یادداشتی از دکتر سیدوفا مشکوة

در دل سکوت مرگبار دادوستدهای مالی، زمینلرزهای رخ داده که نه از گسلهای جغرافیایی، که از گسلهای تمدنی خبر میدهد. عددی که این هفته بر تارک بازارهای جهانی نقش بست، نه یک آمار اقتصادی که بیانیهای سیاسی و سندی بر پایان عصر سلطه غربِ قدیم بر ثروت جهانی است: ۲۱.۱۱ تریلیون دلار در برابر ۱۹.۸۳ تریلیون دلار. این نبرد، رقابت هفت شرکت فناور آمریکایی با کل بازار سهام یک قاره کهن است؛ قارهای که روزگاری ارباب جهان بود و اکنون رعیت دیجیتال شده است.
این هفت غول که اکنون از آنها با عنوان «هفت باشکوه» یاد میشود، بیشباهت به شخصیت فاوست در ادبیات گوته نیستند؛ آنها روح سنت صنعتی را در ازای قدرت بیحد و حصر دیجیتال فروختهاند و حالا به چنان مرتبهای رسیدهاند که میتوانند یک قاره را به چالش طلبند.
تکتیراندازان سیلیکونی در برابر ارتش فرسوده اروپا
برای درک عمق فاجعه، باید از کلیگویی دست برداشت و به میدان نبرد نگاه کرد. این هفت سوارکار فناوری، تنها شرکت نیستند؛ بلکه اکوسیستمهایی هستند که حیات دیجیتال بشر را کنترل میکنند:
۱. انویدیا (۴.۷۱ تریلیون دلار): شمشیرساز انقلاب هوش مصنوعی. این تکشاخ، نه فقط از کل بازار سهام بریتانیا (۳.۸۴ تریلیون دلار) که مهد انقلاب صنعتی بود بزرگتر است، بلکه از مجموع ارزش تمام شرکتهای فرانسوی نیز پیشی گرفته است. انویدیا اکنون به مثابه شرکت «هند شرقی» عصر دیجیتال است که ماده خام آینده (پردازندههای هوش مصنوعی) را در انحصار دارد.
۲. آلفابت و اپل (حدود ۳.۹ و ۳.۸ تریلیون دلار): این دو غول، دروازههای ورود انسان به جهان اطلاعات و سبک زندگی را قبضه کردهاند. ارزش هر کدام از آنها از کل اقتصاد کشورهایی مانند کانادا یا ایتالیا فراتر رفته است.
۳. مایکروسافت، آمازون و متا: آنها زیرساخت ابری، تجارت و ارتباطات را در مشت دارند و در نهایت تسلا به عنوان نماد گذار به انرژی و حملونقل نوین، چاشنی این ابرقدرتها شده است.
در سوی مقابل، اروپا با ۱۹.۸۳ تریلیون دلار، چونان موزهای پویا اما بیدفاع است. بر اساس مقاله تحلیلی «نشریه اکونومیست»، اروپا در تله «صنایع میراثی» گرفتار شده است: LVMH، نستله، رویال داچ شل و زیمنس. اینها شرکتهای قدرتمندی هستند، اما به «اقتصاد اتم» تعلق دارند، نه «اقتصاد بیت». مشکل اروپا کمبود پول نیست، کمبود تخیل و جسارت در مقیاس سیستمی است.
آناتومی یک شکاف تاریخی: چرا اروپا از قافله جا ماند؟
دکتر مشکوة در تحلیل خود از مقالات مرتبط «فایننشال تایمز» و «هاروارد بیزینس ریویو» به سه شکاف ساختاری اشاره میکند که ترمیم آنها در کوتاهمدت ناممکن است:
۱. شکاف سرمایه خطرپذیر (Venture Capital):
دره سیلیکون ماشینی برای سوزاندن پول و خلق تکشاخهاست. بر اساس گزارش «فناوری عمیق اروپا ۲۰۲۵»، میزان سرمایهگذاری خطرپذیر در آمریکا تقریباً ۴ برابر اروپاست. اروپاییها ریسکگریزند؛ آنها پول بازنشستگی را به استارتاپ هوش مصنوعی نمیدهند، بلکه در اوراق قرضه دولتی دفن میکنند. نتیجه؟ استارتاپهای اروپایی وقتی گرسنه میمانند، یا میمیرند یا به کام غولهای آمریکایی فرو میروند.
۲. شکاف مقررات (Regulatory Moat):
بروکسل به جای خلق گوگل اروپایی، استاد وضع قوانین برای مهار گوگل آمریکایی شده است. مقرراتی مانند GDPR و لایحه هوش مصنوعی اروپا، هرچند در حمایت از مصرفکننده شرافتمندانهاند، اما عملاً خندقی دور اقتصاد اروپا کندهاند که نوآوریهای بومی نیز جرات عبور از آن را ندارند. اروپا پلیسی زده که فقط رهگذران خودی را دستگیر میکند، در حالی که ابرقدرتهای بیرونی با تیم حقوقی هزارنفره از آن عبور میکنند.
۳. یکپارچگی جعلی بازار:
«بازار واحد اروپا» شعاری بیش نیست. اروپا هنوز ۲۷ کشور با ۲۷ سیستم مالیاتی، زبان و فرهنگ است. یک استارتاپ در برلین برای رسیدن به مشتری در پاریس با موانعی روبهروست که یک شرکت آمریکایی از کالیفرنیا تا نیویورک هرگز نمیبیند. این پراکندگی، ایجاد غولهای فناوری را ریسکی غیرممکن میسازد.
پیامدهای ژئواکونومیک: از مستعمره شدن تا فرار مغزها
این شکاف نجومی دیگر فقط یک بحث بورسی نیست. دکتر مشکوة با استناد به دادههای بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) هشدار میدهد که این نسبت، نشانگر «استعمار دیجیتال نوین» است:
- خروج سرمایه انسانی: بهترین مهندسان هوش مصنوعی اروپا، از پلیتکنیک پاریس و زوریخ، مقصدی جز سیلیکون ولی ندارند، چرا که پاداش سهام در اروپا با آمریکا قابل قیاس نیست.
- وابستگی زیرساختی: اروپا در سرویسهای ابری و پردازندهها ۱۰۰٪ به آمریکا وابسته است. این یعنی ثروت تولیدشده توسط مصرفکنندگان اروپایی، به جای بازتوزیع در قاره، به جیب سهامداران آمریکایی واریز میشود.
- زوال قدرت ژئوپلیتیکی: کشوری که نمیتواند غول فناوری تولید کند، نمیتواند در استانداردسازی جهانی حق رأی داشته باشد. استانداردهای هوش مصنوعی را گوگل و متا مینویسند، بروکسل فقط میتواند آنها را ترجمه و نقد کند.
آینده از آن کیست؟ نبرد قدرت سخت و نرم
اروپا اکنون در یک دوراهی تاریخی ایستاده است. راه اول، پذیرش این شکست و تبدیل شدن به یک «موزه مجلل» با رفاه نسبی اما بدون حاکمیت فناورانه است. راه دوم، قیام برای ساخت «اروپای دیجیتال متحد» از طریق یارانههای عظیم دفاعی-فناورانه مشابه آنچه در کرونا رخ داد. اما مشکل اینجاست که این هفت غول، دیگر شرکت نیستند؛ آنها حکومتهای خودمختاری هستند که تولید ناخالص داخلیشان از اکثر کشورهای عضو G20 بیشتر است.
دکتر سیدوفا مشکوة در پایان این تحلیل خاطرنشان میکند: «ما شاهد واژگونی هرم قدرت اقتصادی هستیم. تا دیروز، جغرافیا ثروت را تعریف میکرد؛ امروز، الگوریتمها جغرافیا را بازتعریف میکنند. وقتی ارزش انویدیا از کل کارخانهها، بانکها و معادن بریتانیا بیشتر است، باید اعتراف کرد که عصر جدیدی آغاز شده و اروپا در آن، نه بر سر میز، که بر روی منوی غذا قرار دارد.»
فاصله ۱.۲۸ تریلیون دلاری میان هفت شرکت آمریکایی و کل بورس اروپا، فاصله میان گذشته و آینده است؛ آیندهای که اگر اروپا بیدار نشود، برای همیشه در آن غایب خواهد بود.