به قلم حجت الاسلام محمد منتج

در سالهای اخیر، رویکردی شتابان در میان برخی جریانهای مذهبی شکل گرفته که با نیت «صیانت از دین و دینداران»، عملاً به «قرنطینهسازی» آنها انجامیده است. ایدۀ ایجاد مدارس، رسانهها، کافهها، پارکها و حتی شبکههای شغلیِ «ویژه»، پاسخی به نیاز احساس امنیت فرهنگی است، اما به روایت محمد منتج، نویسنده و تحلیلگر اجتماعی، این الگو نه تنها دین را حفظ نمیکند، بلکه آن را از «نور» به «نشان» و از «معنا» به «مرز هویتی» تنزل میدهد. ایران ریپورتس در این گزارش، پیامدهای این جداسازی عامدانه را از منظر تحلیل او وامیکاود.
۱. انفجار اطلاعات و فروپاشی حصارهای سنتی
به نوشتۀ منتج، روزگاری که میشد ذهن و دل انسان را پشت چند دیوار محدود کرد، گذشته است. سیدمرتضی آوینی در مقالۀ «انفجار اطلاعات» هشدار داده بود که نسبت انسان با آگاهی و جهان دگرگون شده. در چنین وضعیتی، تلاش برای بازسازی حصارهای ساده نه فقط ممکن نیست، بلکه خطرناک است؛ چراکه آدمها را برای مواجهه با واقعیت تربیت نمیکند. مسئله، «محافظت از تماس» نیست، بلکه «توانمندسازی در مواجهه» است.
۲. گلخانهای به نام ایمان؛ نهالی که هرگز درخت نمیشود
منتج میان «صیانت» (پرورش قدرت تشخیص) و «قرنطینه» (پاککردن صورت مسئله) تمایز قائل میشود. در نگاه او، ایمانی که در گلخانهی محیطهای همگن و بدون بادِ نقد و ابتلا رشد کند، ریشهای عمیق نخواهد داشت. دین در متن زندگی – با رنج، انتخاب، خطا و مجاهدت – معنا مییابد، نه در پشت دیوارهای امن.
۳. جزیرههای خودی؛ کارخانۀ دو جهان موازی
یکی از هشدارهای جدی مقاله، تبدیل تدریجی این جداسازیها به «منطق اجتماعی» است. هر نهاد ویژه – از مدرسه تا رسانه و تفرجگاه – به خودیِ خود توجیهپذیر است، اما مجموع آنها الگویی از «فرار از زیست مشترک» میسازد. نتیجه: دوپارگی جامعه، تبدیل «دیگری» به یک برچسب کاریکاتوری، و مرگ تجربۀ مشترک. جامعهای که «با هم» حرف نمیزند، فقط «علیه هم» حرف خواهد زد.
۴. ضربۀ اول به خودیها: اتاق پژواک و خودحقپنداری
به باور منتج، نخستین قربانی این روند، خودِ جریان مذهبی است. فاصله گرفتن از متن جامعه، به معنای نشنیدن بیواسطۀ دردها، دیر دیدن تغییرات و گرفتار آمدن در «اتاق پژواک» است. در چنین فضایی، هر نقدی دشمنی، هر سؤالی تشکیک، و هر تفاوت نظری نشانهای از خروج از حق تلقی میشود. این خودحقپنداری، قدرت اصلاح را میگیرد و خطا را مطلق میکند.
۵. از دینِ زیستشده تا هویتِ اردوگاهی
دین در روایت منتج، برای افقگشایی معنایی، اخلاق، انصاف و خدمت آمده است، نه برای ساختن مرزهای هویتی خشک. اما وقتی در فضاهای بسته، دین به «نشان عضویت» تقلیل یابد، از «نور» به «نشان» و از «دعوت» به «اردوگاه» تبدیل میشود. او با تشبیهی گویا مینویسد: «آب اگر جاری نباشد میگندد. دین هم اگر در متن جامعه جاری نباشد، از درون ضعیف میشود.»
جمعبندی ایران ریپورتس:
مقالۀ محمد منتج، هشداری است بر یک اشتباه راهبردی: تلاش برای حفظ دین با قرنطینه، نه فقط جامعه را دوپاره میکند، بلکه خودِ دین را شکننده میسازد. راه برونرفت از این بحران، «حضور مسئولانه در متن جامعه» است؛ با اصول اخلاقی روشن، اما بدون تحقیر دیگری، با دفاع از هویت، اما بدون کشیدن مرزهای انسانی، و با تقویت زبان گفتوگو و اقناع، به جای پناه بردن به حلقههای بسته. جامعه را با پل میسازند، نه با دیوار؛ و دین را در گلخانه نمیرویانند، در زمین سخت و پرآفتاب زیست مشترک.