به قلم امیرمیثم نیک فر

بسیج، نیروی مردمی و داوطلبانه زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همواره مأموریت اصلی خود را دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در برابر تهدیدها تعریف کرده است. این سازمان با جذب و آموزش داوطلبان، «ارتش ۲۰ میلیونی» را برای تأمین امنیت داخلی و خارجی شکل میدهد و در کنار پاسداری از ارزشهای اسلامی، در بلایای طبیعی و حوادث غیرمترقبه نیز به امدادرسانی و خدمترسانی به مردم میپردازد.
کارنامه این نیرو در بحرانهای ملی گواه آن است که بسیج با ورود سریع، جذب و سازماندهی نیروهای مردمی و تمرکز بر امدادرسانی و بازسازی، نقش خود را بهعنوان بازوی اجرایی و هماهنگکننده نظام تثبیت کرده است. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز بسیج با تأمین امنیت شهری، حفاظت از زیرساختهای حساس، پدافند از تأسیسات کلیدی و اتحاد اقشار مختلف مردم حول دفاع از کشور، الگوی «بسیج مردمی» را به نمایش گذاشت. بااینحال، اظهارات اخیر رئیسجمهور، مأموریتی تازه و کاملاً متفاوت برای این نیروی عظیم مردمی ترسیم کرده که پرسشهای جدی را پیش کشیده است.
مسعود پزشکیان در یک نشست خبری، با اتخاذ موضعی صریح در قبال پویش «جانفدا»، وظیفه اصلی آن را بهجای فداکاری نظامی، مشارکت در مدیریت انرژی کشور تعریف نمود. وی با صراحت اعلام کرد: «ما فعلا نیازی به جانفدا نداریم. ما نیاز به کنترل مصرف داریم؛ در خانه به جای ۱۰ چراغ، ۲ چراغ روشن شود؛ چه اشکالی دارد؟» و در ادامه فرمود: «۳۰ میلیون نفر جانفدا لطف کنند و در مدیریت مصرف انرژی به ما کمک کنند. باید همگی کمک کنیم که برق و انرژی صنایع و تولید قطع نشود.» اما نقطه اوج این اظهارات، پیشنهادی فراتر از یک فراخوان عمومی بود؛ آنجا که رئیسجمهور با اشاره به نقش مساجد و پایگاههای بسیج در هر محله اعلام داشتند: «مساجد و پایگاههای بسیج میتوانند مسئولیت ارزیابی میزان مصرف کولرهای آبی در هر محله را بر عهده بگیرند و با مشارکت مردم، روند اصلاح و بهینهسازی مصرف انرژی را دنبال کنند.»
چالشهای سهگانه یک مأموریت نامتناسب
واگذاری مأموریت ارزیابی فنی کولرهای آبی به مساجد و پایگاههای بسیج با سه چالش بنیادین روبهروست. نخست، فقدان تخصص و تجهیزات اندازهگیری در این نهادهای مردمی که میتواند به تشخیصهای نادرست و بروز تنش میان همسایگان بیانجامد. دوم، ورود نیروهای داوطلب به منازل برای «بررسی مصرف»، آشکارا حریم خصوصی شهروندان را نقض کرده و احساس نظارت فراگیر را در جامعه ایجاد میکند. سوم و شاید مهمتر از همه، این مسئولیت فنی-اجرایی، بسیج و مساجد را از مأموریت اصلی خود یعنی فرهنگسازی دینی، تربیتی، امدادرسانی و دفاع از میهن دور کرده و سرمایه اجتماعی آنها را در بلندمدت فرسوده میسازد.
مهمتر آنکه، صِرف «ارزیابی» تا زمانی که به «مداخله هدفمند» ختم نشود، کمترین کمکی به اصلاح مصرف نمیکند. دانستن اینکه کدام کولر فرسوده است، بدون ارائه تسهیلات تعویض رایگان یا یارانهدار، آموزش چهرهبهچهره، مشوقهای مالی نظیر تخفیف قبض یا اصلاح تعرفههای پلکانی، صرفاً به تولید گزارشی عقیم و مزاحم میانجامد. بنابراین، راهکار مؤثر، جایگزینی نظارت محلهمحور با سیاستهای تشویقی و تسهیلاتی دولت است که مردم را داوطلبانه به سمت اصلاح مصرف سوق دهد، نه بازرسی چهرهبهچهره.
راه حل جایگزین؛ بازگشت به مأموریت ذاتی با رویکرد نظارتی هوشمند
بهجای درگیر کردن بسیج در امور فنی و حریمشکن، میتوان از ظرفیت عظیم نظارتی و مردمی این نهاد در حوزهای بهره گرفت که هم به مأموریت ذاتی آن نزدیکتر است و هم از تخصص نسبی لازم در آن برخوردار میباشد: مبارزه با مفاسد اقتصادی و تخلفات بازار. پیشنهادهای مشخص در این زمینه عبارتاند از:
۱. شناسایی انبارهای احتکار کالاهای اساسی: بسیج میتواند با استفاده از شبکه محلهمحور خود و با کمک مردم هر محل و هماهنگی با ضابطین قضایی، انبارهای مشکوک کالاهایی چون برنج، روغن، شکر و دارو را شناسایی کند. این فرایند بدون نیاز به ورود فیزیکی به املاک شخصی صورت میگیرد و اطلاعات جمعآوریشده برای بازرسی قانونی در اختیار سازمان تعزیرات حکومتی و نهادهای مسئول امنیت اقتصادی قرار میگیرد.
۲. رصد گرانفروشی و کمفروشی در بازار: بهجای بازرسی چهرهبهچهره توسط افراد غیرمتخصص، بسیجیان و نیروهای بسیج صنفی میتوانند در هر صنف، تخلفات را شناسایی و به اتاق اصناف و تعزیرات حکومتی گزارش دهند. این روش نظارت درونگروهی، ضمن اثربخشی بالا، هزینه اجرایی پایینی نیز دارد.
۳. فرهنگسازی مصرف بهینه در مساجد و هیئتها: بسیج میتواند با تولید محتوای جذاب رسانهای، برگزاری پویشهای تشویقی و معرفی الگوهای صرفهجو (همچون خانوادههایی با قبض مصرف پایین)، اصلاح رفتار مصرفی را در جامعه ترویج کند. این مأموریت، بدون نیاز به دخالت در حریم خانهها، دقیقاً در چارچوب وظایف ذاتی این نهاد تعریف میشود.
۴. همکاری با دولت در بهینهسازی اماکن عمومی: بسیج میتواند نقطه شروع را اماکن وابسته به خود، شامل مساجد، حسینیهها، پایگاهها و ادارات قرار دهد و با اقداماتی نظیر تعویض لامپهای فرسوده، نصب تایمر برای کولرها و بهینهسازی سیستمهای سرمایشی، مصرف را در این فضاها کاهش دهد و بدینترتیب، خود به الگویی عملی برای سایر نهادها و آحاد جامعه تبدیل شود.
در مجموع، ظرفیت بیبدیل بسیج در نظارت مردمی، آنگاه به حداکثر اثربخشی دست خواهد یافت که بهجای بازرسی خانهها و نقض حریم خصوصی، بر شفافسازی بازار، مبارزه با فساد اقتصادی و آموزش همگانی متمرکز شود. مسیر صحیح، تقویت نقش نظارتی مبتنی بر گزارشدهی است، نه ورود به حوزههای فنی و اجرایی که نتیجهای جز فرسایش سرمایه اجتماعی این نهاد ارزشمند در پی نخواهد داشت.