک سو دونالد ترامپ او را تحت فشار گذاشته و در پیامی تحقیرآمیز به او فهمانده که «بهتر است عقب‌نشینی کنی» و از سوی دیگر، افراد ائتلاف حاکم –از بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی افراطی گرفته تا ایتمار بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی– هر یک به نحوی از او باج‌گیری می‌کنند. ترامپ حتی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مقاله‌ای را بازنشر کرده که محور اصلی آن، توانایی خود او در تأثیرگذاری بر شانس متزلزل نتانیاهو برای انتخاب مجدد است. پیام ترامپ روشن است: «گوش بده، بهتر است عقب‌نشینی کنی».

معاریو به نتانیاهو هشدار داده است: «ترامپ ممکن است هر لحظه تغییر موضع دهد و آن‌گاه تو به راست و چپ نگاه می‌کنی و درمی‌یابی که تنها مانده‌ای». این روزنامه تأکید کرده که چنین مسائلی در گذشته تنها در اتاق‌های دربسته زمزمه می‌شد، اما امروز با صدای بلند و در ملأعام فریاد زده می‌شود. ترامپ از خودش راضی به نظر می‌رسد و از تک‌تک لحظات لذت می‌برد، در حالی که نتانیاهو بسیار کمتر از او خشنود است. نتانیاهو برای ادامه مسیر فرار شکست‌خورده‌اش از محاکمه، به این ائتلاف نیاز دارد و به قول معاریو، «به لطف آن بر روی کار مانده است».

ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی نیز در مصاحبه با برنامه «گویینگ آندرگراوند» زبان به انتقاد گشوده و بزرگ‌ترین شکست نتانیاهو را نه در سال ۲۰۲۶ که ترامپ را متقاعد به حمله به ایران کرد، بلکه در سال ۲۰۱۸ دانسته است؛ زمانی که او ترامپ را قانع کرد از توافق هسته‌ای اوباما با ایران خارج شود. اولمرت اعتراف می‌کند که این خروج، آغازگر روندی شد که امروز به انزوای بی‌سابقه رژیم صهیونیستی انجامیده است.

خلاصه اینکه، صورت‌حساب جنگ روی میز نتانیاهو است و او چاره‌ای جز فرار از این صورتحساب سنگین ندارد.


بخش پنجم: بصیرت؛ مرز میان گرگ‌ها و موریانه‌ها

و اما رسیدیم به اصل مطلب؛ به نقطه کانونی تحلیل امروز. برادران و خواهران عزیز! دشمنان ما تنها در جبهه بیرونی کمین نکرده‌اند. خطر اصلی را باید در تمثیلی عمیق جستجو کرد: تفاوت میان «گرگ» و «موریانه».

وقتی گرگ حمله می‌کند، با صدای بلند حمله می‌کند. زوزه می‌کشد، هشدار می‌دهد و به شما فرصتی برای واکنش می‌دهد؛ چه فرار و چه مقاومت. ایستادن در برابر گرگ، «شجاعت» می‌خواهد. و ملت بزرگ ایران به برکت خون شهیدان و رهبری داهیانه امام خامنه‌ای عزیز، چهار دهه است که در برابر گرگ‌های زخم‌خورده جهانی ایستاده و ذره‌ای عقب‌نشینی نکرده است.

اما وقتی موریانه هجوم می‌آورد، داستان فرق می‌کند. موریانه از همان ابتدا بی‌صدا، خزنده و تنها به جان محصولات شما می‌افتد. زمان می‌برد تا به هدف برسد، اما موریانه صبور است. خاموش پیش می‌رود. ذره‌ذره پیشروی می‌کند تا آنکه ناگهان درمی‌یابید کل محصولتان نابود شده است. دفع خطر موریانه، «بصیرت» می‌خواهد. بصیرت یعنی قدرت تشخیص، قدرت دیدن آنچه که در تاریکی می‌گذرد.

و اما بصیرت چیست؟ بگذارید روشن و شفاف بگویم:

بصیرت، سواد نیست؛ بینش است. بصیرت یعنی اینکه بدانی ممکن است همسر پیامبر، در برابر راه پیامبر ایستاده باشد. بصیرت یعنی اینکه نگاهت به «شخصیت»ها نباشد؛ بلکه همواره به «شاخص»ها چشم بدوزی. پس ملاک، حق و حقیقت است، نه شخصیت. بصیرت یعنی اینکه بدانی حتی مسجد، می‌تواند «مسجد ضرار» باشد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمان به تخریب آن دهد و آن مکان را به زباله‌دانی شهر تبدیل کند. بصیرت یعنی اینکه قرآنِ روی نیزه، تو را از قرآنِ ناطق منحرف نکند. بصیرت یعنی اینکه بتوانی شتر همسر رسول خدا را «پی» کنی و همزمان، حرمت حریم رسول الله (صلی الله علیه و آله) را نگه داری. بصیرت یعنی اینکه بدانی جانباز صفین، «شمر بن ذی‌الجوشن»، می‌تواند همان کسی باشد که در کربلا قاتل حسین (علیه السلام) می‌شود.

بصیرت یعنی اینکه بدانی در جنگ با فتنه، نمی‌توانی آغازگر باشی، اما تا ضربه نهایی، نباید از پا بنشینی. بصیرت یعنی اینکه نگذاری فتنه‌گران شیرت را بدوشند یا بر پشتت سوار شوند. بصیرت یعنی اینکه «مالک اشتر»ها را به تندروی نشناسی و «ابوموسی اشعری»ها را به اعتدال. بصیرت یعنی اینکه بدانی «معاویه»ها –بخوانید آمریکا و استکبار جهانی– به سست‌عنصرهای سپاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) دل بسته‌اند. بصیرت یعنی اینکه بدانی نفوذی‌ها، لیبرال‌ها و غربزدگان داخلی –همان سران اصلاحات فتنه‌گر– کسانی که گفتند قول «جان کری» سند است و قدرت هسته‌ای ایران را برای چند صباح حکومت، پای وعده‌های پوشالی غرب حراج کردند و نابود ساختند، همان موریانه‌هایی هستند که باید با بصیرت آن‌ها را شناخت و از صحنه بیرون راند.

و خلاصه اینکه: بصیرت یعنی بدانی تاریخ تکرار می‌شود. نه با جزئیاتش، بلکه با خطوط کلی‌اش. همان الگوهای کهنه در لباس‌های نو. همان گرگ‌ها در هیئت میش. همان موریانه‌ها در جامه مهندسان و روشنفکران.


بخش ششم: جمع‌بندی راهبردی

آنچه امروز در ژنو، در خلیج فارس، در باب‌المندب، در غزه و لبنان، در تل‌آویو و واشنگتن می‌گذرد، همه و همه صحنه‌های یک نبرد تمدنی عظیم است. در یک سوی میدان، پنگوئن‌های بی‌پروازی چون ترامپ ایستاده‌اند که با بال‌های گشوده، غرش شیر سرمی‌دهند و در سوی دیگر، گرگ‌های زخم‌خورده‌ای چون نتانیاهو که چاره‌ای جز عقب‌نشینی ندارند. اما خطرناک‌تر از این دو، موریانه‌هایی هستند که در تاریکی و سکوت، به جان ریشه‌های این انقلاب و این ملت افتاده‌اند.

راه مقابله با پنگوئن‌های متفرعن و گرگ‌های زخم‌خورده، «شجاعت» است. شجاعتی که بحمدالله در فرزندان این مرز و بوم، از میدان‌های نبرد سوریه و عراق تا میز مذاکره ژنو، به وفور یافت می‌شود. اما راه مقابله با موریانه‌های نفوذی، «بصیرت» است. بصیرتی که باید آن را در خود و جامعه‌مان تقویت کنیم. بصیرت یعنی شاخص‌محوری به جای شخصیت‌محوری. بصیرت یعنی عبرت از تاریخ. بصیرت یعنی دشمن‌شناسی در همه لایه‌ها.

به فضل الهی و به برکت خون شهیدان و هدایت‌های داهیانه نایب برحق امام عصر (عج)، امام خامنه‌ای عزیز، هم از آزمون شجاعت در برابر گرگ‌ها سربلند بیرون خواهیم آمد و هم از آزمون بصیرت در دفع موریانه‌ها. و آن روز است که هم پنگوئن‌های بی‌پرواز، بال‌های متفرعن خود را جمع خواهند کرد و هم موریانه‌های نفوذی، در روشنای آفتاب حقیقت، ذره‌ذره نابود خواهند شد.

والعاقبة للمتقین

Leave a Reply

Your email address will not be published.