به قلم کیان عبداللهی / سردبیر خبرگزاری تسنیم

نزدیک به دو هفته از امضای تفاهمنامه ۱۴ مادهای ایران و آمریکا در ورسای میگذرد؛ تفاهمنامهای که بر اساس آن دو طرف متعهد شدند ظرف ۶۰ روز به توافق نهایی درباره برنامه هستهای ایران، رفع تحریمها و وضعیت درازمدت تنگه هرمز دست یابند. اما آنگونه که پیشبینی میشد، موضوع مدیریت تنگه هرمز به چالش اصلی این تفاهم تبدیل شده است و هر روز ابعاد تازهای از اختلافات عمیق دو طرف در این باره آشکار میشود.
آمریکاییها قاعدتاً اگر فقط یک دلیل برای امضای تفاهمنامه داشتند، آن بازگشایی تنگه هرمز بود و اگر دهها دلیل داشتند، باز هم تنگه هرمز مهمترین آنها بود. علت روشن است؛ آمریکا در طول جنگ فراگیر و ماههای پس از آن، به هر گزینهای متوسل شد، اما نتوانست تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند. اکنون نیز که آتشبس برقرار شده، این تنگه همچنان اهرم تعیینکننده در دستان ایران باقی مانده است.
ابهام در بند ۵؛ نقطهی کور تفاهمنامه
متن تفاهمنامه در بند ۵ خود، ایران را متعهد کرده است که عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس و دریای عمان را تسهیل و عملیات مینروبی و بازسازی را انجام دهد. همچنین در این بند آمده که تهران درباره مدیریت آینده تنگه هرمز با عمان و دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس گفتوگو خواهد کرد. با این حال، متن از ذکر صریح «مدیریت ایرانی» یا «مدیریت مشترک» خودداری کرده و این ابهام، دستاویز دو طرف برای تفسیرهای متضاد شده است.
تفسیر تیم مذاکرهکننده ایرانی از این بند آن است که به دلیل درج تعابیری چون «ترتیبات ایرانی» و اشاره به مذاکره با عمان برای «مدیریت آینده» – نه واگذاری مدیریت – تنگه هرمز مشخصاً بر عهده ایران است. اما در سوی مقابل، آمریکاییها قاعدتاً هیچ علاقهای ندارند که چه در تفسیر و چه در اجرا به مدیریت ایرانی تن دهند و هر اقدامی را برای تضعیف آن به کار میبندند.
نقش عمان؛ شریک استراتژیک یا ابزار فشار؟
در تازهترین تحول، روز دوشنبه (۸ تیر) نخستین نشست «کمیته مشترک هرمز» بین ایران و عمان در مسقط برگزار شد. کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، با اعلام این خبر نوشت که در این نشست، مسائل جاری مربوط به تنگه هرمز بررسی و درباره مدیریت آینده آن تبادل نظر شده است. این نشست در چارچوب بند ۵ تفاهمنامه اسلامآباد و با تأکید بر حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی برگزار شد.
پیشتر نیز در ۲۳ ژوئن، هیئت عالیرتبه ایران بهریاست محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی در مسقط با سلطان هیثم بن طارق دیدار کرده و دو طرف بر تشکیل کارگروه مشترک برای مدیریت آینده کشتیرانی در تنگه هرمز توافق کردند. در بیانیه مشترک تأکید شده است که این کارگروه درباره خدمات دریایی و هزینههای مربوطه «همسو با استانداردهای بینالمللی» به توافق خواهد رسید.
اما آنچه میتواند نگرانکننده باشد، سخنان رمانتیک بعضی کارشناسان است که تنگه هرمز را به حقوق بینالملل و رضایت عمان گره میزنند. در این باره چند نکته را باید در نظر گرفت:
یکم) ایران اساساً کنوانسیون حقوق دریاها (۱۹۸۲) را به تصویب نرسانده است که بخواهد خود را اسیر و مقیّد آن کند.
دوم) اگر بخواهیم مبناییتر از خودِ حقوق صحبت کنیم، باید از فلسفه حقوق سخن بگوییم. فلسفه حقوق چیست؟ آیا غیر از آن است که مناسبات و قواعدی را تنظیم کند که طرفین بتوانند بدون نزاع از حقوق اساسی خود بهرهمند باشند؟ ایران که کنوانسیون حقوق دریاها را مصوب نکرده، اما اگر هم مصوب کرده بود، هر قاعده و کنوانسیون حقوقی که بخواهد شرایطی را برای مانور دادن دشمن در منطقه خلیج فارس و ایجاد تهدید علیه ایران فراهم کند، از اساس باطل است.
سوم) ایران باید رسماً و علناً تأکید کند که عمان میتواند در این وضعیت جدید تنگه هرمز «مشارکت» کند و نفع خود را ببرد؛ اما موکول کردن وضعیت جدید به رضایت عمان یا وتو نکردن عمان، غلط است.
چهارم) تنگه هرمز برای عمانیها یک مسئله «انتفاعی» است، اما با توجه به تهدیدات متعدد و مستمری که از این منطقه علیه ایران وجود داشته، برای ایران یک مسئله «وجودی» است؛ لذا ایران نمیتواند مسئله وجودی خود را با مسئله انتفاعی عمان یکسان بداند. اگر عمان در این طرح مشارکت نکند، صرفاً انتفاعی را از دست داده، اما اگر تنگه هرمز به وضعیت سابق برگردد، یکی از تهدیدات وجودی ایران از این ناحیه دوباره احیا میشود.
در این میان، اظهارات اخیر بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، مبنی بر تعهد کشورش به «عبور ایمن و بدون عوارض» از تنگه هرمز مطابق با حقوق بینالملل، با رویکرد ایران برای دریافت هزینه خدمات از کشتیهای عبوری فاصله دارد. همچنین کریدور عمانی-آمریکایی که اخیراً راه افتاده و گسترش مسیرهای کشتیرانی در نزدیکی سواحل عمان، با ادعای همراهی کامل عمان با ایران در وضعیت جدید تنگه هرمز چندان همخوانی ندارد.
ممکن است عمان از ترس تهدیدات آمریکا، اعلام کند که از خیر چند میلیارد دلار عواید اخذ هزینه خدمات از تنگه هرمز میگذرد تا آمریکا تهدیدش را علیه عمان عملیاتی نکند. عمان حق دارد برای خود تصمیم بگیرد و از مشارکت منصرف شود، اما نمیتواند با تصمیم خود، مسئله را وتو کند و تنگه هرمز را برای ایران به وضعیت قبل برگرداند.
هشدار ایران؛ خط قرمز در برابر مسیرهای جایگزین
روز یکشنبه، وزارت امور خارجه ایران هشدار داد که هر گونه تلاش کشتیها برای دور زدن مسیر مورد تأیید ایران در تنگه هرمز، «تنشها را در خاورمیانه افزایش خواهد داد». ایران در حال حاضر اصرار دارد که کشتیها از کریدوری نزدیک به سواحل خود عبور کنند، هرچند دهها کشتی در این هفته از مسیر مقابل و در امتداد سواحل عمان تردد کردهاند.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که تنشهای نظامی میان دو طرف همچنان بالاست. با وجود گزارشهایی مبنی بر توافق برای توقف حملات متقابل و برگزاری مذاکرات فنی در دوحه، غریبآبادی روز دوشنبه اعلام کرد که هیچ مذاکره فنی با آمریکا در روزهای جاری برنامهریزی نشده است. وی تأکید کرد که نخستین دور مذاکرات فنی تنها زمانی برگزار خواهد شد که همه شرایط فراهم باشد. با این حال، ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود مدعی شد که ایران درخواست دیدار کرده و این دیدار فردا در دوحه برگزار خواهد شد.
نتیجهگیری؛ هرمز، خط قرمز باقی میماند
داوری درباره اینکه متن تفاهمنامه در بند ۵ خوب و مناسب نوشته شده است یا خیر، مراد این یادداشت نیست؛ اما یک چیز روشن است: خارج شدن تنگه هرمز از مدیریت ایران، یک خسارت بسیار بزرگ است و به هر نحوی باید مقابل آن ایستاد. علت ایستادگی نیروهای مسلح ایران طی روزهای گذشته و همکاری مقامات دیگر با این مسئله نیز همین است. تنگه هرمز هرگز نباید به پیش از جنگ برگردد.
بنابراین باید صریح گفت که ایران آنقدر رمانتیک و یا سادهلوح نشده است که تنگه هرمز را به تصمیم عمان گره بزند. اگرچه از مشارکت عمان استقبال و آن را دنبال میکند، اما در نهایت این ایران است که بر اساس تجربه تاریخی و نیازهای امنیتی خود، درباره سرنوشت این آبراه استراتژیک تصمیمگیری خواهد کرد. تفاهم با آمریکا هر مسیری را طی کند، تنگه هرمز در دستان ایران باقی خواهد ماند – این خط قرمزی است که هیچگونه تفسیرپذیری در آن راه ندارد.